نگاه‌ها

جامعه جهانی نمی‌خواهد سرکوب و حذف زنان و مردم توسط طالبان را ببیند

عمران خان روباه خوب میداند که اگر ریشه ی یک جامعه را بخواهی بخشکانی باید زنان را هدف قرار دهی. وقتی نیم بیش از یک جامعه فلج باشد آن جامعه هرگز سر بالا نخواهد کرد. این خواب را به گور ببرید، زنان آن سرزمین زنده هستند و این تاریکی با مبارزه ی برحق شان به پایان خواهد رسید.

من هیچ وقت از طالب و تفکر طالبانی متعفن خصوصا در مورد زنان انتظاری نداشتم و نخواهم داشت. امیدواری و استقبال یک تعداد و کشورهای به اصطلاح حامی حقوق بشر و حقوق زنان از موضع طالب در مورد زنان تهوع آور است. شرم آور است که شما همچنان کور، کر و لال هستید، نمیخواهید سرکوب و حذف مردم افغانستان از سوی طالبان را ببینید. امیدواری من از زنان شجاع و عصیانگری است که از روز نخست به طالب و رژیم جنایتکارشان نه گفتند.

حداقل حالا جنبش زنان در افغانستان به سمتی رفت که دیگر هر آدم خودبرتربینِ میان‌تهی و فرصت‌طلب نمی‌تواند مصادره‌اش کند.

در همین چند روز گذشته، چقدر چهره‌ی جدید دیدیم و چقدر صدای تازه شنیدیم. صداهایی که از همان کف خیابان، از گوشه و کنار افغانستان، از کابل، هرات، مزار، بدخشان، پروان، …، به حق و به درستی از مطالبات مشروع و قانونی زنان می‌گویند.

باری همین دو سال پیش، بگو مگوی دو نفر اروپانشین را در فیسبوک خواندم. بگو مگویی پر از واژگان قلمبه سلمبه‌ی به عاریت گرفته‌شده و پر از فخرفروشی که در نهایت اینطور تمام شده بود.

اولی به دومی گفته بود تو که کتاب‌های فلانی و فلانی و فلانی را نخوانده‌ای، اصلا فمینیست نیستی و صلاحیت حرف زدن در این عرصه را نداری.
و دومی گفته بود تو که از فلان و بهمان راه به نام و نشان و شهرت رسیدی، بهتر است دم از فمینیسم نزنی!

همان زمان با خودم گفتم آیا آن مرد بی‌سواد هلمندی که هر روز صبح، کیلومترها راه می‌رود تا دو دخترش را به مکتب برساند که درس بخوانند، فمینیست‌تر از اینها نیست؟

یا همین زنان و دخترانی که حتا یک واژه‌ی قلمبه هم بلد نیستند بگویند، اما این روزها چشم در چشم حاکمان جدید افغانستان می‌ایستند و حق‌شان را می‌طلبند.
اینها هستند که امروز سر خط خبرهای جهان شده‌اند و صدای‌شان بلندتر از آن دیگران، از رسانه‌های معتبر شنیده می‌شود.

حالا در این گیر و دار، تعداد اندکی هم هستند که در همین ماجراهای این چند هفته و ماه، دنبال فرصت‌هایی برای منافع شخصی می‌گردند و عجیب هم نیست.
به قول آن شاعر هراتی:
تغاری بشکنه ماسی بریزه
جهان گرده به کام کاسه لیسا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا