حزب اسلامی به سادگی جایگزین جنبش و جمعیت در پارلمان خواهد شد

307 نمایش هاکوکچه پرسآخرین بروزرسانی:دوشنبه ۴ جدی ۱۳۹۶ - ۶:۵۴ بعد از ظهر
عبدالله عبدالله رئيس اجرائيه دولت وحدت ملی افغانستان

زمانیکه معاون اول ریاست جمهوری از کار برکنار و به تعبید فرستاده شد فضای سیاسی کشور نیز به اندازه حاشیه های پیرامون برکناری عطا محمد از ولایت بلخ تنش زا بود اما تفاوت حزب جنبش با جمعیت در رهبری و ساختار آن است.

قومیت ازبک و حزب جنبش تنها یک رهبر بلامانع دارد که بنا به تبعید جنرال دوستم به انزوا رفته است اما حزب جمعیت ساختار متفاوتی دارد و آن، چنددستگی و نبردهای درون حزبی می باشد که حتی در دوران رهبری برهان الدین ربانی نیز وجود داشت و برهمین مبنا، اشرف غنی والی بلخ را برکنار می کند و در حاشیه امن به تماشای نبرد عبدالله و عطا محمد می نشیند.

عطا محمد در ابتدا با سکوت منتظر حمایت های همه جانبه حزب جمعیت از ماندن در ولایت بلخ بود و زمانی که شورای انسجام این حزب وارد معامله با ارگ شد بدون به چالش کشیدن سلطه گری های حکومت به عبدالله تاخت که سبب جبهه گیری های درون جمعیتی شد، اسماعیل خان از رییس جمهور خواهان باقی ماندن وی شد و امرالله صالح به دفاع از ریاست اجرایی پرداخت.

برکناری والی از اختیارات رییس جمهور است اما زمانی که اشرف غنی طی سه سال به جای نبرد با گروه های تروریستی به دنبال حذف و انزوای رهبران جهادی بوده که پیامدهای ناگواری برای کشور داشته است، هراس جامعه و سیاستمداران از سقوط شمال در نبودن عطا قابل درک می باشد. در این میان، اشرف غنی همچنان که موفق به برکناری عطا از بلخ می شود، ضربه سنگینی به بزرگترین حزب افغانستان وارد و جبهه شمال را تهی از رهبر جهادی و در میانه ناامنی رها

عطامحمد نور والی بلخ و رییس اجرایی جمعیت اسلامی

خواهد کرد.

جمعیت که زمانی منسجم ترین حزب با قدرت نظامی در افغانستان بود اکنون تنها نامی از آن باقی مانده با شورای رهبری ضعیف و مقام های که در طمعِ مقام و امتیاز حکومت حاضر به فروکردن خنجر به پشت هر خودی هستند.

مشکل بزرگ حزب جمعیت نه حضور صلاح الدین ربانی در مقام رهبر و نه خشم اعضای شورای انسجام این حزب از انزوا است بلکه به مانند دیگر احزاب مغولب سلطه گری های درونی شده اند، بقای احزاب در دروان جدید برگزاری انتخابات و تعیین رهبری است با مشروعیت از اکثر آرا نه براساس میراث خانوادگی.

حزب جمعیت توانایی بدل شدن به قطب قدرت در برابر رهبران پشتون را داشت اما از ابتدای شکل گیری دوران جدید افغانستان با رهبری ضعیف و اخلاف های درونی روز به روز ضعیف شد به گونه ای که از اولین انتخابات گرفته تا ریاست جمهوری ۲۰۱۴، هر رهبر این حزب از یک نامزد و در تقابل با یکدیگر عمل کردند.

و اکنون نیز به جای اتحاد برای حفظ عطا محمد در ولایت بلخ به دنبال امتیازهای حکومتی راهی ارگ می شوند و بر نفاق های درون قومیتی تاجیک و حزبی دامن می زنند به طوری که دیگر مشکل نه انحصار طلبی های اشرف غنی است و نه قوم گرایی ارگ بلکه تسویه حساب های شخصی می باشد.

دشمنی عطا با عبدالله نیز ریشه در اهداف غنی دارد، همان رییس جمهوری که جنرال دوستم را از شمال به ترکیه تعبید کرد و سپس سیل نیروهای داعش را رهسپار مناطق امن تا برای همیشه جبهه مقاومت را از میان ببرد.

تاریخ نه چندان دور کشور از بی سیاستی رهبرانی می گوید که به جای خویشتن داری و هم دیگرپذیری به نبرد با یکدیگر رفته و کابل را ویران و مردم را قتل عام کردند که اکنون میان عطا محمد و ریاست اجرایی رخ داده است و هوادارن هر یک به میدان آمده اند.

و زمانیکه حزب جمعیت سرگرم نبرد درونی و از میان بردن قدرت خود است، حزب اسلامی برای تصاحب پارلمان به مدیریت انتخابات می پردازد و به سادگی جایگزین این حزب در حکومت خواهد شد.

عطا محمد نور والی بلخ امروز شنبه ۲ جدی ۹۶ در مراسم گرامیداشت از سالروز جان باختن عبدالقادر ذبیح الله گفت: ذبیح الله یکی از ستاره های درخشان جهاد بود که از دست دادیم، او ۳۳ سال قبل پیش بینی کرده بود که بالاخره پیروز می شویم اما دیگران در آینده تلاش می کنند که قدرت را از دست ما بگیرند.

نور بیان کرد: صحبت استاد شهید به حقیقت پیوسته است و یک نفر از غرب و اروپا آمده می آید و به ما و شما می گوید که صاحب این ملک نیستید و بخاطر اینکه این وطن را نجات داده اید به قدرت تکیه زده اید قابل محاکمه هستید!

والی بلخ گفت: بخاطر اینکه ما دفاع را فرض شمردیم و جان خود و فرزندان مردم را قربانی کرده ایم تا شما دزدان و خسکه هایی که در کنار آب های گرم خزیده بودید بیایید و سرما ماموریت کنید که در این خاک حق ندارید قابل محاکمه هستیم!

اشرف غنی رئیس جمهوری

اینکه والی بلخ در مدت یک و نیم دهه جدای از ثباتی که در این ولایت برقرار کرد جایگاه اجتماعی وسیعی در نقاط مختلف کشور به دست آورد و برخوردار از قدرت نظامی می باشد، همواره خود را مهره ای می داند که حتی رییس جمهورها توان حذف و برکناری وی را ندارد اما اشرف غنی نه کرزی پایبند به اصول سیاستمداری است و نه عبداللهِ مصلحت اندیش و چشم دوخته به الطاف جامعه جهانی.

رییس جمهور اگر طی سه سال موفق به زوال جزیره های قدرت شد و جنرال دوستم را منزوی کرد، تا عطا محمد را از ولایت بلخ کنار نگذار عقب نشینی نمی کند اما تمامی انتظارها برای حرکت هوشمندانه والی برکنار شده با تکرار اشتباه های گذشته به یاس بدل شد.

حکومت وحدت ملی تا پایان دوره کاری بر سر قدرت می ماند و اتحادهای هرچند بزرگ، توان حذف غنی و عبدالله را ندارد زیرا سران حکومت متکی به حمایت خارجی است و حامیان خارجی هر نوع کودتایی را در نطفه خفه می کنند و حال، با توجه به اوضاع حساس جاری برای عطا، تاختن به عبدالله واجب تر از به چالش کشیدن مشروعیت نظام قبیله گرای غنی بود؟

فرصت طلایی برای والی، ارایه مدارک مستند بیشمار از سلطه گرایی ارگ بود که عزل وی معطوف به تصفیه حساب های قومی غنی است نه برکناری بر اساس منافع ملی.

و در روزگاری که دیگر تاریخ مصرف تکیه بر حزب و خواست های قومی به پایان رسیده، وی با برپایی گردهمایی های بزرگ همچنان از آدرس جمعیت سخن می گوید و تنها دم از منافع تاجیک می زند در حالی که با تبعید جنرال دوستم و نبود رهبری دیگر، می توانست بدل به رهبری بزرگ برای قومیت های غیرپشتون شود.

فساد و ضعف رهبران حزب جمعیت بر کسی پوشیده نیست و نمی تواند تکیه گاه محکمی برای عطا محمد نور در جهت جذب هر چه بیشتر جایگاه مردمی و سیاسی باشد و برهمین مبنا، تاختن عطا به عبدالله و عقب نشینی از مواضع علیه غنی، اشتباهی بزرگ بوده و هست آنهم از سوی مقامی که بیش از سه دهه در سیاست افغانستان حضور داشته و عنوان رهبر قدرتمند جهادی را یدک می کشد.

عبدالله از ابتدای حضور در سیاست همراه در جناحی حضور داشت که منافع وی تامین شود و بیش از یک تاجیک، پشتونی متعصب می باشد و اگر در انتخابات مورد حمایت عطا بوده و از آدرس حزب جمعیت به قدرت رسید نشان از ضعف رهبران تاجیک در تشخیص مهره ها دارد.

معادلات سیاسی چنان به سرعت در حال تغییر است که هیچ حاشیه امنی برای رهبران غیرپشتون باقی نمی ماند چه رسد به آزمون و خطاها و بیان سخنان تکراری.

از جانب دیگر، ارگ نشینان در چنددستگی رهبران حزب جمعیت اقدام به برکناری والی بلخ کرد زیرا به خوبی می داند رهبران تاجیک در هراس از دست دادن موقعیت و ثروت، حاضر به معامله و پشت کردن به هر خودی هستند.

و زیرکی سیاسی غنی آنجا نمود پیدا کرد که با ایجاد دشمنی میان عبدالله و عطا در بیرون گود، شاهد تکه پاره های مقام های است که به جای اتحاد، راه دشمنی و حذف یکدیگر را در پیش گرفتند.

عطا محمد هرچند خود را طرف شریک قدرت بداند اما واقعیت امر همان است که والی زیرمجموعه حکومت می باشد و پافشاری بر سر ماندن در ولایت، عواقب زیان باری برای وی دارد اما می تواند با عقب نشینی با پیش شرط تعیین والی از سوی خود، هم ولایت را در اختیار داشته باشد و هم به عنوان یک رهبر برای قومیت های غیرپشتون قد علم کرده و در کنار جذب حامیان داخلی، پشتیابی قدرت های منطقه ای همچون روسیه را نیز کسب کند.

غنی و عبدالله اگر در حکومت آینده باقی نمانند اما تا پایان مدت قانونی وحدت ملی بر سر قدرت هستند و اینجاست که اگر عطا خواهان بقا و ماندن در قلعه سیاست است باید بیش از هر زمانی سیاستمداری پیشه کند و ابزای به دست غنی برای قلع و قمع خودی های تباری و حزبی نشود.

البغدادی وطنی بدون هراس وبا هماهنکی همکیشان اش به خوست رفت تا بر ذهن مردم زهربپاشدکارتون عتیق الله شاهد
Tagged
۱۳۹۶-۱۰-۰۴
کوکچه پرس