خبر و گزارشنگاه‌ها

باز فاجعه ی دیگر و باز هم در بدخشان

دیروز سر و تن نیروهای خیزش مردمی را به جرم دفاع از نظام در راغ ها و امروز سینه و سیمای نوجوانان بی پناه را بخاطر حق خواهی و عدالت طلبی در دروازه های ولایت در فیض آباد، پاره پاره کردند، چرا؟ از جان مردم بدخشان چه می خواهند؟
من مصاحبه ی شرم آور والی این ولایت را شنیدم از قتل مظلومانی که برای دست یابی به آب و برق به کوچه ها ریختند، عرقی بر جبین نداشت و بلکه ناشیانه، بار مسئولیت این خیانت بزرگ و نا بخشودنی را را بر دوش آقای ربانی می افکند. در این رابطه ذکر چند نکته را با مخاطبان این صفحه، لازم می دانم.

1)نخست این که باید اعیان و بزرگان بدخشان در برزخ بی اعتنایی نه نشینند و حادثه ی خیلی روشن و دردناک قتل و زخمی شدن ده ها نفر به دست گاردهای والی را توجیه نکنند. این که عده ای بیاییند و عصا را از وسط بگیرند و دو طرف ظالم و مظلوم را یک سان ملامت نمایند، کار در خور شأن هیچ منصفی نیست.

2)تظاهرات حق مدنی و مشروع مردم است، آن هایی که دست به تظاهرات می زنند مسلماً افراد و گروه های ناراضی از وضعیت حاکم در این جا و هر کشور دیگر اند. این که چه عاملی در عقب سرازیر شدن مردم به خیابان ها بوده، کار قتل وحشیانه ای آن ها را توجیه نمی کند. دولت و نیروهای امنیتی در هر نظام مسئولی، مکلفیت دارند در برخورد با مردم خویشتن داری نشان بدهند و در بد ترین حالت بجای استفاده از سلاح های گرم و شلیک مرمی، به گزینه های بدیل و سبک مانند آب پاش ها، گازهای اشک آور، سپری فلفل، نارنجک های فلش بنگ، گلوله های لاستیکی و.. متوسل شوند. استعمال حتی گلوله های لاستیکی بر روی مردم مجاز نیست. اگر مسئولین امنیتی بگویند که به این چیزها دسترسی ندارند و یا در این زمینه ها آموزش ندیده اند، این خود عذر بد تر از گناه است. چگونه ممکن است نیروهای ضد شورش در افغانستان از این گزینه ها غافل بمانند و در این زمینه ها در خلال بیست سالی که گذشت تربیت نبینند. حاکمان و مدیران حوزه های امنیتی در کجا بودند و چرا به این طرف ها توجه نکردند. اگر قضیه این است پس نیروهای پولیس در مقابله با راه پیمایی ها فقط برای یک چیز یعنی قتل عام مردم آمادگی دارند و این خود جنایت است.

3)خیلی مضحک است که والی بدخشان در رابطه به فاجعه ی اخیر مسئولیت گریزی می کند و آقای صلاح الدین ربانی را به شکل ضمنی، مسئول خون های ریخته شده معرفی می نماید. آقایان شما بیایید دشمنی کنید اما، داستان دشمنی های تان را به هرزگی و گند نکشید. این قصه به آن می ماند که قاضی بجای دزد زنجیر اتهام را بر دست و پای صاحب خانه بیندازد، آخر این چه منطقی است. اگر آقای ربانی در عقب این حادثه است، آیا مسئول قتل عام نیروهای خیزش مردمی در راغ ها، ادامه ی اختلاف و جنگ در بهارک، سقوط 90% اراضی بدخشان به دست طالبان، فساد گسترده در نهاد های دولتی هم ایشان است؟ ضرب المثل معروف در این جا مصداق می یابد که: ” ده کجا و درخت ها کجا.”

4)بدخشان قربانی منافع مادی خانم رولا، آقایان محب و فضلی می شود. بعید ندانید که والی نادان بدخشان با آن ها و دیگر حلقه های فاسد در حکومت، تبانی دارد و ما فیایی قدرت سهام داران استخراج منابع طبیعی، طلا و لاجورد در این ولایت اند. این که طی بیست سال گذشته صد ها بیل مکانیکی(excavator) خاک راغ ها را غربال می کنند و دولت خاموش است و این که نادان ترین و مشکوک ترین بدخشی را بر سرنوشت بدخشان حاکم ساخته اند و این که در برابر جنایت های متوالی در بدخشان اقدامی صورت نمی گیرد، شک نکنید که کاسه ای زیر نیم کاسه هست.

5)تراکم این جنایت ها سقوط کامل بدخشان به دست طالبان را زود هنگام و اجتناب ناپذیر می سازد. دولت می خواهد این ولایت سقوط کند و این سقوط مسلماً پیامد دارد. وقتی بدخشان سقوط کند به صورت عملی به مرکز فرماندهی جنگجویان خارجی نظیر چینایی، چیچینی، قرغز، ازبیک، تاجیک، پاکستانی و عرب تبدیل می شود و اما تحرکات این گروه ها بی پاسخ نمی ماند. دولت های چین و روسیه وارد میدان می شوند و احتمال این که با توسل به بهانه ای مبارزه با تروریسم، پای نیروهای چینایی مستقیما به بدخشان کشیده شود، وارد است. روس ها نیز بی تفاوت باقی نمی مانند و هر حرکت شبهه خیزی را از طریق پایگاه های نظامی خود در تاجیکستان سرکوب می کنند. رهبران طالبان در بدخشان قدرت درک این مخاطر را ندارند. آن ها تصور می کنند که امریکایی ها شکست خورده اند. این تصور باطل و غیر منطقی به آنان این احساس کاذب را داده است که قدرت مقابله با هر تهدیدی را دارند. اما، اشتباه می کنند و سرنوشت خود و مردم بدخشان را با شرایط دشوار و مهار ناپذیر مواجه می سازند. طالبان باید بدانند که اگر اراده برای نابودی آن ها وجود داشته باشد، تنها چند فروند هوا پیمای بی سرنشین، می توانند روزهای خوش آنان را به شب های سیاه مبدل کنند. امروز بسیاری از پهباد ها و یا هواپیماهای بی سرنشین خود کار اند. تصویر هدف های انسانی را در حافظه ی آن ها جا سازی می کنند و دیگر این جنگنده های کم هزینه و کوچک خود می دانند که چه کنند و چگونه آن هایی را که مورد پیگرد قرار می گیرند، شکار نمایند و نابود کنند.
ای جنایتکاران گناه این طفل چه بود و چرا او را کشتید..

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا