جهاننگاه‌ها

بحران اکراین بحرانی در بحران سازی غرب !

مسائل اکراین جنگ دو برادر در یک خانه است . اکراینی و روس زبان اکراین . خودشان باید با سعه صدر آنرا حل و فصل نمایند ناتو و پوتین منافع خود را در اکراین میجویند ، اما اولویت خود مردم اکراین یعنی دوبرادر روس زبان و اکراینی زبان ساکن این سرزمین هستند که چندان تفاوت زبانی نیز با هم ندارند .

در اواخر سال 2013 میلادی غرب توانست حاکمیت مماشات طلب ویکتور یونوکویچ را با کودتایی خیابانی توسط دار و دسته های مزدور و جنایتکار ، با صرف و پرداخت مبالغ گزاف به اوباشان فوق سرنگون نماید و بعد از آن حکومت های دست نشانده خود را در اکراین بر اریکه قدرت بنشاند .
حکام اکراین در سی سال اخیر ، مجموعا” افرادی فرصت طلب بودند که عملا” با غارت دارایی های بازمانده از اتحاد جماهیر شوروی سابق و حراج نمودن آنها ، با زد و بندهای سیاسی و اقتصادی به نان و نوایی رسیدند و در آنها بینش ملی نیرومندی که بتوانند با برنامه های منظم ، اکراین و اقتصاد آن را شکوفا نمایند ، وجود نداشت . در همه سالهای فوق اقتصاد اکراین کوچک و کوچکتر شد ، صنایع آن بر بستر بی خردی آن حکام و پدید آوردن تنش هایی با روسیه و …. ، از انکشاف بازماند و بجای تلاش برای بازار یابی در بازار جهانی و حتی بازار روسیه ، به ناسزا گوئی مبادرت نمودند و روسیه اما با همه این تنش ها از اکراین و اقتصاد از هم گسسته اش به انحای مختلف از قبیل دادن گاز به قیمت فروش آن در روسیه ، باز گذاشتن بازار روسیه به روی کالاهای اکراینی ، دادن قرض هایی با حداقل بهره و … کمک نمود و در سالهای فوق تا پایان حکومت ویکتور یونوکویچ در پایان 2013 اکراین عملا” عضو کشورهای متحد المنافع با محوریت روسیه بود .
بعد از موفقیت کودتای خیابانی غرب در کیف ، یونوکویچ به روسیه رفت و دست نشاندگان غرب که همه شعارشان ما اکراین را به پاریس تبدیل مینمائیم و ما به اتحاد اروپا و به ناتو میپیوندیم و … سعی در ساختن ائتلاف و حکومت سازی نمودند . در زمان فوق حکومت خودمختار کریمه همه پرسی استقلال در کریمه بر پا ساخت و همه رای به استقلال کریمه دادند و بعد از مدتی پارلمان کریمه به اتفاق آرا خواهان پیوستن به فدراسیون روسیه گردیدند و از آنجا که کریمه بخشی از خاک روسیه بود که در زمان خروشچف به اکراین ملحق نموده بودند ، مجلس و حکومت روسیه نیز از این فیصله پارلمان و حکومت کریمه استقبال نمودند و اینچنین عملا” کریمه بدون حتی یک شلیک از اکراین جدا و به روسیه پیوست .
در شرق اکراین بر بستر تضادهای سابق ، مردم روس زبان که آنها نیز در زمان لنین منظم به اکراین شده بودند ، خواسته های خود را فرمولبندی و آنها را بیان داشتند . خواسته هایشان بطور اهم بر سر سه نکته استوار بود :
1- زیان روسی یکی از زبان های رسمی و اداری اکراین گردد ( برطبق پاره ای از آمار ها 67 درصد مردم اکراین روس زبان هستند و در اکراین دو زبان رسمی وجود دارد یکی اکراینی و دومی انگلیسی ) .
2- اکراین به هیج پیمان نظامی نباید ملحق شود .
3- اختیارات اداری ، مالی و … به خود جمهوریها و یا نواحی سپرده شود و خود آنها باشند که در مورد سرنوشت ، عایدات و راههای پیش روی خود فیصله نمایند که چه فیصدی از عایدات خود را به مرکز خواهند داد .
نیروهای راست افراطی خواسته های فوق را مترادف با تجزیه اکراین دانستند و شروع به سازماندهی نیروهای خود جهت سرکوب دیگران نمودند .
نیروهای ملی گرا در مناطق لوگانسک و دنتسک که خود را جمهوری میخواندند با حضور نیروهای دولت اکراین اقدام به رفراندم و یا همه پرسی استقلال و یا ماندن در اکراین نمودند و برداشت دولت اکراین چنین بود که شاید بیست و پنج یا سی فیصد طرفدار استقلال در این جمهوری ها باشند ، اما نتایج 87 و نود و پنج درصد مردم رای به استقلال دادند و نیروهای استقلال طلب شروع به خلع سلاح نیروهای دولتی و سازماندهی مردم نمودند و بخش زیادی از نیروهای نظامی به شورشیان پیوستند و دولت اکراین با یورش به شورشیان و مناطق مختلف عملا به کشتار مردم و ویرانی شهرها و بمباران مناطق روی آورد و شورشیان با خلع سلاح پادگانها و مراکز پلیس و نیروهای امنیتی و … شروع به مسلح شدن نمودند و به تسلیح توده ها پرداختند و به مقابله با نیروهای دولتی روی آوردند و در جاهای زیادی پل ها را منفجر ساختند تا مانع جابجایی نیروهای سرکوب گردند . نیروهای مرزبانی اکراین مرزها را رها و خود را به روسیه رساندند .
عملا جنگ با بیرحمی تمام آغاز شده بود . دهها هلی کوپتر نیروهای اکراین و چند میگ در نبردهای فوق زده شده و اینچنین با وساطت بلاروس ، فرانسه ، آلمان و روسیه ، دولت اکراین و شورشیان در مینسک گردهم آمده و در آنحا فیصله نمودند تا :
* در درجه اول آتش بس نمایند و مسائل را از طریق مذاکره چه با واسطه و چه بی واسطه حل و فصل نمایند .
* ناظران صلح سازمان ملل را در مناطق جنگی راه داده تا با نسب دوربین و … بر اجرای آتش بس نظارت نمایند.
* طرفین موظفند که سلاحهای ثقیله جنگی خود را به پانزده کیلومتر پشت جبهه حود منتقل نمایند و …
اما توافقات فوق که در اگست 2014 حاصل شده بود عملا” روی کاغذ بود و دولت اکراین خود را موظف به اجرای آن نمیدید و حتی در مناطقی که شورشیان آتش بس نموده و به انتقال سلاحهایشان روی آوردند ، نیروهای اکراینی پیشروی نموده و در مناطق حائل بین آنها به تحکیم استحکامات پرداختند . در نشست بعدی نیز که بعد از چند ماه برگذارشد ، قرار بر این شد که علاوه بر پانزده کیلومتر قبلی ، برای آتش بس پایدار همه نیروها ، سی و پنج کیلومتر دیگر نیز عقب نشینی نمایند و …
که به این توافق نیز نیروهای اکراینی بها ندادند و … و نیروهای اکراینی خود را موظف به اجرای توافق فوق نمیدانستند چرا که در طرف مقابل خود آنها اعتقادی به وجود شورشیان اکراینی نداشتند ، بلکه همیشه دم از جنگ با ارتش متجاوز و اشغالگر روسیه میزدند …
در جنگهای فوق شبکه های آبرسانی ، شبکه های برق ، صدها کارخانه بزرگ و سنگین ، هزاران واحد مسکونی ، بیش از شش فرودگاه مجهز و … بکلی نابود شده اند و بالغ بر هشتاد هزار نفر کشته و زخمی و معلول دستاورد این جنگ ننگین است . غرب تمایلی به برقراری صلح در اکراین ندارد و حکام کنونی را چون مترسکی استعمال مینماید . اکراین در سالهای اخیر بازار روسیه و گاز ارزان روسیه را از دست داده است ، در عوض از غرب جز وعده های توخالی و مبالغی جزیی و اندک بعنوان کمک چیزی عاید اکراین نگردیده است . در اکراین هم اکنون عجیب نیست اگر دریابیم که قیمت ها همه اروپایی شده و با کشورهای اروپایی نسبتا” یکسان و چه بسا بیشتر باشد ، اما دستمزدهای مردم اکراین برابر با دستمزدهای مردم نیجریه و بنگلادش و په بسا پائین تر از آن باشد .( برای نمونه حقوق متوسط بازنشستگان در کشور اروپایی اکراین یکصد دلار آمریکا است . نخندید این حقیقت محض است ) .
جنگ اکراین ، جنگ غرب با روسیه جهت ضربه زدن به اقتصاد و درگیر نمودن روسیه است که میتواند خاک اکراین و بخشی از روسیه را زیر و رو و نابود سازد ، بدون آنکه به غرب و کشورهای غربی فشار و یا خسارتی وارد گردد . جنگ اکراین اگر آغاز شود ، خنده کریه استعمارگران غرب بر انسان و انسانیت است و بس … غرب بسیار مایل و خرسندند تا سلاحها و تجهیزات جنگی و مخرب خود را در مرز روسیه و چه بسا داخل خاک روسیه نسب نمایند ، اما آنها علاقه ای ندارند که روسیه سلاحهایش را در داخل کشورش جابجا و یا بر سر مرزهایش آنها را نسب نماید و منطق چرت ابلهان …
ناتو و آمریکایی که با همه امکاناتش نتوانست از پس چند طالب سرپائی پوش برآید و از دست آنها گریخت ، آیا در حقیقت هنوز به نیروی بیکران خود باور دارد ؟ ناتویی که از عراق گریخت ، از افغانستان گریخت و از سوریه گریخت ، آیا میتواند پشتیبانی مطمئن برای کسی باشد ؟
نویسنده: کریم بلوچ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا