پارسی دری نام ادبی اصلی زبانی است

عزیز آریانفر93 نمایش هاآخرین بروزرسانی:شنبه ۱۳ عقرب ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۸ بعد از ظهر
پارسی دری نام ادبی اصلی زبانی است
عزیز آریانفر

شایان یادآوری است که دیرین ترین نام زبان ما پارسی است. یعنی زبان باشندگان دامنه های هندوکش و بابا که شماری از آنا ن از راه هرات و سیستان به سوی غرب پشته ایران مهاجرت کردند. پارسی دری نام ادبی اصلی زبانی است که در محافل علمی اروپایی به نام پارسی نو یاد می شود. دقیق تر پارسی پیشینه ۲۷-۲۵ سده یی دارد. اما پارسی دری پیشینه یی در حدود ۱۵/ ۱۷ سده یی. مقاله آقای شاری در زمینه بسیار جالب است: «پارس، در اوستا، کهن ترین متن سرزمینی و فرهنگی اَئیریَنِم وئیجه یعنی حوزه هندوکش و هیرمند، به نام «اوپائیری سئن» و به معنای فراتر از پرش شاهین، یاد شده است. در متن‌های پهلوی به گونه‌ «اپارسن» نام برده شده است. واژه‌ها در گذر تاریخ، دیگردیسی و تراشخوردگی را تجربه می کند. این واژه نیز، در اوستایی اوپائیری سئن، در پهلوی به گونه اپارسن و در پارسی دری نو، به گونه‌ پارس در آمده است. نشانه هایی که از موقعیت سرزمینی آن در متن اوستا و متنهای پهلوی داده شده است، شکی باقی نمی‌گذارد که منظور از آن رشته کوه‌های هندوکش و بابا است.

در متن های کهن اوستا و پهلوی به روشنیِ تمام، از جاری شدن رودهای «هریرود»، «هیرمندرود»، «بلخرود» و «مرو رود» از اوپائیری سئن، اپارسن و پارس سخن گفته اند که بدون تردید این رودها از کوه های بابا و هندوکش که در مرکز افغانستان جاگیر است؛ سرچشمه گرفته است. از کوه‌های بابا و هندوکش، شش رود برخاسته که افزون بر چهار رودخانه بالا، کابلرود نیز از این کوه ها جاری می شود. اگر به نقشه افغانستان که کوه ها و رودخانه ها را نشان می دهد، نگریسته شود؛ موقعیت مکانی این کوه ها و جاری شدن رودخانههای ششگانه به روشنی نمایان است. شادروان پور داود، اوستا شناس برجسته نیز ضمن نقل مستندات متون پهلوی، اوپائیری سئن و اپارسن را کوه¬های بامیان در مرکز افغانستان دانسته است: «این کوه در نوشته های پهلوی «اپارسن» (aparsen) یاد شده است، بندهش فصل ۱۲، فقره ۹: «اپارسن، گذشته از البرز، بزرگترین کوه است، در فصل ۲۰ بندهش که از رودها سخن رفته در فقرات ۱۶، ۱۷، ۲۱ و ۲۲ گوید: «هری رود از اپارسن روان است، هلمند رود که در سکستان [سیستان] است؛ سرچشمه اش در اپارسن می باشد. مرو رود از اپارسن می آید. بلخ رود از کوه اپارسن به بامیکان (بامیان) برخیزد» بنا براین اوپائیری سئن، در اوستا و اپارسن در بندهش، عبارت است از بخش غربی هندوکش که سلسله کوه بابا باشد.» (پور داود، فرهنگ ایران باستان، ۲۵۳۵: ۳۰۴) رود هیرمند، از دامنه های کوه بابا سرچشمه گرفته و به سیستان تاریخی می ریزد و بلخرود از پارس به بامیان می آید. پور داود در حاشیه یشت-ها نیز گفته است: «بلخ رود از کوه اپارسن به بامیکان [بامیان] می آید .» (حاشیه پورداود بر ج۲ یشت ها: ۳۲۶). پور داود در کتاب گرانسنگ «فرهنگ ایران باستان»، می نویسد :«در هشت فقره نخست زامیادیشت، نام پنجاه و سه کوه نام برده شده است. یکی از این کوه ها «اوپائیری سئن» (upairi- saena) است که به گفته اوستا این کوه «پوشیده است از برف، مقدار کمی از آن آب می¬شود» هم چنین در یسنا فقره ده و یازده، «اوپائیری سئن» با چند کوه که بر آن¬ها گیاه هوم می¬روید یاد شده است.» (پور داود، ۲۵۳۵: ۳۰۴) ویژگی برفگیر بودن کوه اوپائیری سئن، کاملا با ویژگی کوه¬های بابا و هندوکش همخوانی دارد که یخچال¬های طبیعی فراوانی دارد. واژه اوپائیری سئن، در زبان پارسی دری تراشخورده و به گونه پارس نوشته و خوانده می¬شود. زبان پارسی همراه با آموزه¬های دین حضرت زرتشت به هندوستان کهن و عراق و مازندران منتشر شده است. چون دین زرتشت در دامنه¬های کوه اوپائیری سئن نازل شده، دین زرتشت هم به «دین پارسی» شهرت یافت و زبان کتاب این دین [اوستا] نیز پارسی خوانده شده است. پارسی، بیشتر نام دینی است که از اوپائیری سئن، ریشه گرفته است. سردسیری و برف¬یر بودن حوزه هندوکش و بابا، همخوانی روشنی با سرزمین ائیرینم وئیجه (یران‌ویج) تاریخی دارد که گفته شده ده ماه زمستان و دو ماه تابستان است. زمستان‌های پر برف زمان‌های گَینه، حدود ده ماه سرما بر مردمان این حوزه تحمیل می¬کرده است که در بسیاری از جاها به ویژه بامیکان برف‌ها تا زمستان بعد مهمان کوه-ها بوده است. ستیغ اوپائیری سئن، غرور تسخیر ناپذیری است که هیچگاه مسخّر دیوان قرار نگرفته که روزگاری هندوکش و روزگاری هنده¬کش بوده است. این کوه، بلندترین قله هندوکش است که به نام کوه شاهپولادی معروف است: «بلندی این کوه، مناسبتی با نام آن دارد، زیرا اوپائیری سئن، که از دو جزء ترکیب یافته، لفظا یعنی برتر از پرش شاهین. یعنی این کوه چندان بلند است که شاهین بلند پرواز هم بر فراز آن نتواند رسید.» (پور داود، ۲۵۳۵: ۳۰۴) فردوسی نیز به بلندای کوهی که سر به ابر می-ساید سخن گفته است: یکی کوه بینی سر اندر سحاب/ که بر وی نپرید پرّان عقاب- فردوسی. پارس فرهنگی و تمدنی

منظور از پارس در این تعبیر، هر جایی است که جوهره فرهنگ و تمدن پارسی در آن حضور داشته باشد. پس از آن که دین زرتشت به فرامرز «ائیرینم وئیجو» گسترش یافت، مجموعه سرزمین‌هایی که دین زرتشت را پذیرفته بودند، «پارس» خوانده شده است. شبیه آن که امروزه به مجموعه کشورهای اسلامی «جهان اسلام» یاد می‌شود، آن زمان، به گستره دیانت زرتشتی، پارس گفته می‌شده است. به تبع دیانت زرتشت پارسی، زبان اوستایی نیز در این اقلیم نفوذ یافته و ترجمه شده است که کم‌کم جایگزین زبان مادی و پهلوی گردید. پارسی پارسی، منسوب به اوپائیری سئن، اپارسن و پارس است. دین زرتشت و زبان این دین، به پارسی شهرت یافته است. چون کوه اوپائیری سئن، خاستگاه دین زرتشت است، این دین به «دین پارس» و «پارسی» مشهور شد. انسان متدین به دین پارسی را «پارسا» می‌گفتند. بیشتر هم در ادبیات عرب¬ها به دین رزتشتی و سرزمین رزتشتیان، فارس و فرس گفته شده است. همراه با متن مقدس اوستا، زبان مکتوب آن نیز به سایر مناطق جهان، به ویژه غرب کویر نمک و جزیره نمای هند، گسترش یافته است. همان گونه که امروزه همراه ترجمه و تفسیر قرآن مجید، بخشی از واژه¬ها و تعبیرهای عربی به زبان پارسی دری راه یافته، همراه متن و تفسیرهای اوستا نیز زبان و واژگان اوستایی گسترش یافته است. البته باید یادآوری شود که واژه¬های اوستایی در این تحولات، دچار تغییراتی هم شده است، اما ریشه¬ اصلی آن در زبان و لهجه¬ی هزاره¬ها یافت می¬شود. این تغییر در واژه¬ها و همسان نمایی آن با زبان مردم عراق عجم، برخی را بر آن داشته است که گمان کنند این واژه¬ها اصالت پهلوی دارند. دین زردشتی به دلیل آن که از دامنه¬ کوه اپارسن برخاسته به نام دین پارسی مشهور شد، که قلمرو این دین را نیز پارسی و پارس نامیده¬اند. همان گونه که مشاهده شد، اوپائیری سئن سرچشمه¬ بلخرود، هیرمند، مرو رود، هریرود و کابلرود است که از کوه¬های بابا و هندوکش جاری است. بنا بر این، پارس اصلی و نخستین، همان کوه¬های مرکز افغانستان امروز، یعنی «بابا» و «هندوکش» است و دین و زبان پارسی منسوب به این سرزمین است. برخی، با واژه پارسی واکنش منفی نشان می¬دهند که از بیخبری از این ریشه¬ها ناشی می¬شود. زبان پارسی منسوب به خاستگاه اصلی این زبان، یعنی اوپائیری سئن و بامیان است. به دلیل گسترش دین پارسی به حوزه¬ غرب کویر، در زبان عرب¬ها، «فرس» و «فارس» خوانده شده است.

۱۳۹۶-۰۸-۱۳ ۱۳۹۶-۰۸-۱۳
عزیز آریانفر