عبدالله در ترور فرمانده مسعود دست داشته است!

361 نمایش هاکوکچه پرسآخرین بروزرسانی:جمعه ۸ جدی ۱۳۹۶ - ۳:۵۵ بعد از ظهر
عبدالله در ترور فرمانده مسعود دست داشته است!
عبدالله در ترور فرمانده مسعود دست داشته است!
ثريا بها

در فرجام زمان آن فرا رسید تا ازدست داشتن عبدالله در ترور فرمانده مسعود از دو آدرس معتبر سخن بگویم

۱- زمان طالبان سال ۲۰۰۰ در مجمع عمومی سازمان ملل متحد  استاد ربانی و عبدالله به آمریکا سفر کردند در آن روز مهم بیشترین شخصیت ها و روسای جمهور دنیا حضور داشتند و یک فرصت طلایی برای گزارش جنایات طالبان در حضور رهبران جهان بود که می توانست سرنوشت جنگ را تغییر بدهد.

داکتر عبدالله در اتاق رفیقی که همیشه بیانیه های وی را به انگلیسی می نوشت به بهانه سرماخوردگی خوابید و در آن روز سرنوشت ساز اشتراک نکرد که فیدل کاسترو هم یک بیانیه پرشور داشت. استاد ربانی تنها رفت و با زبان نرم و ملایمی چیزی برای گفتن نداشت که موج اعتراضات افغانستانی های مقیم آمریکا بلند شد و اخبار امید نوشت که زکام عبدالله مهمتر از سرنوشت دهشتناک یک ملت است.

در این روزها پروفسور عرفان فطرت که انسان آزاده و وطن پرستی بود و مشترکا علیه طالبان کار می کردیم در یک کنفرانس دیگر با هم دیدن کردیم و گفت داکتر عبدالله با سازمان (سیا) به وسیله همان رفیق اش که در اتاق اش خوابیده بود معرفی شده و آمریکایی ها نخواستند وی موضوع طالبان را در اسامبله عمومی ملل متحد مطرح کند بنابراین خود را به بیماری زد و یک فرصت طلایی را از دست دادیم.

در سال ۲۰۰۱ فرمانده مسعود بنابر دعوت پارلمان اروپا سفری به پاریس و بلجیم داشت و من هم سفری به پاریس کردم و در کنفرانس های مطبوعاتی فرمانده مسعود اشتراک و پرسش های جدی ای را مطرح کردم. شبی در هوتل پاریس در حضور فرمانده مسعود که داکتر عبدالله، احمدولی مسعود، مسعود خلیلی و شکریه حیدر نیز حضور داشتند آگاهانه از خود ازعبدالله پرسیدم: شما را که رفیق تان به سازمان سیا معرفی کرده بود و در اسامبله ملل متحد هم اشتراک نکردید آیا آمر صاحب آگاهی دارند؟

سکوت مطلق حکمفرما شد داکتر عبدالله خاموش اتاق را ترک کرد منتظر واکنش فرمانده مسعود بودم در چهره وی اندوهی پدید آمد با یک شیار عمیق در پیشانی بین دو ابرو اش خاموش و محجوب چشمان اش را بر زمین دوخت و یک واژه هان یا نه هم بر زبان نیاورد پس از لحظاتی به خود آمد و گفت خالد، پسرک خوب است و روی کارهای ما در آمریکا گپ زدیم. ساعت یک شب هوتل را ترک کردیم دوستان هم گیج بودند که چرا مسعود سکوت کرد و چرا عبدالله اتاق را ترک کرد و بدون کدام واکنش من گفتم ممکن است مسعود از من رنجیده باشد با این دغدغه ها از پاریس دوباره به کالیفرنیا برگشتم. سه یا چهار هفته بعد ساعت هفت صبح یک تلفون آمد و گفت من جمشید آمر مخابره آمر صاحب هستم از پنجشیر زنگ می زنم با آمر صاحب گپ بزنید. دلم لرزید به بیکرانی دغدغه هایم که شاید مسعود از من رنجیده باشد گفتم آمر صاحب سلام.

مسعود چون همیشه برایم گفت قومندان صاحب: « یک چیزی راجع به عبدالله در پاریس برایم گفتی من هم مشکوک بودم می شود در آن مورد برایم اسناد تهیه کنی؟» گفتم: آمر صاحب شما بهتر می دانید که منابع استخباراتی به کسی اسناد نمی دهند اما شواهدی موجود است که می توان بدان وسیله به هدف رسید برایم وقت بدهید.

مسعود با ناامیدی گفت: به کی اعتماد کنی به عبدالله؟ به قسیم فهیم؟ به کی؟ من تنها هستم پس از سفر پاریس شبکه های جهانی در برابر ما بسیار فعال شده اند و گفت با من در تماس باش. من هیچگاه فرمانده مسعود را چنین سرشکسته و ناامید از همسنگران اش ندیده بودم و حاضر بودم هزاران بار جانم را بدهم تا بتوانم کاری برای مسعود انجام بدهم منهای آن که بتوانم اعتماد مسعود را به همسنگران زبون اش بازگردانم. سه ماه بعد مسعود کشته شد.

۲- آدرس دوم در مورد دست داشتن عبدالله در ترور فرمانده مسعود منابع کا جی بی است

حمید محتاط که در کودتای ۲۶ سرطان محمد داوود نقش اساسی داشت در آکادمی های نظامی شوروی درس خوانده بود و زمان حکومت داکتر نجیب معاون ریاست جمهوری وی بود. محتاط با فرار نجیب به آسترالیا و کانادا و آمریکا پناه برد اما هیچ یک از این کشورها به عنوان اجنت روس ها به وی پناهندگی ندادند و دوباره به اوکراین برگشت و گهگاهی از طریق اسکایپ با من صحبت می کرد و می دانستم کتابی زیر چاپ دارد و کتاب که از چاپ برآمد. گفتم مبارک است برایم یک جلد بفرستید.

گفت: حالا عبدالله و غنی خود را کاندید ریاست جمهوری کرده اند و اگر عبدالله به قدرت برسد همانگونه که مسعود را با شبکه های ارتباطی خود از بین بردند مرا نیز سر به نیست می کند. عبدالله بسیار خطرناک و محیل است. پرسیدم: کتاب شما چه ارتباطی به عبدالله دارد؟ گفت: من در این کتاب اسنادی از منابع کا جی بی دارم که عبدالله عضو سازمان استخباراتی امریکا است و در ترور احمدشاه مسعود دست داشته است چون می دانستم خود محتاط هم با کا جی بی پیوند داشت پرسیدم این اسناد را چگونه در دسترس شما گذاشته اند

؟ گفت: با آن که مسعود چهارده سال با روس ها جنگید و اما حال تاکتیک های جنگ های چریکی مسعود را در اکادمی های نظای خود درس می دهند و به عنوان مردی که برای آزادی کشور اش جان اش را از دست داده احترام اش می گذارند و می خواهند قاتلان مسعود را که با شبکه های جهانی همدست بودند

با اسناد بیرون بکشند که یکی آن عبدالله است. پرسیدم با کتاب های چاپ شده چه می کنید؟ گفت: کتاب ها را نزد دوستم قادر رسولی که در کابل و اوکراین تجارت دارد در گدامش گذاشته ام تا ُگم شدن عبدالله. محتاط که در خارج کشور مصوونیت دارد من لزومی نمی بینم که در این روزهای سرنوشت ساز تاریخ حقایق را کتمان کند و شاید فردا دیر باشد.

۱۳۹۶-۱۰-۰۸
کوکچه پرس