تهدیدهای حرامی زاده موی بلوند کاخ سفید علیه ترکیه افزایش خواهد یافت

ادامه حبس "اندرو برانسون"به اصطلاح  کشیش آمریکایی یک کلیسای پروتستان در ازمیر، که در اقع جاسوس شماره یک دولت عمیق اِوانژلیست های امریکایی تنش میان واشنگتن و آنکارا را تشدید کرده است

کوکچه پرس170 نمایش هاآخرین بروزرسانی:شنبه ۲۷ اسد ۱۳۹۷ - ۱:۱۳ قبل از ظهر
تهدیدهای حرامی زاده موی بلوند کاخ سفید علیه ترکیه افزایش خواهد یافت

تنش دیپلماتیک میان آمریکا و ترکیه با تهدید‌های تازه‌ وزیر خزانه‌داری آمریکا، یک گام دیگر به تیرگی نهاد. رژیم اِوانژلیست واشنگتن هفته گذشته اعلام داشته بود که کشیش آمریکایی یعنی همان جاسوس خدمتکار گروه تروریستی و خشن فتح اللهی تحت نظر دستگاه امنیتی ترکیه، هرچه زودتر باید آزاد شده و بتواند به آمریکا بازگردد. این خواست موی زرد از سوی دولت قدرتمند ترکیه برآورده نشده است.

“کشیش آندرو برانسون” که به جرم “جاسوسی” محاکمه شده، در حال حاضر در حبس خانگی در شهر “ازمیر”، تحت نظر پلیس ترکیه نگاهداری می‌شود. آ

مریکا اعلام کرده است که کشیش “اِوانژلیست” آمریکایی بیگناه است و در هیچ اقدام علیه ترکیه دست نداشته است.

مقامات ترکیه اعلام داشته‌اند که آمادگی دارند کشیش برانسون را با “فتح‌الله گولن” سرکرده تروریست های گولنی  ساکن پن‌سیلوانیا مبادله نمایند.

در ادامه کنش و واکنش از سوی آنکارا و واشنگتن، “استیو منوچین” وزیر خزانه‌داری آمریکا روز پنجشنبه ۱۶ اوت/ ۲۵ مرداد در نشست دولت آمریکا در واشنگتن اعلام کرد که این وزارتخانه تحریم‌های‌ تازه‌ای را علیه ترکیه آماده کرده است که در صورت آزاد نشدن “اندرو برانسون” کشیش آمریکایی آنها را به تصویب خواهد رساند.

رئیس جمهوری آمریکا هم در نشست کابینه خود گفت: ترکیه نتوانست ثابت کند که دوست خوبی است. ترامپ افزود که آنها (ترکیه)، می خواهند این کشیش عزیز را نگه دارند و این عادلانه و درست نیست.

“اندرو برانسون” که از سال ١٩٩۶ میلادی در ترکیه ساکن بوده، متولی یک کلیسای پروتستان در شهر “ازمیر” است. او در اکتبر سال ۲۰۱۶ به اتهام شرکت و همکاری با عاملین کودتای ناموفق این کشور دستگیر شد و به زندان افتاد.

کشیش کلیسای “ازمیر” همچنین به همکاری گروه تروریستی پ‌.ک‌.ک. متهم شده و دادستانی ترکیه برای او تقاضای ۳۵ سال زندان کرده است. به دنبال فرجام‌خواهی وکلای کشیش برانسون، قرار است نشست بعدی دادگاه وی در ۱۲ اکتبر آینده برگزار ‌شود.

اِوانژلیست ها چه کسانی هستند

طرفداران خلقت در آمریکا معتقدند که روایت انجیل از آفرینش، طابق النعل به النعل به نعل با واقعیت انطباق دارد. بدین معنی که خداوند تمام موجودات زندۀ جهان را در شش روز ۲۴ ساعته آفریده است و کرۀ خاکی ما بیش از ده هزار سال عمر ندارد.

امروز در آمریکا، پروتستان های اوانژلیست که بویژه در دوران جرج بوش تقویت شدند، یک جریان پر اهمیت فکری بشمار می رود، که یک چهارم آراء آمریکائیان را به خود اختصاص می دهد. درست به همین دلیل بود که کاندیدای جمهوری خواهان در مبارزات انتخاباتی سال گذشته ۲۰۰۸، بارها این شعار مطالباتی را مطرح کرد که “هر آمریکائی باید با هر دو تئوری آشنا شود”. یعنی هم تئوری تحول و هم تئوری آفرینش.

باید گفت که هواداری از تئوری خلقت، تنها یک ویژگی آمریکا محسوب نمی شود و درحال گسترش به کشورهای اروپائی و نیز جهان اسلام است.

حتی فرانسه که مدتها معتقد بود به یاری قانون ۱۹۰۵ مبنی بر جدائی کامل کلیسا از دولت از شر چنین حوادثی در امان خواهد ماند، اینک متوجه آسیب پذیری خود شده است.

در سال ۲۰۰۲ برای اولین بار یک معلم علوم زیست شناسی در یکی از دبیرستان های حومۀ پاریس مجبور شد یک دیرین شناس معروف به نام پاسکال پیک را به کلاس خود دعوت کند تا نامبرده دربارۀ تئوری تحول توضیحاتی برای شاگردانش ارائه کند. چرا؟ به این دلیل که این تئوری با مخالفت شدید برخی از دانش آموزان مواجه شده بود. سرسخت ترین این مخالفان دختر محجبه ای بود که عبارت” انسان از نسل میمون است” را بر نمی تابید و با آن مخالفت می کرد.

به اعتقاد مقامات آموزش و پرورش، چنین مخالفت هائی بطور مرتب در مناطق مختلف فرانسه اتفاق می افتد. البته باید گفت که این مخالفت ها در اکثریت قریب به اتفاقشان از سوی دانش آموزانی مطرح می شود که در خانواده های مسلمان بزرگ شده اند. حتی از سال ۲۰۰۰ به بعد، موارد متعددی دیده می شود که در امتحانات نهائی دیپلم متوسطه، کسانی در پاسخ به سؤالات مربوط به زیست شناسی ، تصریح می کنند که این پاسخ با برنامه های درسی منطبق است، اما نگارنده به آن اعتقاد ندارد.

آخرین حادثه در این زمینه که البته ابعاد بین المللی دارد انتشار کتاب بزرگ و بسیار لوکسی است به نام “اطلس آفرینش” که مؤلف آن یک شهروند ترکیه به نام “هارون یحیی” یا همان عدنان اکتار، کسی که چندی پیش به جرم تاسیس سازمان جهت ﺍﺭﺗﮑﺎﺏ جرم، سوء استفاده جنسی از کودکان، تجاوز جنسی، ارتباط جنسی با افراد زیر سن قانونی، ربودن اطفال، تهدید و شانتاژ، سلب آزادی افراد، جاسوسی، فریب و تقلب با سوءاستفاده از احساسات مذهبی پولشویی، نقض حریم خصوصی، جعل اسناد، مخالفت با قانون ضد تروریسم و قاچاق، افترا و اتهام، توهین، شهادت دروغ، اخذ رشوه، آزار و اذیت و مخالفت با قانون حمایت از خانواده و جلوگیری از خشونت علیه زنان هستند.

این کتاب بسیار نفیس که بطور مجانی و معمولاً با نام و آدرس آموزگاران مدارس فرستاده می شود، به تصاویر بزرگ و با شکوهی مزین است که فسیل های مختلف را نشان می دهد و مطالب کتاب می کوشد به یاری آنها ثابت کند که جانداران هیچ تحولی نمی کنند.

این کتاب، با تیراژ وسیعی به لااقل ۴ کشور اروپائی و نیز آمریکا فرستاده شده است.

طرد داروینسم در اینجا رابطۀ تنگاتنگی با مدرنیسم غربی دارد. سید حسین نصر استاد علوم اسلامی در دانشگاه جرج واشنگتن می گوید: ” تئوری تحول دیرک خیمۀ تجدد است. اگر سقوط کند تمام خیمه بر سر مدرنیته خراب خواهد شد ” .

سلمان حامد، استاد کالج ” هامپشایر” در ماساچوست در مقاله ای که در مجلۀ آمریکائی “دانش SCIENCE نگاشته، می نویسد: “همانطور که بیست سال گذشته دوران مبارزه  هر چه سخت تر علیه آموزش تئوری تحول در ایالات متحده بود، جدال بزرگ آینده علیه داروینیسم، محتملاً در جهان اسلام اتفاق خواهد افتاد”.

به نظر می رسد که این نظریه از هم اکنون بوسیلۀ یک پروژه تحقیقاتی وسیع در سی کشور جهان، به اثبات رسیده است. این نظر سنجی که در سالهای بین ۱۹۹۳تا ۲۰۰۵انجام گرفته، هدفش شناخت میزان مقبولیت تئوری تحول، در میان بزرگسالان سی کشور مورد بررسی بوده است. نتیجه آنکه این تئوری در اروپا و ژاپن بسیار بیشتر مقبولیت دارد تا در سرزمین های اسلامی.

در پنج کشور ایسلند، دانمارک، سوئد، فرانسه و ژاپن تنها ۲۰ درصد پرسش شوندگان این تئوری را نادرست قلمداد کرده اند. در ترکیه، اندونزی، پاکستان، مالزی و مصر بیش از پنجاه درصد مردم با این تئوری مخالف بوده اند. تنها استثناء قزاقستان است که تنها ۲۸ درصد مردم تئوری داروین را قبول ندارند و ۴۰ درصد با آن موافقند.

آمریکا نیز در میان کشورهای غربی استثناست. بطوریکه ۴۰ درصد از آنها تئوری تحول را مردود می دانند. یعنی تعداد بمراتب بیشتری نسبت به قزاقستان

این آمار، نشان می دهند که آمریکا مرکز ثقل هواداران آفرینش، ویا روایت جدید آن “طرح هوشمند” است.

در واقع توسل به “طرح هوشمند” که همان چهرۀ ماسک زدۀ داستان آفرینش است، از زمانی ضرورت پیدا کرد که هواداران آفرینش خواستند تئوری آنها هم در مدارس تدریس شود. اولین بار در سال ۱۹۸۷ بنیادگرایان آمریکائی از دیوان عالی کشور تقاضا کردند که “علم آفرینش” نیز در مدارس تدریس شود. قضات دیوان عالی کشور، با هفت رأی مخالف در مقابل دو رأی موافق اعلام کردند که این درخواست برخلاف قانون اساسی آمریکا بویژه بند یک آنست که دولت را از ترویج یک دین معین برحذر می دارد. این قضات معتقد بودند که داستان آفرینش بیش از آنکه یک تئوری علمی باشد، با یک اعتقاد مذهبی همخوانی دارد.

برای دور زدن چنین حکمی است که طرفداران آفرینش بفکر راه چاره افتادند و دیدگاهشان را با فرمول جدیدی ارائه کردند و مدعی شدند که “طرح هوشمند” یک اعتقاد مذهبی نیست، و یک ساخت علمی دارد که می تواند گزینه ای در مقابل داروینیسم قلمداد شود.

این رهیافت جدید، باعث شد که در سال ۲۰۰۴ که مدرسه ای در شهر دوور واقع در پنسیلوانیا بتواند تئوری هوشمند را نیز وارد مطالب درسی کلاس کند. اما دورۀ آموزش این “تئوری” دیری نپائید، چرا که در پایان سال ۲۰۰۵ یک دادگاه آمریکائی حکمی صادر کرد که مطابق آن “طرح هوشمند” علم نیست و باید از برنامۀ مدرسه حذف شود.

با این حال می شود حدس زد که جدال علیه تئوری تحول به همین جا ختم نشده است و هم اکنون ایالات دیگری مبارزات خود علیه داروینیسم را با جدیت پی می گیرند. حتی این جدال به آمریکا هم ختم نمی شود و در حال گسترش به مناطق دیگر جهان است.

۱۳۹۷-۰۵-۲۷
لغو پاسخ
0 comments

Sorry Comments are closed

کوکچه پرس