نگاه‌ها

تبصره ای در باره تصویر اسماعیل با عناصر طالبان

این عکس نشان افتخار برای هیچ طرفی نیست. این عکس بار اخلاقی ندارد و بلکه بیانگر بی خبری از دین و دوری از سیرت پیامبر اکرم است. اسلام پیام تحقیر و ندای اذلال نیست. رسول خدا صلی الله علیه وسلم همه ی آن هایی را که قصد جان مطهر آن حضرت را داشتند، بخشید. خورشید این بخشندگی آن قدر درخشنده و آن قدر فروزان است که از عقب گردنه های دور و بلند تاریخ هنوز و بلکه تا قیام قیامت، نور می ریزد.(چکیده های از سیرت پیامبر، از همین قلم در ویبلاگ مهر موجود است)
زمانی که مکه به دست مسلمانان افتاد و ده هزار نیروی تا دندان مسلح مسلمانان تحت فرمان محمد یتیم، محمد چوپان، محمد امین و بالآخره محمد پیامبر صلی الله علیه وسلم، وارد حریم این شهر شد، همه فکر می کردند که در کوچه پس کوچه های مکه، دریایی خون جاری می شود و پیامبر، مشرکان خیانت پیشه و ابوسفیان سر لشکر جبهه ی شرک را با نوک خنجر و دم تیغ استقبال می کند. اما، این لحظه های سنگین چنان سبک برای اهل مکه و ابوسفیان گذشت که تاریخ بشری از تکرار آن تا این دم و تا آدم و عالمی هست، عاجز خواهد ماند.
پیامبر بعد از فتح مکه، همه را بخشید و بلکه اعتبار دشمن کینه توزش را چنان بالا کشید که فرمود: “من دخل دار أبي سفيان فهو آمن” امام مسلم، کسی که وارد حریم خانه ی ابوسفیان شود، مصون است. حضرت محمد به مکه نرفت تا از ابو سفیان انتقام بگیرد، تا فرمانده جبهه ی شرک را تحقیر کند و تا همسر جگر خوار اش را به دار بیاویزد، نه خیر محمد(ص) چنین نکرد، چون بار امانت الهی را بر شانه حمل می نمود، چون هدف اش آبیاری نهال ایمان در دل و دیده ی بندگان خدا بود و بنا به همین دلیل خانه ی دشمن کافرش اش را در کنار خانه ی خدا، قرار داد و هر دو را به منزلگه ی امن، برای اهل مکه و لشکر کفر، مبدل ساخت.
پیامبر با این طرز دید و این برخورد کریمانه دو چیز را مراد می فرمود.1)یکی این که اسلام شعور برتری طلبی را مهار می کند، غرور را می شکند و خط تمایز میان غالب و مغلوب را بر می دارد و همه را در یک صف و بندگان صاحب حقوق خدا، می شناسد.2)دوم این که آن حضرت به خوبی می دانست که ابو سفیان در میان مردم مکه و قبایل عرب، شخصیت آشنا و دارای نام و نشان و اعتبار است. پیامبر اکرم با برخورد کریمانه با ابوسفیان می خواست این پیام را همگانی بسازد که در پی تحقیر هیچ کس و اذلال هیچ طرفی نیست و بلکه حاضر است نه فقط جرایم دشمنان آشتی ناپذیرش را ببخشد که در حساس ترین لحظه خانه ی ابوسفیان در کنار کعبه ی مشرفه را محیط امن اعلان نماید. این اقدام سنجیده، دروازه ی دل ها را برای پذیرش اسلام باز نمود، و باران محبت پیامبر را در سینه ها فرو ریخت و به این شکل مبانی استقرار و تهداب امنیت و یکی شدن در جزیرة العرب فراهم گشت.
بنده با ذکر این درس روشن و مختصر از سیرت پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم می خواهم برای رهبران حرکت طالبان بگویم که امروز شما بر سرنوشت این وطن حاکم شده اید و یا در آستانه ی رسیدن به این جایگاه هستید. این که چه عواملی باعث این تحول شده اند را بر نمی شمارم، چون هیچ چیزی را پیش و پس نمی کنند. اما، اگر واقعاً هدف تان اسلام و خدمت گذاری به دین خدا و این وطن ویرانه است، به آن هایی که بنام شما در میدان های نبرد می جنگند دستور بدهید، که با اسیران جنگی با شماتت برخورد نکنند، این مظلومان را نکشند و رهبران ملی و عنوان های درشت را تحقیر ننمایند.
این رویکرد نمی تواند مردم افغانستان را در کنار هم بنشاند، این رویکرد نمی تواند باعث هم دلی در میان افغان ها گردد. وقتی پیامبر اکرم ابو سفیان را می بخشد و از گناه هند زنی که شکم عموی ارجمندش را پاره کرده و جگر آن حضرت را دندان گرفته است می گذرد، شما به عنوان مسلمان نمی توانید و اجازه ندارید که جز در همین استقامت و امتداد همین جاده ی روشن و صاف، حرکت نمایید و این نکته را نیز در نظر داشته باشید که مخالفان شما همه مسلمانان کلمه گو و سنگر نشینان دیروز اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا