دیپلماسینگاه‌ها

ابرهای آشفته و سیاه سپهر سیاست های جهانی و منطقه یی بر فراز نشست استانبول

بیگمان سیاست های جهانی و منطقه یی بر نشست استانبول تاثیرات یکراستی دارند. از یک سو مناسبات امریکا و روسیه سخت تیره شده است و از سوی دیگر مناسبات امریکا و چین. بیگمان هر دو تیرگی بر رویدادهای کشور ما تاثیرات بس منفی بر جا می گذارند.

اکنون مناسبات روسیه و آمریکا بر سر لوله های رسانایی جریان شمالی دوم و بحران اوکرایین به بدترین حالت رسیده است.
اوضاع در اوکرایین بسیار آشفته و خراب است. اقتصاد این کشور نابود شده و ناداری و سیه روزی بیداد می کند. مردم به جان رسیده و کارد به استخوان شان رسیده است.

رییس جمهور زیلنسکی که با دادن وعده و وعیدهای سرخ و سبز بسیار، برنده انتخابات شده بود، نه تنها نتوانسته است کاری برای بیرون کشیدن کشورش از بحران نماید، بل که اوضاع را بدتر از گذشته هم ساخته است.

این است که برای سرپوش نهادن بر ناکامی هایش، صد هزار سپاهی را برای اشغال مناطق روس نشین لوهانسک و دونتسک مارش داده است. در پاسخ روس ها هم یک سپاه چهل هزار نفری را در مرزهای اوکرایین مستقر ساخته اند و به اوکرایین هشدار داده اند که هر گاه اوکرایین جنگ را آغاز کند، با پاسخ دندان شکن مسکو روبه رو خواهد شد.

روشن است، اگر روسیه دست به جنگ بزند، تنها به یک گستره محدود بسنده نخواهد کرد و به سوی کییف هم مارش خواهد کرد تا کار رژیم اوکرایین را یکسره کند و آن را از بیخ و بن بر اندازد.

در پاسخ ، امریکایی ها هم ناوگان دریایی خود را به دریای سیاه آورده اند. ترکیه و اتحادیه اروپایی هم حمایت خود را از اوکرایین اعلام داشته اند.
در نتیجه اوضاع بسیار خطرناک و انفجار آمیز شده است.

روسیه برای دست و پا کردن متحدان در این کشاکش به سوی پکن، تهران و حتا اسلام آباد رو آورده است.
پایان کار هم به درستی روشن نیست.
دشواری در این است که چند ماه بعد انتخابات دومای روسیه است. پوتین نیاز دارد تا حزب روسیه واحد وابسته به او دو سوم کرسی ها را به دست بیاورد. برای بالا بردن محبوبیت خود که به خاطر شیوع کرونا و تحریم های غرب پایین آمده است، او به یک دستاویز نیاز دارد. همانا لشکرکشی به اوکرایین می تواند حتا به شکل غیر رسمی در دفاع از جمهوری های خود خوانده محبوبیت پوتین را بالا ببرد. برعکس غرب می خواهد در صورت پیروزی اوکرایین در تصرف این دو جمهوری به شدت به وجهه پوتین ضربه بزند. اگر چنین شود، پوتین بر لبه پرتگاه قرار خواهد گرفت. روشن است او در صورت نیاز به اوکرایین اجازه نخواهد داد دوهانسک و دونتسک را بگیرد.

برآیند کار این که مناسبات دو کشور نهایت تیره شده است.
اکنون اروپا به خاطر بیماری کرونا از پا در آمده و امریکا هم در وضعی نیست که بتواند کاری در برابر روسیه بکند. از این رو، بیم آن می رود روسیه با بهره گیری از خلای به میان آمده، کار اوکرایین را یکسره کند.
در یک سخن، تا پایان انتخابات مجلس دومای روسیه انتظار نمی رود مناسبات دو طرف بهبود یابد. کما این که رویارویی دو طرف در قطب شمال هم افزایش یافته است.
همه این ها بر اوضاع در افعانستان تاثیرات منفی بر جا می گذارد.
از سوی دیگر ، روابط امریکا و چین بسیار تیره شده است.

چین هم برای رهایی از تهدیدات احتمالی امریکا حاضر شده است دو پروژه بزرگ کشیدن کانال از خلیج پارس به دریای سیاه و کانال دوم استانبول در ترکیه را از دریای سیاه به دریای مرمره تمویل کند.
به هر رو، هر چه هست، امریکا با هدف پاییدن در افعانستان، از روسیه و چین در نشست استانبول دعوت نکرده است. این گونه، پاکستان که اکنون بیشتر به چین و روسیه نزدیک است و هدایت طالبان را در دست دارد، می تواند در به تعویق انداختن نشست موثر باشد.

از سوی دیگر، ار چند نشانه هایی از کوتاه آمدن امریکا در برابر ایران در پرونده برجام دیده می شود، با آن هم رسیدن به یک سازش پذیرا برای هر دو جانب هنوز از وضع مطلوب بسیار دور است.
در داخل هم هنوز احزاب، سازمان ها، گروه ها و رجال موثر سیاسی نتوانسته اند با هم به تفاهم برسند.
هنوز پرسش هایی در زمینه ترکیب هیات اشتراک کننده در نشست موجود است. عده یی از این که در حدود هفتاد درصد اشتراک کنندگان پشتون اند، ابراز نگرانی کرده اند.

گروهی هم از دعوت نشدن رییس پارلمان و نماینده حوزه جنوبغرب در نشست معترض هستند. کما این که چندین میلیون آواره هم میهن در سراسر جهان نادیده گرفته شده اند
به خودی خود تیم اشرف غنی که خواستار تداوم پاییدن خود در ارگ است، مانع بزرگی بر سر روند صلح به شمار می رود و پیوسته برای ناکام ساختن آن سنگ اندازی می کند.

این گونه، نشست به تعویق افتاده است تا دیده شود کار به کجا خواهد کشید.
در اوضاعی که هشتاد درصد مردم با خطر گرسنگی روبه رو اند و بد امنی بیداد می کند، هیچ نویدی به بهبود دیده نمی شود.
اگر نشست ترکیه برگزار شود، تنها می تواند در صورت موفقیت ، زمینه کنار گذاشتن تیم کنونی، مشارکت دادن طالبان و ایجاد یک کرسی نخست وزیری برای راضی نگهداشتن شمالیان را فراهم کند و آتش بس موقتی را برای چند ماه معدود به ارمغان بیاورد.
اما نمی توان منجر به صلح و ثبات پایدار در کشور گردد.
بد تر این این، هرگاه اصلا برگزار نشود و یا برگزار شود و ناکام شود، کشور وارد گردونه یک جنگ فرسایشی خونبار و بی پایان دیگر خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا