تاريخچه فارسي‌ستيزي و نقش انگليس در افغانستان

کوکچه پرس90 نمایش هاآخرین بروزرسانی:دوشنبه ۱۵ عقرب ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۳ قبل از ظهر
تاريخچه فارسي‌ستيزي و نقش انگليس در افغانستان

زبان فارسي در افغانستان ناملايمت‌­هاي بسياري را تحمل کرده است؛ به ­طوري که امروزه با وجود آزادي بيان در اين کشور، به دليل فعاليت­‌هاي پشتوگرايانه دولتمردان، هنوز اين زبان نتوانسته جايگاه واقعي خود را در سياست­‌هاي دولت افغانستان بيابد. به گزارش خبرنگار فرهنگي باشگاه خبرنگاران پويا،‌ افغانستان يکي از کشورهاي منطقه آسياي ميانه به شمار مي­‌آيد که پايتخت آن شهر کابل است. افغانستان اگر چه به‌عنوان يک کشور و يک ملت داراي تاريخ جديدي است، اما اين سرزمين به لحاظ پيشينه تاريخي، يکي از کهن‌ترين سرزمين‌هاي جهان محسوب مي­‌شود.

اين کشور همچنين به دليل قرار گرفتن در مسير جاده ابريشم،محل تلاقي تمدن‌هاي بزرگ جهان و يکي از مهم‌ترين مراکز بازرگانيدوران باستان بوده ‌است. افغانستان به لحاظ جغرافياي راهبردي و سياسي، در شکل‌گيري سرزميني تمدن‌هاي بزرگي همچون تمدن ايراني،يوناني، بين‌النهرينيو هندينقش داشته است.

مردم افغانستان از ديرباز، جايگاه عمده‌اي در معرفي و گسترش اديان بزرگ جهان و همچنين نقش مهمي در بازرگاني و دادوستد داشته­‌اند. سرزمين افغانستان در برخي دوره­‌هاي تاريخي حتي کانون مسلط سياسي و فرهنگي در آسيا نيزبوده‌ است؛ از اين‌ رو همواره مورد توجه دولت­ها و قدرت­هاي منطقه­‌اي و جهاني قرار مي­‌گرفته و در طول تاريخ گلوگاه يورش مهاجمان و جهان‌گشايان بوده، به‌طوري‌که ردپاي آنها هنوز در گوشه و کنار اين سرزمين ديده مي‌شود.از آغاز پادشاهي هخامنشيان تا امضاي معاهده پاريس توسط ناصرالدين‌شاه قاجار در سال ۱۸۵۷ ميلادي و به رسميت شناختن استقلال افغانستان، اين کشور همواره بخش مهمي از قلمرو خراسان بزرگ به شمار مي­‌رفته است.

بسياري از اهالي اين کشور مي­‌توانند به دو يا سه زبان سخن بگويند و همه زبان­‌هاي اصلي افغانستان در کشورهاي همسايه نيز رواج دارد. زبان‌هاي رسمي افغانستان، زبان پشتو و فارسي است. با وجودي که سياستمداران پشتون افغانستان سعي دارند تعداد گويشوران زبان فارسي را کمتر از آنچه که هست نشان دهند، اما جمعيت قابل توجهي به اين زبان سخن مي­­‌گويند. در افغانستان دو زبانگي (فارسي دري و پشتو) رايج است و اين در حالي است که هر دو زبان­ از خانواده زبان­‌هاي هندواروپايي هستند. زبان بلوچي نيز از شاخه زبان‌هاي ايراني است که به­ همراه زبان­‌هاي ازبکي، ترکمني، ترکي، و برخي گويش­‌هاي ديگر در آنجا رواج دارد.

در ميان فارسي‌زبان‌ها تنوع بيشتري نسبت به ساير زبان­‌ها در افغانستان وجود دارد که از جمله مي­‌توان به تاجي‌ک­ها، هزاره­‌ها، فارسي­‌وان­‌ها (تاجيکي) و ايماق­‌ها اشاره کرد.

امروزه به دليل بيش از ۳۰ سال ناآرامي و جنگ و اوضاع اجتماعي و سياسي خاص افغانستان که زمينه را براي حضور غربي­‌ها و به تبع آن گرايش به زبان انگليسي فراهم کرده، کاربرد واژه­‌هاي انگليسي در زبان مردم رشد قابل توجهي در اين کشور داشته است، به­ طوري که حتي برخي از افراد تفاوت واژگان انگليسي را با زبان مادري خود نمي­‌دانند. زبان فارسي در افغانستان

افغانستان بخشي از همان خراسان قديم است که نام‌­آوران ادب و سخن همچون مولانا، ابن­ سينا، دقيقي، ناصرخسرو، ابومعشر، رشيدالدين وطواط، رابعه، امير خسرو، عنصري و ده‌ها سخن­‌پرداز شيرين سخن را در خود پرورانيده است. پشتوانه کهنِ فرهنگي- تمدني زبان فارسي، بسياري از ابرقدرتها را وادار به فارسي ستيزي کرده چنانکه براي تضعيف آن از هيچ تلاشي فرو گذار نمي­‌کنند. اين درحالي است که فارسي زبان‌هاي افغانستان اعم از متخصصان، علما، زبان­شناسان و گويشوران، همواره زبان خود را جزئي از زبان فارسي برشمرده‌­اند که شرايط جغرافيايي، سياسي و اقتصادي حدود يک سده اخير عامل جدايي و تفاوت در آن شده است. فارسي ستيزي در اين کشور از اواخر قرن نوزدهم ميلادي و در زمان حکومت امير شيرعلي خان و عبدالرحمان خان با حمايت انگليسي­‌ها آغاز شده است.

دوراني که در آن، پيوند قبيله و استعمار عرصه را بر فارسي زبانان تنگ کرد. با تحرکات امير حبيب­‌الله خان، تلاش­‌هاي عصر نادرخان و تحريکات محمدگل خان مومند وزير وقت، سعي در رسمي شدن زبان پشتو و جايگزين شدن آن به­ جاي زبان فارسي داشتند، اما پويايي و گستره زبان فارسي تنها به تصويب ماده ۳۵ مبني بر موظف بودن دولت در تقويت زبان پشتو از طريق برنامه مؤثري در فصل مربوط به حقوق و وظايف مردم منجر شد. زبان فارسي در افغانستان ناملايمت‌­هاي بسياري را تحمل کرده است به ­طوري که امروزه با وجود آزادي بيان در اين کشور، به دليل فعاليت­‌هاي پشتوگرايانه دولتمردان، هنوز اين زبان نتوانسته جايگاه واقعي خود را در سياست­‌هاي دولت افغانستان بيابد. با اين ­حال زبان فارسي در گذر زمان و به ­رغم وجود معربات و واژه‌هاي بيگانه، همچنان اصالت خود را حفظ کرده و يک عنصر مهم ­پيوند دهنده مردم فارسي­‌گوي ايران، افغانستان و تاجيکستان به ­شمار مي‌­رود. بيشتر بخوانيد:

سی » شد

امرالله صالح: «بی بی سی» را تحریم کنید/فارسی جغرافیای معنوی ماست
واکنش تند پدرام به بی بی سی: ما فارسی زبان هستیم به این زبان شعر خواهیم سرود
تشکر آقای بی بی سی؛ حالا منتظر رستاخیز فارسی گرایی باشید
زبان فارسي در مراکز تحقيقاتي و آموزشي، دانشگاه‌­ها و مراکز تحقيقاتي تعداد ۳۴ بخش­ زبان و ادبيات فارسي در افغانستان داير است که به جز قندهار و خوست، بيشتر دانشگاه­‌هاي ولايات اين بخش را دارند. بر اساس گزارش‌­ها تا سال ۱۳۸۹ در افغانستان بيش از ۴۳۰۰ دانشجو در رشته زبان و ادبيات فارسي دري مشغول به تحصيل بوده­‌اند که اين تعداد طي سال­هاي اخير رشد بيشتري هم داشته است.
دانشگاه دولتي کابل: اولين و بزرگترين دانشگاه در افغانستان است که در سال ۱۹۳۱ م. راه ­اندازي شد. بخش ادبيات در دانشکده (پوهنحي) علوم اجتماعي اين دانشگاه در سال ۱۳۲۳ تأسيس شد که با پذيرش ۱۰ دانشجو در برنامه درسي زبان پشتو و فارسي دري، واحدهاي تاريخ ادبيات، گرامر، فنون ادبي، روحيات و فلسفه، عربي و زبان انگليسي براي اين رشته پيش­ بيني شد. بخش زبان دري دانشگاه کابل از سال ۱۳۳۵ به بعد مستقل از ساير زبان­ ها به فعاليت پرداخت که همين بخش زبان دري پس از دانشکده حقوق و طب سابقه­ ديرينه ۶۰ ساله دارد. شخصيت­هاي علمي و فرهنگي افغانستان از جمله استاد خليلي، استاد بيتاب، استاد جاويد و… در اين دانشکده تحصيل کرده­‌اند.
برخي دروس اين رشته شامل زبان­شناسي عمومي، فنون ادبي، متون نظم، تاريخ تحول زبان و تاريخ ادبيات است. اين بخش هم‌­اکنون با ۲۵ استاد از مقطع کارشناسي تا دکتري به فعاليت خود ادامه مي­‌دهد. ۲۰ نفر در مقطع فوق ليسانس و پنج نفر در مقطع دکتري با استفاده از منابع ايراني مانند منابع انتشارات سمت به امر تدريس مشغول‌اند. جمهوري اسلامي ايران در سال ۲۰۰۷ حدود ۲۵ هزار جلد کتاب به اين دانشگاه اهدا کرد.

دانشگاه دولتي ننگرهار: اين دانشگاه در شهر جلال­ آباد ولايت ننگرهار قرار دارد که در سال ۱۳۴۱ راه‌­اندازي شده است. رشته زبان و ادبيات دري در دانشکده زبان و ادبيات اين دانشگاه در سال ۱۳۸۳ در مقطع ليسانس راه‌­اندازي شد که هم‌­اکنون هشت استاد آن را اداره مي­‌کنند و بيش از ۱۵۰ دانشجو دارد که از زمان تأسيس تا کنون ۱۷۰ نفر از آن فارغ التحصيل مقطع کارشناسي شده­‌اند. دانشگاه دولتي بلخ: به اين دانشگاه به زبان پشتو پوهنتون بلخ گفته مي­‌شود که در شهر مزار شريف قرار دارد. اين دانشگاه در سال ۱۹۸۶ راه‌­اندازي شد و سومين دانشگاه بزرگ افغانستان پس از دانشگاه کابل و دانشگاه ننگرهار- به شمار مي­‌رود. دانشکده ماستري زبان دري و پشتو در سال ۱۳۹۱ در اين دانشگاه تأسيس شد که تعداد دانشجويان نخستين دوره آن ۲۰ نفر بود. اين دانشکده در مقاطع کارشناسي و کارشناسي ارشد نيز جزء فعال­ترين دانشکده‌­هاي زبان فارسي افغانستان به شمار مي‌­رود و سالانه تعداد زيادي از دانشجويان در آن فارغ­‌التحصيل مي­‌شوند. در سال ۱۳۹۴ با حضور نمايندگان جمهوري اسلامي ايران، از تعداد ۱۸ نفر دانشجويان دومين دوره کارشناسي ارشد زبان و ادبيات دري اين دانشگاه به عنوان دانشجويان برتر تجليل شد. دانشگاه دولتي هرات: هرچند هرات از ده ها سال پيش فعاليت علمي و اکادميک در مدرسه گوهرشاد بيگم، فخرالمدارس و … داشته اما دانشگاه دولتي هرات در سال ۱۳۶۷ در اين شهر تأسيس شد و همزمان رشته زبان و ادبيات دري نيز در دانشکده ادبيات و علوم بشري آن مطابق با بخش زبان و ادبيات دري دانشگاه کابل فعاليت خود را آغاز کرد. مضامين اساسي که در اين بخش تا ترم هشتم تدريس شد عبارت بودند از تاريخ ادبيات دري متون نظم و نثر دستور زبان (آواز شناسي، صرف و نحو)زبانشناسي (مبادي زبانشناسي، زبانشناسي عمومي، زبانشناسي تشريحي، زبانشناسي تاريخي- مقايسي، معنا شناسي، واژه شناسي) فنون ادبي (بديع، بيان، فصاحت و بلاغت و عروض فارسي) تئوري ادبيات، سبکشناسي ادبي، نقد ادبي، ادبيات عرفاني و جامي شناسي. دوره دکتري زبان و ادبيات دري در سال ۱۳۹۳ در اين دانشکده راه‌اندازي شد که در سال ۱۳۹۴ تعداد ۲۵ دانشجو در سال ۱۳۹۵ تعداد ۲۶ دانشجو موفق به قبولي در اين مقطع شده‌­اند.مدارس (مکاتب) افغانستان کشوري است که زبان فارسي دري در آن به رسميت شناخته شده است. از اين رو، واحدهاي درسي ادبيات فارسي دري و خط پشتو در ۱۲ سال دوره آموزشي مدارس تدريس مي­‌شود. در افغانستان مکاتب خانگي نيز داير هستند که حجم قابل توجهي از شاگردان را به خود اختصاص مي­‌دهند. شرايط اقتصادي نامطلوب و هزينه ­هاي سنگين آموزشي براي خانواده­‌ها آنها را وا­مي­‌دارد که فرزندان خود را به اين مکاتب بفرستند. محل برپايي کلاس­هاي اين مکاتب بيشتر در مساجد است و نام‌­هاي مختلفي مانند مکتب خانگي، مکتب آخوندي، مکتب ملايي، حاجي ملايي و … دارند. شيوه تدريس در اين مکاتب به شکل سنتي و قديمي با آموزش حروف قرآني است و کتاب آنها «هفت و يک» يا «قاعده بغدادي است» نام دارد. در کنار اين کتاب نيز، کتاب­‌هاي ديني مانند چهار کتاب، ديوان خواجه حافظ و… تدريس مي­‌شود. گرچه آموزش خواندن در اين مکاتب سريع­تر از مدارس صورت مي­‌گيرد اما يکي از نقاط ضعف اصلي و مهم آن، آموزش ندادن خط نوشتاري است. البته در مدارس نيز اوضاع نوشتاري مطلوب نيست و به­ دليل نداشتن واحد درسي املاء و انشاء دانش­ آموزان قادر به درست­نويسي نيستند. برگرفته از «شناخت‌نامه زبان فارسي»، تهيه شده در بنياد سعدي.

۱۳۹۶-۰۸-۱۵ ۱۳۹۶-۰۸-۱۵
کوکچه پرس