طالبان: ۱۵۰ هزار امریکایی نتوانستند ما را مغلوب کنند

سونی انگیل راسموسین و عزیز احمد تسل در مطلب منتشره در روزنامه The Guardian، چاپ انگلستان می نویسند، مصاحبه های نادر با افراد مسلح جنبش فعال که تحت ضربات اوباما و در برابر استراتیژی کنونی ترامپ که متوجه آنست، تا «تروریستان را بکشد»، تاب آورده، روشنی می اندازند.

کوکچه پرس139 نمایش هاآخرین بروزرسانی:جمعه ۱۲ عقرب ۱۳۹۶ - ۴:۳۹ بعد از ظهر
طالبان: ۱۵۰ هزار امریکایی نتوانستند ما را مغلوب کنند

قوماندان طالبان با چادر نصورای بر شانه و محافظ او که در روی فرش زانو زده در تیلفون های شان نوار حملات، طوری مونتاژشده، را تماشاه میکنند، تا آن مانند بازی ویدیویی با صلیب های کمپیوتری هدف گیری بر نشانه معلوم شود. آنها هر بار، وقتیکه موتر زرهی حکومتی با ماین تصادم

میکند — «الله اکبر» میگویند. ملا عبدالسعید با روزنامه «The Guardian» در منطقه بایر دوردست در حویلی در ولایت لوگر، جای که او گروپ متشکل از ۱۵۰ نفر مسلح طالبان (سازمان تروریستی ممنوع در روسیه — تبصره مدیریت مسوول) را رهبری میکند، ملاقات نمود. او با سربازان خارجی و متحدین افغان آنها از لحظه می جنگد، وقتیکه ایتلاف تحت رهبری امریکا در افغانستان مداخله نمود. آو در آن وقت ۱۴ سال عمر داشت. حالا طالبان بزرگترین بخش اراضی را از آن زمان بدینسو کنترول میکنند، وقتیکه آنها را از قدرت برکنار کردند و، ظاهراً، آنها کمبود داوطلبان مسلح احساس نمی کنند.

طالبان میگویند:« 150 هزار امریکایی نتوانستند ما را مغلوب کنند»
طالبان میگویند:« ۱۵۰ هزار امریکایی نتوانستند ما را مغلوب کنند»

امریکا، با تمدید و توسعه حضور نظامی خود در افغانستان، به مجبورساختن طالبان به گذاشتن سلاح بر زمین امید بسته، ولی بدینوسیله خود را با خطر خشمگین ساختن افراد مسلح مواجه می سازد که همیشه خروج نیروهای خارجی را قبل از آغاز مذاکرات صلح مطالبه میکردند. ژورنالیستان «The Guardian» هنگام مصاحبه با رزمندگان عادی طالبان در لوگر و ولایت وردک، منطقه دیگر افغانستان که شعله های آتش جنگ آن را فرار گرفته، جنبش پارچه شده، ولی قاطع را مشاهده کردند که در مبارزه علیه مداخله خارجی باهم متحد شده است. سعید در باره تهاجم بارک اوباما گفت:« ۱۵۰ هزار امریکایی از عهده مقابله با ما برآمده نتوانستند. و ۴ هزار سرباز اضافی امریکا که دونالد ترامپ میخواهد بکار گیرد، بر روحیه رزمی مجاهدین ما تائثیر نخواهد کرد. امریکایان به دهات ما وارد میشدند و ما آنها را دور می راندیم». او گفت، برای آن که طالبان در باره صلح فکر کنند «خارجیان باید بروند و قانون اساسی باید توسط شریعت تعویض شود».

رزمندگان طالبان که در فعالیت های محاربوی شرکت می ورزند به ندرت با ملاقات با ژورنالیستان غربی موافقه میکنند. ولی اشخاصی، مانند سعید، آنهایی که بدون اجازه رهبری صحبت میکنند، تصور ارزشمند راجع به جنبش بدست میدهند که بعد از ۱۶ سال مقابله مسلحانه با حکومت تا اندازه زیادی باز هم بصورت معما باقی مانده است. سعید و یاسین محافظ مسلح او با «کلاشنیکوف» که سوار با موترسیکل ها، با بالانمودن ابر از گرد و خاک، آمدند در ابتدا برخورد غیردوستانه میکردند، ولی در جریان گفتگو نرمتر شدند. به گفته سعید، جنگ تغییر کرده و طالبان نیز خود را با آن عیار ساخته اند. سربازان امریکایی حالا عمده تاً تمرین افغانان را انجام میدهند، حملات هوایی تشدید شده اند.

سعید میگوید:«این حقیقت است که پیروزی بر امریکایان واقعاً دشوار است. ولی ما از انتحاریان استفاده میکنیم و از انها هنوز هم بیشتر استفاده خواهیم کرد. اگر امریکا تاکتیک خود را تغییر میدهند، ما نیز آن را تغییر میدهیم». مقصد از این تغییرات حملات هرچه بیشتر شدید با استفاده از موترهای مملو از مواد منفجره در محلات پرجمیعت و حملات جسورانه بر پایگاه های نظامی می باشد.

در اپریل رزمندگان طالبان در لباس نظامی حکومتی بر مرکز تعلیمی مربوط به پایگاه نظامی در شمال کشور حمله کردند و ۱۵۰ سرباز را کشتند که وسعیترین حمله بر اردو در طول جنگ بود. در ماه گذشته انتحاریان قطعه کامل اردو، با حمله دو موتر زرهی که از مواد منفجره پر بودند، بر پایگاه در قندهار، از بین بردند. در حال که سعید مصروف گفتگو بود، سه پسربچه جوان از خانواده ملکی که در خانه زندگی میکردند، جای که مصاحبه ما جریان داشت، بصورت ناگهانی چای آوردند. آنها می خندیدند و به مخابره افراد مصلح گوش میکردند. سعید با لحن آرام و حرفوی صحبت میکرد، ولی سخنان او مملو از خشم شخص بود که تمام زندگی بالغ خود را به جنگ به طول نسل وقف نموده و ۱۲ عضو خانواده خود را از دست داده است.

او، مجبوراً به سوال راجع به تلفات تعداد بس بزرگ مردم ملکی در این جنگ، گفت که طالبان «ممکن مرتکب اشتباهات شوند» و سعی میکنند به مردم ملکی زیان نه رسانند، ولی افزود که «اگر در بین رمه گوسفندان کافر پنهان شده باشد، پس حمله بر این رمه گوسفندان مجاز است». دشمنان خارجی همیشه از نقطه نظر تعداد بر طالبان برتری داشتند و از نظر تخنیکی نیز بسیار پیشرفته بودند، ولی، ممکن، طی مدت زمان از سال ۲۰۱۱ به بعد طالبان حالا هرچه بیشتر قوی شده و چند مرکز منطقوی را تهدید میکنند. ولی جنبش پارچه شده است: برخی قوماندانان به سطح پائین از رهبر فعلی مولوی هیبت الله و یا از ساختارهای بسیار افراطی، مانند «دولت اسلامی» (سازمان ممنوع در روسیه — تبصره مدیریت مسوول) حمایت میکنند. ولی اختلاف نظرات به این گروه در مورد دستیابی بر پیروزی ها مزاحمت نمی کند.

سعید اعلام داشت که «۱۰-۱۵ نفر به مجاهدین (در لوگر) همه روزه می پیوندند، بعضاً حتی پولیس می آیند» و افزود که برخورد بد از طرف حکومت و نیروهای خارجی به آمدن داوطلبان کمک میکند.

«بسیاری طالبان، بعد از رهایی از زندان، به انتحاری مبدل میگردند. چرا؟» — او با مطرح نمودن این سوال تشریح میکند که چگونه محافظین زندان ها زندانیان را شکنجه میکنند، آنها را لت و کوب میکنند، یا بسوی آنها جریان هوای فشرده یا چارج برق سوق مینمایند. وقتیکه زندانی را آزاد می سازند، رسوایی بیش از حد بزرگ است، تا آن را تحمل کرد. اظهارات راجع به شکنجه های که نیروهای حکومتی انجام میدهند، از طرف سازمان ملل متحد نیز تائید میشوند.

اگرچه کمتر کسی در جامعه بین المللی باور دارد که جنگ را میتوان به شیوه های توسل به زور خواهد برد، امریکا تلاش خاصی جهت از سرگیری پروسه صلح متوقف شده از خود نشان نمیدهد. ترامپ زمانیکه راجع به استراتیژی خود در آسیای جنوبی اعلام میداشت، گفت:« ما بیش از این کار تشکل ملت را پیش نمی بریم. ما تروریستان را میکشیم. در نتیجه ما برنده میشویم». در اینجا مهمتر اینست که ترامپ هیچگونه محک های را تعیین نکرد که نیروهای امریکایی چه وقت به خانه باز خوانده خواهند شد.

در مصاحبه جداگانه در ولایت وردک که جنگ فرا گرفته عمری ۲۳ ساله که تجربه جنگ شش ساله در خط مقدم جبهه دارد، به «The Guardian» معلومات داد که در مورد ترک کردن جنبش شورشی و انتقال خانواده به کابل فیصله نموده است.

او گفت:« ولی اگر امریکایان به وردک برگردند، من با آنها خواهم جنگید». عمری نسبت به تلفات در بین مردم با بی رحمی برخورد نمی کند، به گفته او، این کار به مناسبات بین طالبان و افغانان ملکی که حالا با خوشی کمتری به افراد مسلح پناه میدهند، زیان رسانده است.

ولی این دو نفر مسلح در یک مورد اتفاق نظر دارند: شیوه های غیرنظامی اثرگذاری بر امریکا به عین ترتیب خطرناک اند، مانند سربازان در لباس نظامی، خاصتاً بعد از آن که تعداد نیروهای امریکا کاهش یافت. این اطمینان در سال گذشته بعد از حمله وحشتناک گیچ کننده بر پوهنتون امریکایی در کابل که در آن ۱۶ محصل و کارمند کشته شدند، بوجود آمد. در پایتخت بسیاری ها این پوهنتون را مروارید افغانستان بعد طالبان میدانند. اگرچه هیچ یک از گروه ها مسوولیت این حمله را بردوش نگرفت، سعید و عمری اعتراف کردند که پوهنتون تهدید محسوب میشود. سیعد گفت:«ما باید این معلمین را بکشیم که ادارک جامعه را تغییر میدهند». حالا، ظاهراً، طالبان توانایی جنگ روان بطی را به کمک حامیان خود دارا می باشد. بعد از آن که امریکا چندی قبل بر پاکستان فشار آورد و آن را به آغاز مبارزه با پناه گاه های افراد مسلح مجبور ساخت، برخی طالبان به اتکا بر همسایه دیگر رو آوردند. عمری میگوید:« بسیاری طالبان میخواهند از پاکستان به ایران بروند. آنها بیش از این بر پاکستان باور نمی کنند». پاکستان نفی میکند که به افراد مسلح پناه داده است، ولی سعید تائید کرد که آنها از این کشور کمک دریافت کرده، اگرچه عقیده ندارد که آنها به آن وابسته اند. او گفت:«داشتن مناسبات — یک مساله و اجرای اوامر — مساله کاملاً جدا است. هر گروه که میخواهد قوی تر گردد — باید با کشورهای دیگر معاشرت نماید. ما باید با ایران معاشرت نمائیم و ما باید با پاکستان معاشرت نمائیم. به عین ترتیب که حکومت افغانستان به هند و چین مراجعه میکند».

۱۳۹۶-۰۸-۱۲
کوکچه پرس