فرهنگ شب «يلدا» در افغانستان

139 نمایش هاکوکچه پرسآخرین بروزرسانی:چهارشنبه ۲۹ قوس ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۷ بعد از ظهر
فرهنگ شب «يلدا» در افغانستان

شب يلدا که در گستره يکپارچه حوزه تمدني پارسيان رسمي کهن محسوب مي شود در ميان مردم افغانستان نيز به عنوان شب «چله» ريشه اي تاريخي دارد و در اين خطه اگر چه بر اثر چهار دهه درگيري هاي خونين برگزاري اين شب با فراز و فرودهايي همراه شده اما اين آيين رو به احيا و گسترش است.

اقوام ساکن در پهنه افغانستان به عنوان بخشي از مردمان ساکنان در فلات ايران باستان از شب يلدا با همان عنوان شب چله ياد مي کنند و کم و بيش آداب و رسومي مشابه ديگر اقوام را براي اين شب خاص با تفاوت هايي برآمده از مقتضيات محلي از نظر تنوع سبک زندگي دارند. شب يلدا که در حقيقت نماد باور شکست تاريکي توسط نور است ، در کشوري مانند افغانستان که سال هاست سختي جنگ و گريز ، اشغال و سلطه و تحجر و تروريست را تنها به اميد رسيدن به روزگاري بهتر تحمل کرده است ، ديگر مانند همسايگانش آدابي تزئيني نيست بلکه به واقع اين شب ساعاتي براي مرور گذشته عبرت آموز از زبان راويان ريش سفيد خانواده ها و لحظاتي براي دعاي براي روزهاي بهتر است.

شب نشيني، گوش دادن به قصه هايي که بزرگان خانواده براي کودکان بازگويي مي کنند، مصرف آذوقه هايي که بانوان خانه در فصل پر بار آنها را ذخيره کرده اند و پذيرايي حاضرين با انواع خشکبار و ميوه هاي تازه مانند «انار» از رسوم مشترک برگزاري شب يلدا در افغانستان است. اما از آن جايي که افغانستان در چهار دهه گذشته جنگ هاي ويرانگري را در سرنوشت مردم خود تجربه کرده است در اين سنت کهن با انقطاع نسبي مواجه شده و مردم اين سرزمين به خاطر داشتن مشکلات فراوان گاه گاهي نسبت به شب يلدا بي توجه شدند و شايد نسلي در حال حاضر باشند که بيش از نيمي از عمر خود را بدون تجربه چنين شبي سپري کرده باشند.

پس از سال ۲۰۰۱ ميلادي که سلطه طالبان بر افغانستان شکسته شد و دولت موقت شکل گرفت و رفته رفته مشکلات مردم به نسبت جنگ هاي داخلي کم شد و برخي از مهاجران به ويژه آنها که سال ها در ايران اسکان داشتند به کشورشان بازگشتند ؛ نام و رسم شب يلدا دوباره بلند شد و مسير خود را به سمت جايگاه تاريخي باز کرده است. در افغانستان با توجه به سردي هوا، عدم دسترسي به جاده هاي مناسب ، سختي تامين سوخت و کوهستاني بودن بيشتر مناطق کشور مدارس در سه ماه زمستان تعطيل هستند و اين به آن معناست که شيريني شب يلدا براي دانش آموزان بيشتر است. بارش برف به ويژه در شمال و غرب افغانستان که از اواسط پاييز آغاز مي شود ، اغلب راهها را مسدود مي کند و روستاييان بايد در خانه هايشان به انتظار رسيدن فصل بهار بيش از سه ماه را سپري کنند و در اين مدت عمده کار جاري تامين حرارت و تهيه غذا است و در چنين اوقاتي شب يلدا يک رخداد هيجان انگيز به نظر مي رسد. افغان ها در شب چله با همان تعبير پيروزي روشنايي بر تاريکي و طولاني ترين شب سال ، خود و خانواده را با خواندن اشعار شاعران و به ويژه شاهنامه فردوسي که همچنان با گذشت قرن ها از زمان سرودنش هنوز نزديک و هماهنگ با ساختار واژگان و گويش آنهاست به گذران وقت مي نشينند و به پاس برکت محصولات در اختيار، آياتي از قرآن و دعا حواله درگاه الهي مي کنند.

جشن هاي فرهنگي مانند نوروز، جشن سده و مهرگان و چله که جشن هاي مشترک ايرانيان باستان شمرده مي شود در افغانستان نيز رواج داشته و دارد و روايت هاي تاريخي شب يلدا ، در فرهنگ کهن افغان ‎ها جايگاه ويژه داشته و کارشناسان نيز بر اين جايگاه تاکيد دارند. «صاحب‎ نظر مرادي» يک از کارشناس مسائل فرهنگي ـ تاريخي افغانستان به اين باور است که شب يلدا مانند جشن نوروز، سده و مهرگان يکي از پرشکوه ‎ترين جشن‎ها و مناسبت‎هاي تاريخي و فرهنگي افغانستان بوده است. به گفته وي در بين «زرتشتيان» ايران باستان، سفره شب يلدا شامل ميوه‎هاي تازه و خشک بود که به افتخار پيروزي «اهورا مزدا بر اهريمن» و يا غلبه روشنايي بر تاريکي ترتيب مي ‎يافت. به گفته مرادي، شب يلدا درازترين شب سال است و يلدا معني دراز نيز مي دهد و تاريخچه اين شب را به تولد حضرت عيسي نيز مرتبط مي دانند و مسيحيان اين شب را به عنوان تولد عسيي مسيح جشن مي گيرند. به باور مرادي، افغان ها اين شب را با خوردن ميوه هاي تازه مانند هندوانه و انار و آجيل جشن مي گيرند و مقوله اي وجود دارد که کسي اگر در شب يلدا هندوانه مصرف کند از گرمي تابستان در امان مي ماند و تشنه نمي شود.

اين کارشناس افغان باور دارد که اين شب نمادين است که دراز ترين عمر سياهي به پايان مي رسد و بعد از اين روزهاي دراز و نور و روشني بر ظلمت و تاريکي پيروز مي شود. به گفته وي در اين شب از محصول دسترنج کشاورزان نيز قدرداني مي شودو استفاده از هندوانه به همين معني است که دستاورد کشاورزان را پاس بدارند و همچنين مصرف هندوانه پايان خزان را نيز خبر مي دهد يعني توانايي رويش بر بي حاصلي غليه مي کند و ديگر فصل رويش و توليد محصولات کشاورزان روبرو قرار مي گيرد.

مرادي معتقد است که براي فهم پيوستگي هاي فرهنگي ساکنان کشورهاي مناطق جنوب غرب آسيا و آسياي ميانه کافي است، مرزها فرضي کنوني ميان کشورها را در ذهن ناديده بگيريد و آنگاه خطوط ارتباطي ميان ملت ها در اين کشورها برايتان به عنوان يک امر طبيعي جلوه مي کند. به گفته وي يلدا در کشورهاي آسياي ميانه از جمله تاجيکستان، ازبکستان، افغانستان و ايران با ريشه هايي مشترک و يکسان در بستر تاريخ فرهنگي ملت هايشان دنبال شده است. اما مردم استان هرات در غرب افغانستان که در همسايگي جمهوري اسلامي ايران قرار دارند و مراودات ميان مردمان دو سوي مرز بسيار نزديک است و گاه هراتيان مدت ها در ايران زندگي کرده اند ، تجليل از شب يلدا پر رنگ تر است .

جنب و جوش مردم با نزديک شده به شب يلدا در بازارهاي محلي هرات توجه را جلب مي کند و گرمي بازار ميوه و آجيل و تردد خانواده ها براي رفتن به ميهماني کاملا در سطح شهر مشهود است. هرات اين شب را با شکوه تر از ديگر استان هاي افغانستان سپري مي کنند و دليل آن را نمي توان بي تاثير از مجاورت با ايران دانست و البته از آن مهمتر بالاتر بودن سطح امنيت شهروندان هرات نسبت به ديگر استان ها نيز قابل محاسبه است.

شهروندان هرات معتفد هستند که شب يلدا از جمله جشن هاي کهن آريايي هاست و در اين شب همه مردم به ويژه تازه عروس ها و دامادها دورهم در منزل بزرگتر خانواده جمع شده وغذاهاي مخصوص تهيه شده براي اين شب را مصرف مي کنند و با خوردن تنقلات و خواندن اشعار حافظ شيرازي ساعات اين شب را سپري مي کنند.

شايد براي خواننده ايراني جالب باشد که بتواند خويش را در يک گستره فرهنگي وسيعتر از محدوده مرزهاي سياسي کشورش تصوير کند و درک کند که آداب و رسوم او برآمده از يک فرهنگ ريشه دار وعميق در پهنه حوزه تمدني فلات ايران و مشترک با همسايگانش است و صيانت از اين داشته هاي فرهنگي تنها امري تجملي نيست بلکه حفاظت از هويت هايي وحدت آفرين ميان ملت هاست.

۱۳۹۶-۰۹-۲۹ ۱۳۹۶-۰۹-۲۹
کوکچه پرس