« دری» نه لهجۀ پارسی است و نه هم صفتی برای پارسی

پرتو نادری61 نمایش هاآخرین بروزرسانی:شنبه ۱۳ عقرب ۱۳۹۶ - ۹:۴۵ بعد از ظهر
« دری» نه لهجۀ پارسی است و نه هم صفتی برای پارسی

« دری» نه لهجۀ پارسی است و نه هم صفتی برای پارسی؛ بلکه « دری» زبانی است کهن سال که نخستین سروده ها در این زبان به پیش از اسلام می‌رسد. دری همان زبانی است که به آن پارسی یا پارسی دری نیز می‌گویند. بسیاری از دوستان در برابر« دری» چنان حساس شده اند که هندویی در برابر گوشت گاو.

من هوای نوشتن چیزی را در این پیوند را ندارم ، چون کمیت من در این راه می لنگد. درهفته‌های اخیر سرگرم رشته ‌نوشته‌هایی بودم در پیوند به شعر کوتاه و کوتاه سرایی. به آثاری چند تن از دانشمندان، پژوهش‌گران و زبان شناسان ایران نیز سری زدم. در این روزها که غوغای دری و پارسی بسیار داغ بود، توجه بیشتری کردم و دیدم که این دانشمندان ایرانی عمدتاً این زبانی را که در این حوزۀ بزرگ به آن سخن می‌گویند « دری» خوانده اند و گاهی هم به نام پارسی یا پارسی دری یاد کرده اند. من در کتاب « موسیقی شعر» از دکتر شفیعی کدکنی چنین خواندم.

« … هنوز به روشنی دانسته نشده است که شعر دری از کجا و کی پیدا شده است داستان‌های که تذکره نویسان در بارۀ نخستین شعر وشاعر زبان دری آورده اند هیچ‌کدام نمی‌تواند سندی قاطع و استوار داشته باشد. مورخان و تذکره نویسان، بی آن که توجهی به حقیقت ماجرا داشته باشند، می‌گویند که شعر دری پس از حملۀ تازیان به وجود آمده است. پیش از آن سابقه ای نداشته است و آن چه یادکرده اند بیشتر نمونه‌هایی است از اشعاری که در اسلام سروده شده است. مانند: ” ابوحفص سغدی” و ” ابوالعباس مروزی” و یا شعر منسوب به ” یزید بن مفرغ” تازی و پیداست که اگر بخواهیم شعر دری را به بعد از اسلام منحصر کنیم باید یکی از همین نمونه‌ها را بپذیریم.»

دکتر محمد رضا شفعی کدکنی، موسیقی شعر، انتشارآگاه ، ۱۳۷۳، ص ۵۶۲-۵۶۳٫

کدکنی از پیدایی شعر « دری» سخن می‌گوید و باور دارد که نخستین سروده‌ها در این زبان به پیش از اسلام می‌رسد. یعنی به دوران ساسانیان. او بحث نخستین سروده‌های زبان « دری» را این گونه ادامه می دهد: « آخرین تحقیقی که در بارۀ شعر دری پس از اسلام شده همان است که آقای دکتر عبدالحسین زرین کوب نوشته اند و سرود مردم بخارا را در بارۀ عشق‌بازی‌های ” سعید بن عثمان” سردارتازی و خاتون بخارا( که مولف تاریخ بخارا از آن یاد کرده و سرودش را نیاورده ) ایشان در کتابی به نام : ” اسماء المغتالین من الاشراف فی الجاهلیة و الا سلام” تالیف ابوجعفر محمد بن حبیب بغدادی متوفی به سال ۲۴۵ هجری، که چند سال قبل در قاهره چاپ شده، یافته اند و اندکی از آن سرود را که در آن کتاب آمده نقل کرده کرده اند و آن این است: کورخمیر آمد

خاتون دروغ کنده (همان، ص ۵۶۳ )

او در ادامه می نویسد: « بی هیچ تردید این نمونۀ کهن ترین سرود فارسی دری مربوط به بعد از اسلام است تا آن جا که به ما رسیده است تا آن جا که منابع موجود تاریخی گواهی می‌دهند، از شعر یزید بن مفرغ نیز کهنه تر است؛ زیرا داستان اش چند سال پیش‌تر از ماجرای یزید بن مفرغ روی داده است.

اما نمی توانیم شعر دری را پدیده ای که پس از اسلام به وجود آمده باشد، بدانیم؛ زیرا این زبان کهنه‌تر از این است و اگر در گذشته بعضی می پنداشتند که زبان دری دنبالۀ پهلوی ساسانی است و تصور می‌کردند که از آمیزش زبان پهلوی و تازی به وجود آمده است، امروز ثابت شده و قراین استوار تاریخی و زبان‌شناسی بر این موضوع تصریح دارند که زبان دری زبان تازه‌یی نیست، بلکه پیشینه ای کهن دارد که در عرض زبان پهلوی است و لهجه ای مشترک بوده که در مشرق ایران و دربار شاهان بدان سخن می گفته اند و در این باره از قدیم‌ترین روزگار مورخین اسلامی مانند ابن مقفع، بنقل ابن ندیم، و حمزۀ اصفهانی در ” التنبیه علی حدوث التصحیف” و یاقوت حموی در ” معجم البلدان” اشاراتی داشته اند و زبان رایج و لهجۀ عمومی و ادبی بوده است که در دورۀ ساسانی و اوایل اسلام ، در ایران شیوع داشته است و گذشته از شواهد تاریحی از نظر اصول زبان شناسی و غوررسی در تاریخ شعرفارسی بعد از حملۀ عرب، این موضوع به خوبی روشن می شود و وجود آثار فصیح و استواری از شاعران و نویسنده‌گانی چون رودکی، بلعمی نشان می‌دهد که زبان دری زبان رایج و پخته وکامل بوده است تا توانسته در فاصلۀ کم‌تر از دو قرن آن چنان تکامل پیدا کند و نیز عباراتی که از شاهنشاهان ساسانی به زبان دری در کتب عربی، مانند ” المحاسن و الاضداد” جاحظ ذکر کرده اند خود گواه این بحث است. با این دلایل استوار نمی‌توانیم شعرموجود در این زبان را به حدودی مربوط به پس از حملۀ عرب منحصر کنیم؛ زیرا وقتی زبان رایج بود بی‌هیچ گمان شعرهم در آن خواهد بود و اگر نمونۀ آن به ما نرسیده باشد، دلیل آن نخواهد بود که شعر نداشته است.» ( همان، ص ۵۶۴-۵۶۵ ) دکتر کدکنی زمانی که در پیوند به چگونه‌گی وزن نخستین سروده ها در زبان دری یعنی خسروانی‌ها سخن می‌گوید، باور دارد که شعر دری در آن روزگار وزن هجایی داشته که بعد از حملۀ عرب تابع وزن عروضی شده است. او خسروانی های را که باربد در دربار خسرو پرویز ساسانی با لحن می خوانده سروده هایی می داند به زبان دری نه به زبان پهلوی که وزن هجایی داشته اند. « از این سرود که بی‌هیچ تردیدی به زبان دری است روشن می شود که هم‌چنان که ابن مقفع و حمزۀ اصفهانی و دیگران گفته اند زبان دری زبانی بوده است که در دربار سلاطین با آن سخن می گفته اند و حتا سرودها و شعرهایی که در پش‌گاه شاهنشاهان ساسانی خوانده می‌شده به زبان دری بوده است و سابقۀ زبان دری را استوارتر می‌کند؛ زیرا می بینیم که چندین سال پیش از حملۀ تازیان، در ایران بدین زبان شعر سروده اند و در دربار پادشاهان آن را خوانده اند.» (همان، ص ۵۷۵ )

از گفته‌های دکتر کدکنی می‌توان نتیجه گرفت که زبان دری پیش از اسلام با شعر و سرود خود در کنار زبان پهلوی ساسانی وجود داشته است و نخستین سرودها در این زبان همان خسروانی های باربد هستند. او یکی دو جای از این زبان به نام فارسی دری نیز یاد کرده است.

از این جا می شود گفت: زبانی که از بدخشان تا تهران و دیگر بخش های ایران ، تاجیکستان ، بخارا و سمرقند و کشمیر و… سخن گفته می شود و بدون ترید زبان یک حوزۀ بزرگ تمدنی است که در برپایی کاخ شکوهمند شعر و ادبیات آن نویسنده‌گان، شاعران و گوینده‌گان اقوام گوناگون این حوزه سهم دارند، همان زبان دری است که به نام زبان پارسی دری یا پارسی نیز یاد شده است. من به چنین چیزی در آثار پژوهش‌گران و دانشمندان دیگر نیز برخورده ام که این زبان را به نام دری و پارسی دری نیز یاد کرده اند. نمی خواهم احساسات کسی را برضد خود بر انگیزم ، به گمانم آنانی که دو پای را در یک موزه کرده و می گویند که دری زبان نیست و زبان ما پارسی است و دری را به رسمیت نمی‌شناسیم، در اشتباه اند. این همه نام‌های اند برای یک زبان.

این که بی بی سی چرا صفحۀ بی بی سی افغانستان را به بی بی سی دری تغییر داده و در آن سوی پرده چه هدفی دارد، من نمی دانم. تنها می خواهم بگویم. من از سپتمبر ۱۹۹۷ تا آغاز ۲۰۰۳ گزارش گر بی بی سی بودم. گذشته از گزارش های سیاسی – اجتماعی روز مره هرهفته بر نامه‌یی را زیر نام « گزارش های فرهنگی افغانستان» از ۱۰ تا ۱۲ دقیقه تهیه و ارائه می‌کردم . باور دارم که کمابیش ۲۰۰۰ گزارش از من در بی بی سی نشر شده است. در آن سال‌ها سخنی را از کارمندان بی بی سی شنیده بودم که چنان ضرب المثلی می گفتند: « بی بی سی غولی است که مغز ندارد!»

این که چرا در در قانون اساسی ۱۳۴۳ افغانستان نام فارسی را به دری بدل کردند، دوستان می توانند به خاطرات میر محمد صدیق فرهنگ سری زنند. این پیشنهاد از فرهنگ است ، البته دلایل پیشنهاد خود را نیز نوشته است. سخن آخر این که سیاست پیشه گانی که می خواهد این زبان را گویا پاره پاره کند، بیهوده سر به سنگ می زنند، خوب است تا جایی این همه غوغا برویم و در زبان خود متن بیافرینیم! پرتو نادری

۱۳۹۶-۰۸-۱۳
پرتو نادری