احیای هویت در همه ی سطوح!

84 نمایش هاآخرین بروزرسانی:شنبه ۱۴ دلو ۱۳۹۶ - ۵:۲۶ بعد از ظهر
احیای هویت در همه ی سطوح!
نویسنده: لطیف پدرام

در جنبش و یا حرکت کنونی برای احیا،بازخوانی و بازتولید هویت و حافظه ی فرهنگی،احیای موسیقی اصیل خراسانی-ایرانی(ایران در معنای وسیع فرهنگی و تمدنی آن نه قلمرو جمهوری اسلامی ایران)باید در شمار اولویت ها قرار داده شود، درست مثل ضرورت احیا و به اصل برگرداندن نام های محلات و اماکن ویا بازنویسی تذکره ی برقی.

بعد از فراخواندن و یا جا به جایی هنرمندان هندی در کابل-بالاحصار و”خواجه خردک” که به کوچه ی خرابات معروف شده است، با حمایت امیرشیرعلی و بعد امیرعبدالرحمن،در سایه ی سیاست های کمپنی هندشرقی، آرام آرام بساط موسیقی اصیل خراسانی در کشور ما برچیده شد.

راک خوانی،دربت خوانی، و ترانه خوانی با واژه گان سانسکریت، به جای موسیقی اصیل خراسانی ی ما قرار گرفتند.بعد،غزل خوانی با حضور همین هنرمندان هندی مقیم کابل رونق پیدا کرد و روشی به نام”طرزافغانی”(در واقع زیرمجموعه ی موسیقی هندی) بر ما تحمیل گردید. حالا،غزل، راگ و دربت که ربطی به موسیقی اصیل خراسانی و موسیقی اصیل حوزه ی فرهنگی ما ندارند معمول شده است، نمی توان آن را کاملا نفی کرد.

اما، خراسانیان دانشمند ما صرف نظر از این که به کدام قوم وابسته اند،با درک مسوولیت خراسانی بودن و ضرورت احیا و بزرگداشت فرهنگ نیاکان،باید به روش ها و امکانات احیا،تدریس و ترویج موسیقی اصیل خراسانی همت کنند، در نهایت با این هدف که موسیقی اصیل خراسانی در بلند مدت و در مقایسه با موسیقی وارداتی هندی بر صدر و جایگاه واقعی خود بنشیند، وارد میدان شوند.

در جهت تحقق این هدف والا می توان و می باید با استادان موسیقی اصیل خراسانی اعم از ایرانی،تاجیکستانی،اوزبیکستانی و نیز با محققان ارمنی،آذربایجانی و روسی وارد گفتگو شد و از آن ها کمک خواست.

این ضرورت را به مثابه ی یک وظیفه ی ملی،چند سال قبل از امروز در گفتگویی با زنده یاد ظاهرهویدا مطرح کرده بودم که با نام مستعار”یوحنا” در مجله ی آواز چاپ شده بود. متاسفانه به علت کوچ و مهاجرت های فرساینده و زمان گیر نتوانستم آن چه را می خواستم انجام بدهم. امیدوارم دانشمندان و تیوریسن های عرصه ی موسیقی ی ما به این مهم توجه نمایند و کار را آغاز کنند.

موسیقی هندی، به حد انبوه نفس گیر،تکراری و ملال آور شده است. در مغرب زمین،(صرف نظر از کانون ها-باخ،موتسارت،هیدن،واگنر و برلیوز…)گروه ها و آهنگ های شان، دو سه سال بیشتر دوام نمی آورد.

کهنه می شوند چون ریتم زندگی سریع است و خواست ها متنوع. در افغانستان متاسفانه، ۳۰-۴۰ سال و ۵۰ سال فقط یک صدا و یک آهنگ را می شنویم بدون تنوع و پیشرفتی. برای اذهان پویا و بیقرار این تنبلی و تکرار تهوع آور شده است.به سخن شاعر:

فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر سخن نو آر که نو را حلاوتی ست دیگر

لطیف پدرام

۱۳۹۶-۱۱-۱۴
کوکچه پرس