بازی تخت در خاندان سعودی و طرحی جدید برای تجزیه عربستان

یک تئوری در قالب موسسه سایس پیکو یا یک نقشه انگلیسی وجود دارد که پروژه جدایی تقسیم کشورها با هدف کوچک کردن کشورهای منطقه بمنظور سلطه کامل بر آن‌ها را در دستور کار خود قرار داده است. این پروژه 40 سال پیش طراحی شده و بنا دارد در چشم انداز 2030 عربستان را به چهار بخش تجزیه کند.

کوکچه پرس219 نمایش هاآخرین بروزرسانی:چهارشنبه ۱۷ عقرب ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۸ بعد از ظهر
بازی تخت در خاندان سعودی و طرحی جدید برای تجزیه عربستان
بازی تخت در خاندان سعودی و طرحی جدید برای تجزیه عربستان

سیاست راهبردی عربستان سعودی با آنجه آمریکا در منطقه دنبال می کند به شدت مغایرت پیدا کرده و یکی از گزینه های آمریکا برای رویارویی با سعودی تجزیه این کشور بوده است. آمریکا تعمدا علاقه ای به نابودی داعش نشان نمی دهد و زمانیکه ایران به مدار نفود آمریکا وارد شود قطعا این کار را خواهد کرد.

یک تئوری در قالب موسسه سایس پیکو یا یک نقشه انگلیسی وجود دارد که پروژه جدایی تقسیم کشورها با هدف کوچک کردن کشورهای منطقه بمنظور سلطه کامل بر آن‌ها را در دستور کار خود قرار داده است. این پروژه ۴۰ سال پیش طراحی شده و بنا دارد در چشم انداز ۲۰۳۰ عربستان را به چهار بخش تجزیه کند.

فرمول تقسیم عربستان به این ترتیب است: حرمین شریفین یک بخش مستقل، که مدیریت آن را در اختیار شرفای مکه قرار دهند- اعراب بادیه نشین و بدوی یک بخش دیگر – مراکز نفتی هم در یک حوزه مجزا و دسته آخر در این تقسیم بندی، شیعیان عربستان در قطیف و احسا و دمام به یک جماعتی کوچک تبدیل می‌گردند.  تقسیم عربستان به چهار بخش کوچک از استراتژی های کلان و بلند مدت انگلیسی‌ها در منطقه و اینکه چه زمانی محقق شود تا بعد از تحولات میدانی در غرب آسیا و کشور عربستان خواهد بود.

در استراتژی سیاست خارجی ایالات متحده برای سال ۲۰۳۰ یک گزارش ۱۲۰ صفحه‌ای گردآوری شده که ۴۰ صفحه آن با مباحث خاورمیانه و غرب آسیا در ارتباط است.

در آنجا تحلیگران پیش بینی کرده‌اند نظر به رخدادهای منطقه تا ۱۳ سال آینده یعنی سال ۲۰۳۰ تمامیت ارضی عربستان سعودی تجزیه خواهد شد. به هر جهت طبق شواهد و مستندات آل سعود رو به اضمحلال بوده و در نهایت پیروز میدان جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.

بعداز انفجار پایگاه نظامی آمریکا در ظهران عربستان در ژوئن ۱۹۹۶، ایالات متحده بیش از گذشته احساس کرد دیگر دوران تسلط سعودی‌ها برای مدیریت جهان اسلام به سر آمده و وجود جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک حکومت مذهبی مستقل غیر وابسته به غرب با شکل گیری در منطقه تمام معادلات را به نفع دنیای اسلام بهم زده است.

از سوی دیگر این روزها عربستان سعودی در تحولات و تغییرات جدیدی به سر می برد، اقدامات حکومت عربستان سعودی از ماجراجویی ها گرفته تا ماجراهای جدید در منطقه عربی و کلا منطقه، همگی تازگی دارند. این مساله ما را به طرحی که «مکس سینگر» موسس مرکز «هدسون» به مسئولان وزارت دفاع امریکا ارائه کرده است، معطوف می کند، طرحی که صحبت از تجزیه عربستان به میان می آورد. طرحی که محورهای مختلفی دارد، از جمله ایجاد جمهوری اسلامی در شرق کشور که فقط شامل چاه های نفتی باشد، به همراه ابقای حکومت پادشاهی در مابقی کشور که از سوی امرای جوان که از شانس حمایت امریکا برخوردارند، اداره شود. این حکومت پادشاهی باید به گونه ای باشد که به محض توقف حمایت ها سرنگون شود. روشن است که امروزه فصل های این طرح می رود تا به تدریج در عربستان اجرا شود.

در طول بیش از ۱۸۰ سال گذشته شبه جزیره عربستان بصورت موروثی اداره شده است. به این معنا که بین برادران فهد- عبدالله- مقرن عبدالعزیز و ملک سلمان فعلی تقسیم شد که در حال حاضر تنها دوتن از این خاندان باقی مانده است.

یک مکتب فکری سنتی متدین در اهل سنت عربستان وجود دارند که بسیار مقید خونگرم و همراه مسلمین هستند و تقریبا تاریخ صدر اسلام را با خود به همراه دارند و در کل چهره آن‌ها به لحاظ مومن بودن نورانیت خاصی دارند. این افراد عمدتا از تیره مکّاوی‌ها(کسانی که در مکه به دنیا آمده‌اند) هستند.

در حالی که سراسر جهان انگشت به دهان مانده و نمی فهمد چرا جامعه جهانی نمی تواند از پس داعش که از ضربات نیروی هوافضایی روسیه، عملیات زمینی نیروهای مورد حمایت ایران و حزب الله لبنان و نیروهای مسلح بشار اسد و نیروهای مردمی سوریه ، ضربات نیرومندی خورده است، بر آید؛ جو منطقه خاور میانه به سرعت داغ می شود که این امر بر قیمت های جهانی نفت، قیمت هایی که بر اثر سیاست عربستان سعودی در زمینه صدور «طلای سیاه» همینطور فوق العاده پایین آمده است، اثر بسیار منفی می گذارد.

امروزه در خاور میانه ساختار جدید ژئوپلتیکی شکل گرفته است. آمریکا با ایران بلوک مشترک تشکیل می دهد و روسیه با اسراییل. تصادفی نیست که بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسراییل در جریان سفر اخیر خود به روسیه بالاخره فهمید که صادرات آینده سامانه های اس-۳۰۰ به تهران منعکس کننده تمایل مسکو به حفظ موازنه بین جهان عرب به ریاست عربستان سعودی و مصر از یک سو و جمهوری اسلامی ایران و متحدانش در قسمت شیعه جهان عرب از سوی دیگر است. هر دو طرف متخاصم از منابع عظیم نفت و گاز برخوردارند که این امر برای ایالات متحده اهمیت حیاتی دارد.

از اینجا می توان استنباط کرد که چیزی مانع از نزدیکی روابط بین اسراییل و روسیه در شرایط تشدید روابط آنها با واشنگتن و بر اساس وحدت منافع در مبارزه با افراطی گری اسلامی، نمی شود. تعامل نظامی فدراسیون روسیه با ایران در سوریه و عراق – که باید به یمن هم گسترش یابد – و توسعه همکاری نظامی فنی با تهران به مسکو اجازه می دهد از گذر سریع ایران به مدار نفوذ واشنگتن جلوگیری کند زیرا این تحول می تواند فوراً بر مناقشات سوریه و عراق اثر گذاشته و به منافع روسیه در قفقاز جنوبی و شمالی و در آسیای مرکزی ضربه جدی وارد بکند.

ولی اگر مسکو بر مبنای مجهولی با عربستان سعودی و قطر روابط نزدیک تری برقرار کند (انگیزه های مالی روشن است ولی معلوم نیست روسیه در عوض غیر از گذشت در سوریه و عراق باید چکار کند؟)، می تواند در تهران سوء ظن ها و تردید های زیادی به وجود آورد. در نهایت امر، روسیه بالاخره باید برای خود تصمیم بگیرد که در خاور میانه با چه کسی شراکت داشته باشد. در این اثنا نباید فراموش کرد که همه این دسایس زیر سر آمریکاست چرا که این کشور نفوذ خود را در عربستان سعودی، قطر و تمام شورای همکاری حاشیه خلیج فارس از دست نداده و در عین حال می تواند با فناوری های فوق العاده مدرن و منابع مالی بی کران تهران را به خود جلب کند.

به نظر می رسد حجم خطری که عربستان با آن مواجه است و در آینده از سوی متحدان امریکایی اش مواجه خواهد بود، حداقل تا کنون دیدگاه حکومت عربستان را در تعامل با بسیاری از پرونده های منطقه و پرونده های داخلی عربستان تغییر نداده است برای همین با توجه به رفتارها و ماجراجویی هایی که عربستان دنبال می کند، همه اینها نشان می دهد که حکومت عربستان تا الآن مخاطرات طرح امریکایی ها که عربستان را هدف قرار داده، درک نکرده است. این طرح سبب شده تا عربستان بیش از پیش به سمت پرتگاه ها سوق داده شود و باعث خواهد شد تا عربستانی ها بیش از پیش به سمت گسست بنیان های اجتماعی خود پیش روند. این هدفی است که در نهایت فضای مناسبی را به وجود می آورد که می تواند زمینه را برای اجرای طرح امریکایی ها برای تجزیه عربستان فراهم کند.

هم زمان با این تحولات و تغییرات و طرح هایی که برای عربستان کشیده شده، می بینیم که به طور ملحوظی حجم انتقادها از نقش عربستان در حمایت از گروه های تندرو در غرب افزایش یافته است، دلیل آن را ریچارد نورتن تایلور، منتقد سرسخت فروش اسلحه توسط بریتانیا به اسرائیل و عربستان این گونه توضیح می دهد: «مذهب وهابیت تندترین مذهب مخالف با تسامح است.» او تلاش های حرکت وهابیت را با فعالیت های ویرانگر داعش در عراق مرتبط می داند.

آنچه گفته شد صرفا کلامی احساسی و زودگذر نیست، بلکه بر اساس اسناد و دلایل ارائه شده است. امروزه با توجه به بعضی اظهارات و تحلیل های مراکز پژوهشی و مطالعاتی در امریکا روز به روز بیشتر روشن می شود که طرح امریکایی جدیدی برای ترسیم سیاست های جدید برای تعامل با پرونده عربستان مطرح شده است. افراد بسیاری در درون دستگاه های تصمیم گیر امریکایی هستند که می گویند با توجه به کارهایی که پیش بینی می شود حکومت عربستان انجام دهد، باید وقت را غنیمت شمرد و عملا طرح تجزیه عربستان را پیش برد. به اعتقاد آنها عربستان از جنگ یمن ضعیف تر و متزلزل تر خارج خواهد شد و مطلوب این است که عربستان به کشورهای طایفه ای و دموگرافیک تقسیم شود. شکی نیست که صحبت درباره این موضوع در حال حاضر در میان تصمیم گیران امریکایی بیش از پیش رایج شده است.

عربستانی ها و بعضی از اداره های رسمی آنها از همه این جزئیات به خوبی آگاه هستند، و کاملا یقین دارند که امریکایی ها در حال بحث و بررسی بر سر موضوع تجزیه عربستان هستند، آنها می دانند کسانی که علنا شروع به صحبت درباره تجزیه عربستان کرده اند کسانی هستند که پیش از این نقش بزرگی در ترسیم سناریوی جنگ عراق و افغانستان و تحرکات لیبی و سوریه داشته اند، و الآن نیز در حال خط دهی و جهت دهی به آن چه بهار عربی می نامند، هستند، و همین ها هستند که طرح می ریزند و شکل دنیای جدید را ترسیم می کنند، اما به نظر می رسد در این مرحله حکومت عربستان در عصر پادشاهی جدید، همچنان به فکر ماجراجویی های بیشتر و ورود به ماجراهای پردردسرتر است که قطعا در روزهای آینده بازتاب های گسترده ای بر داخل عربستان خواهد داشت، از جمله بازتاب جنگ اخیر عربستان در یمن که رفته رفته می رود تا تاثیرات خود را در داخل عربستان نشان دهد.

در پایان این که، روشن است درگیری مخفی ای در پشت پرده میان اعضای دولت امریکا و سناریونویسان امریکایی بر سر چگونگی تعامل با پرونده عربستان وجود دارد. اما سوال این است: آیا عربستانی ها در این مرحله از چرت تاریخی خود بیدار خواهند شد یا این که بیداری شان آن قدر دیر خواهد بود که اسیر طرح های صهیونیستی امریکایی ویرانگر در منطقه خواهند شد؟ منبع کوکچه پرس

۱۳۹۶-۰۸-۱۷
کوکچه پرس