« دری » در قانون اساسی ۱۳۴۳ جاگزین « فارسی » شد

پرتو نادری248 نمایش هاآخرین بروزرسانی:شنبه ۱۳ عقرب ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۸ قبل از ظهر
« دری » در قانون اساسی ۱۳۴۳ جاگزین « فارسی » شد
نویسنده: پرتو نادری

نخستین بار در افغانستان، واژۀ « دری » به حیث یک زبان در قانون اساسی ۱۳۴۳ خورشیدی جاگزین واژۀ « فارسی » شد. بدین‌گونه مضمون قرائت فارسی به مضمون دری بدل شد؛ ولی زبان در میان مردم همان بود که بود. گویی بر یک مفهوم جامۀ دیگری پوشاندند، با این حال از همان زمان بدینسو دو گونه گرایش در جامعۀ فرهنگی افغانستان شکل گرفت و روز تا روز شدت بیشتری یافت.

نخست، آنانی که هرگونه کاربرد ( فارسی یا فارسی دری ) را به مفهوم جاسوسی و خوش خدمتی به ایران تلقی کردند و گفتند زبان ما مطابق به قانون اساسی « دری » است، نه فارسی یا فارسی دری. کار به جایی کشیده شد که کسانی به خود حق دادند و هنوز حق می‌دهند تا چنان ترافیکی در چهار راه زبان با چراغ سرخ خطر قامت بلند کنند و بگویند زینهار این یا آن واژه را به کار مگیر که وحدت ملی را تخریب می کند! واژۀ بی‌گانه است. یک چنین طرز تفکری بر بنیاد گزارش های رسانه ای سبب شد تا حتا در قانون اساسی کنونی افغانستان نیز دست برد زده شود. چنین است که هم اکنون شماری گسترده‌یی از واژگان پاکیزۀ فارسی دری به پشت سیم‌های خاردار تعصب، تبعید شده اند.

در واکنش به این امر کسانی هم چنان در برابر « دری» ایستادند که اگر توان آن را می داشتند این واژه را از تمامی قاموس‌ها و فرهنگ‌های جهان ریشه کن می کردند. کسانی را که تا از دری و فارسی دری سخن گفتند، حکم دادند که اینان کاسه لیسان فاشیزم هستند و چاپلوسان قبیله. اتفاقاً چنین یاوه‌ هایی را کسان می‌گویند که در تمامی عمر یک صفحه متن درست، علمی یا هنری – ابی در این زبان پدید نیاورده اند. این هر دو گروه در دو خط افراط گرایی خطرناکی گام بر می دارند. دو اکسترمیزمی که هر گونه ریسمان تفاهم را می گسلاند! 

می گویند به کسی گفتند که به لب بام نزدیک مشو! او آن قدر عقب عقب رفت که از سوی دیگر بام به زمین افتاد. این گروه چنین اند، از آن سوی بام بر زمین خورده اند. زبان شناسان و دانشمندان بیشتر بر این باور اند که « دری » خود زبان است نه لهجۀ فارسی، حال این زبان را کابران آن ، شاعران و نویسنده‌گان گاهی فارسی و گاهی هم فارسی دری نیز گفته اند. دیروز دیدگاه‌های زبان شناس و دانشمند ایرانی شفیعی کدکنی را در میان گذاشتم که سخن از سابقۀ زبان دری داشت و این که این زبان را به نام فارسی و فارسی دری نیز یاد کرده است. هم‌مهینان با حمیت من چنان بر من تاختند که سر باز نازی بر یک یهودی بخت برگشته! بر می گردیدم به قانون اساسی ۱۳۴۳خورشیدی. در مادۀ سوم این قانون آمده است: « از جملۀ زبان‌های افغانستان، پشتو و دری زبان‌های رسمی می باشند.» اما چرا فارسی در این قانون جایش را به دری داد؟ خاطرات میر محمد صدیق فرهنگ را ورق می زنیم. او که عضو کمیسیون تسوید این قانون اساسی بود چنین می‌نویسد: « در مسالۀ لسان همه برین عقیده بودند که دو زبان فارسی و پشتو رسمی شمرده شود و به پیشنهاد من که از طرف شفیق هم تایید شد توافق حاصل آمد تا به جای اصطلاح زبان فارسی، اصطلاح زبان دری به کار رود.» ( خاطرات، ۱۳۹۴، ص ۳۰۲٫)

به گفتۀ فرهنگ بحث زبان و دین در کمسیون تسوید بسیار داغ بوده است. حتا شماری هم در کمیسیون خواهان آن بودند که در قانون اساسی نباید نامی از زبان‌ها برده نشود. چنان که او از شمس الدین مجروح این گونه رووایت می‌کند: « نظر به حساس بودن موضوع از ذکر مسالۀ زبان در قانون به کلی صرف نظر شود. من با نظر او مخالفت کردم و اظهار داشتم که چون از چند سال بدین طرف برتری پشتو بر السنۀ افغانستان و از آن جمله فارسی، توسط اسناد رسمی و اقدامات عملی دولت محرز گردیده، سکوت درین موضوع در حکم تصدیق سیاست گذشته است که یک قسمت بزرگ ملت با آن مخالفت دارد. بحث ما در این موضوع به درازا کشید. میر نجم الدین انصاری و حمیدالله خان هم با حرارت از نظر من طرف‌داری کردند؛ اما مجروح بر موقف خود ایستاده‌گی داشت و مدعی بود که مساوی شمردن فارسی و پشتو در لویه جرگه یا مجلس موء سسانی که به غرض تصویب قانون اساسی دایر گردد با مخالفت مواجه خواهد شد.» ( همان، ص ۳۰۴٫)

خوب شاید نتوانیم تصور کنیم که اگر نامی از زبان‌ها در این قانون اساسی برده نمی‌شد، حال با چه وضعی رو به رو بودیم که نمی شود در این باب بیشتر سخن گفت، برای آن که چنین چیزی واقع نشد.اما چرا فرهنگ خواسته بود تا در قانون اساسی دری جاگزین فارسی شود. او نظر خود را این گونه توجیه می‌کند: « در قسمت زبان رسمی کشور، اصطلاح زبان دری به جای زبان فارسی به پیشنهاد من در متن درج شده بود. هواخواهان برتری پشتو را غافل‌گیر کرد. آن‌ها ترجیح می‌‌دادند که این زبان مانند سابق زبان فارسی نامیده می‌شد تا آن را بی‌گانه و منسوب به ایالت فارس از ایالات ایران قلم‌داد کرده در افغانستان از رسمیت ساقط نمایند و زبان پشتو را یگانه زبان رسمی و ملی کشور اعلان نمایند. باید گفت که در این موضوع پشتو زبانانی که در کمیتۀ تسوید عضویت داشتند، خصوصأ شفیق و حامد، منصفانه رفتار نمودند. یعنی از اصل رسمی بودن هردو زبان و مساوات در بین ایشان که در متن درج شده بود، صادقانه دفاع نمودند. معذالک چون تعداد هواخواهان پشتو زیاد زیاد بودرفقرۀ در متن علاوه شد که به حکومت وظیفه می‌داد برای انکشاف ” زبان ملی پشتو” تدابیر خاص اتخاذ کند و این توصیه در سالیان بعد از طرف پشتو زبانان یا بهتر است بگوییم بیوروکرات‌های پشتو زبان، به حیث سلاح موثری در جهت حصول هرگونه امتیاز برای خودشان به‌کار رفت و زبان پشتو به حیث زبان ملی یادشده بود به طوری که ممکن بود از آن چنین نتیجه‌گیری کرد که سایر زبان‌ها ملی نمی باشند. اما این نکته بعدها، چنانچه خواهیم دید در لویه جرگه به طور ضمنی اصلاح گردد.» ( همان، ص ۳۳۵٫)

زنده‌یاد فرهنگ نگرانی داشته است که در لویه جرگۀ قانون اساسی ممکن برتری جویان زبانی، زبان فارسی را با چنین بهانه های غیرعلمی که گویا تنها زبان ایرانی‌ها است، از رسمیت در قانون اساسی فرواندازند. از همین سبب پیشاپیش در کمسیون تسوید قانون اساسی پیشنهاد می‌کند که در قانون اساسی دری جاگزین فارسی شود. دهه‌ها از این رویداد می‌گذرد. مشکل است تصور کنیم که اگر فارسی در قانون می ماند، چه رخ می‌داد! شاید پس از یک گفت وگو تصویب می شد. بسیار دوشار است بپنداریم که فارسی را می خواستند یا می‌توانستند از قانون بیرون کنند. زبانی که حیثیت بین القومی در افغاستان دارد.

خانوادۀ سلطنتی نیز به این زبان سخن می گفتند. آیا کسانی و برتری جویانی در آن روزگاری که افغانستان خواسته بود تا وارد میدان پر چالش دموکراسی شود، می توانستند زبان فارسی را از قانون اساسی بیرون کشند؟ نمی توان چیزی گفت! دیدگاه زنده یاد فرهنگ بدون تردید یک دیدگاه و نظر خیرخواهانه نسبت به زبان فارسی دری بوده ؛ اما پس از آن همین جاگزینی دری در قانون پیوسته در عرصۀ زبان و فرهنگ در افغانستان تنش‌زا و چالش برانگیز بوده است. شماری از این امر برای اهداف متعصبانۀ خود چنان استفاده کردند که گویی زبان فارسی در میان ایران، تاجیکستان و سمرقند و بخار در اوزبیکستان توته کیکی است که با تیغی از هم جدا شده است. همین که از مرز اسلام قلعه گامی آن سو نهادی دیگر با یک خط مرزی رسیده ای به سرزمین فارسی و از دریای آمو که بگذری رسیده ای به سرزمین زبان تاجیکی !

به هر صورت می رویم به نخستین نشست‌ تصویب قانون اساسی که در پیوند به زبان‌ها چه رخ داده بود. فرهنگ می نویسد: « بالاخره مجلس افتتاح گردید. متن به هردو زبان پشتو و دری از جانب شفیق قرائت می‌شد و بحث برآن صورت می‌گرفت. دیباچه و دو مادۀ اول با یک اندازه مباحثه؛ اما بدون تشنج خاص، به تصویب رسید. اما در مادۀ سوم که مربوط به زبان بود مخالفت یک عده از پشتو زبانان با متن، که به هردو زبان پشتو و دری حیثیت مساوی می‌داد آشکار گردید. کمیتۀ تسوید و یک عده از اعضای کمیسیون و اعضای جرگه از متن مدافعه می کردند و در این مباحثه من سهم فعال داشتم. در ضمن این مباحثات غلام محمد خان فرهاد در خلال بیانیه‌ای با همان اصطلاحات عوام فریبانۀ ویژۀ خودش اظهار داشت که برادران عزیز، باید گردن بسته‌گی نشود. همه دنیا می دانند که در افغانستان پشتون‌ها اکثریت دارند و دیگر مردم اقلیت. چون در تمام دنیا جزء تابع کل است لهذا غیر پشتون‌ها باید در این مساله پافشاری نکرده و از نظریۀ اکثریت پیروی کنند و زبان پشتو را به حیث یگانه زبان رسمی کشور بشناسند.

در حالی که من خود را آماده کرده بودم که راجع به ترکیب اجتماعی افغانستان و حقوق اقلیت‌ها در نظام مبنی بر دموکراسی به او جواب بدهم، اقای شریفی جاغوری نوبت گرفت، در ضمن بیانیه‌یی مملو از فصاحت و بلاغت بی‌نظیر، مساله را از زاویۀ مذهبی مطرح نموده چنین اظهار داشت: ” زبان مایۀ شرافت انسان بر سایر حیوانات است. چنانچه خداوند تعالی در صفت انسان و ترجیح آن بر سایر حیوانات فرموده اند که : ” علمه البیان” یعنی به او ، یعنی به انسان، بیان و گفتار و لسان آموختیم؛ اما نفرموده اند که ” علمه الپشتو” و یا ” علمه الفارسی” و حتی ” علمه العربی” که زبان پیغمبر اسلام بود.

از این معلوم می‌شود که در نزد خداوند تمام لسان‌ها حیثیت مساوی دارند و کسانی که حالا می‌خواهند یک زبان را بر دیگر زبان‌ها ترجیح بدهند از حکم خداوند تجاوز می‌کنند.” این بیانیه چنان بر مجلس تاثیر وارد نمود که دیگر کسی جراًت نکرد راجع به امتیاز و برتری زبان پشتو به حیث زبان ملی و غیر آن، چیزی به زبان آورد و به پیشنهاد یک نفر از اعضا برای آن که سایر زبان‌های افغانستان مثل ازبکی و غیره هم از قلم نیفتاده باشد، فیصله بر این شد که کلمات ” از جملۀ زبان‌های افغانستان” در شروع عبارت ایزاد شود تا ثابت گردد که هرچند دو زبان در کشور حیثیت رسمی دارد؛ اما زبان‌های کشور به همین دو محدود نمی باشد. این جلسه در فضای متشنج سپری شد.» ( همان، ص ۳۴۴٫)

ماجرای دری نامیدن این زبان به همین جا بر می گردد. حال کسانی که می خواهند مفهوم دری را درپای فارسی قربانی کنند ، یا کسانی که به نام دری می خواهد فارسی را از دار تعصب حلق آویز کنند، مربوط خودشان است. از سال‌های دراز که چیزهای که می نویسم، وقتی بحث این زبان یا نام این زبان می آید ، من می نویسم « فارسی دری» یا « پارسی دری» ! بخش نخست پرتونادری

۱۳۹۶-۰۸-۱۳
پرتو نادری