جهاننگاه‌ها

جنگ نابرابر اسرائیل و فلسطین؛ چرا دولت یهود حماس و جهاد اسلامی را نابود نمی‌کند؟

دور اخیر جنگ اسرائیل و فلسطین، پس از هفت دهه بحران بی‌پایان بین‌المللی ابعاد جدیدی نسبت به مخاصمات مسلحانه سال‌های گذشته دارد.

حماس و جهاد اسلامی، دو جنبش اسلام‌گرای فعال در نوار غزه این‌بار (از دوشنبه ۱۰ مه) و به دادخواهی «هموطنانشان» در کرانه باختری و بیت‌المقدس حمله به اسرائیل را آغاز کردند. حماس، جریان سیاسی حاکم بر نوار غزه از سال ۲۰۰۶ و زمانی که سازمان آزادیبخش فلسطین (فتح) نتیجه انتخابات پارلمانی را نپذیرفت، هیچگاه در حمایت از سرزمین رقیب به میدان نیامده بود. عصر دوشنبه و هنگامی که اولین راکت‌های حماس به آسمان بیت‌المقدس (اورشلیم) رسید فلسطینیان ساکن اراضی اشغالی با شور و هلهله از این حمله استقبال کردند.

شمار راکت‌ها و موشک‌های شلیک شده در ۶ روز گذشته از غزه به سوی اراضی اسرائیلی، از ۲ هزار عدد فراتر رفته است. شلیک موشک‌های ایرانی، چینی یا راکت‌های ساخت نوار غزه به دورترین مناطق اسرائیل و به ویژه هدف قرار دادن فرودگاه‌های بن گورین تل آویو و رامون ایلات، امنیت هوایی اسرائیل را به خطر انداخت و بسیاری از خطوط هوایی بین‌المللی پروازهایشان به این کشور را به حال تعلیق درآوردند.

از سوی دیگر، شهرهای کرانه باختری و حتی شهرهای اسرائیل در خارج از مناطق مورد منازعه، در روزهای گذشته صحنه رویارویی بی‌سابقه میان معترضان عرب اسرائیلی و پلیس و شهروندان یهودی بوده است. به نظر می‌رسد ماجرای اخراج فلسطینیان از منطقه شیخ جراح و حمله به مسجد‌الاقصی، آتش زیر خاکستر دهه‌ها تبعیض نسبت به عرب‌های اسرائیل را شعله‌ور کرده است.

ویژگی دیگر دور اخیر بحران، تظاهرات گسترده آوراگان فلسطینی ساکن اردوگاه‌های لبنان و اردن در مرزهای این دو کشور با اسرائیل است. تظاهرات در مرزهای لبنان روز جمعه و در پی تیراندازی سربازان اسرائیلی به سوی معترضانی که سعی می‌کردند از مرز دو کشور بگذرند، دست‌کم یک کشته بر جای گذاشت. تظاهرات در جنوب لبنان و شمال اسرائیل روز شنبه ادامه یافت.

سناریوی کلاسیک جنگ-آتش‌بس یا جنگ تا پیروزی؟
اسرائیل و غزه در بیش از یک دهه گذشته دست‌کم سه بار عملا با یکدیگر وارد جنگ شده اند. این جنگ‌ها، پس از چند هفته و با میانجیگری مصر و قطر و پادرمیانی جامعه جهانی به آتش‌بس ختم شده است.

این بار اما هم طرف اسرائیلی و هم طرف فلسطینی ماجرا می‌گویند برای نبردی طولانی آماده اند. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در همین چند روز گذشته بارها بر ضرورت پرداخت بهای سنگین از سوی حماس و جهاد اسلامی تاکید کرده است. بنی گانتس، وزیر دفاع کابینه مستاجل ائتلافی هم می‌گوید که سربازان این کشور برای جنگی طولانی آماده اند. در سوی دیگر میدان، رهبران و سخنگویان حماس می‌گویند که رزمندگان این گروه، برای بدترین سناریوها (احتمالا حمله زمینی اسرائیل) و ماه‌ها نبرد بی‌امان آمادگی دارند.

به این ترتیب این احتمال وجود دارد که جنگ غزه و اسرائیل در سال ۲۰۲۱ طولانی‌تر یا مرگ‌بارتر از موارد مشابه در سال‌های گذشته باشد.

سامانه دفاع موشکی «گنبد آهنین» اسرائیل بیش از ۹۰ درصد موشک‌های شلیک شده از غزه را رهگیری و در آسمان نابود می‌کند. در جبهه مقابل، چریک‌های حماس و جهاد اسلامی، ناتوان از دفاع از خود و شهروندان غزه، هدف سر راست بمب‌ها و موشک‌های دقیق و نادقیق ارتش اسرائیل هستند. تفاوت معنادار در آمار قربانیان دو طرف، نشانگر عدم توازن نظامی میان پارتیزان‌های غزه و ارتش دفاعی اسرائیل است.براساس آمار مرکز پژوهش و آموزش آلما در اسرائیل، حماس نزدیک به ۳۵ هزار عضو دارد که ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر از آن‌ها جنگجویان مسلح هستند. یک سوم از مبارزان، در گروه جنگجویان حرفه‌ای موسوم به واحدهای «النخبه» طبقه‌بندی می‌شوند. این جنبش که از سال ۲۰۰۶ به بعد کنترل غزه را در دست دارد، براساس آمار همین موسسه زرادخانه‌ای با ۱۵هزار موشک در اختیار دارد که شامل راکت‌های کوتاه برد (۱۵ کیلومتری) قسام و قدس، موشک‌های گراد سجیل با برد ۵۵ کیلومتر، موشک‌های فجر(J80 یا M75) با برد حدود ۱۰۰ کیلومتر است. اخیرا موشک‌های با برد ۲۰۰ تا ۲۵۰ کیلومتر، توان عملیاتی حماس را بالاتر برده است.

براساس آمارهای همین موسسه پژوهشی، جنبش جهاد اسلامی ۱۰ هزار نیروی عملیاتی و ۱۰ هزار راکت، عمدتا با برد ۴۵ کیلومتری در اختیار دارد.

رسانه‌های اسرائیلی به نقل از نتایج پژوهش‌های آلما گزارش می‌کنند که حماس می‌تواند هر روز ۴۰۰ تا ۵۰۰ موشک شلیک کند. جهاد اسلامی در همین بازه زمانی قادر به شلیک ۱۵۰ راکت در روز است.

رسانه اسرائیلی انگلیسی زبان جوییش نیوز سندیکیت، در تحلیلی به قلم یاکوو لاپین با اشاره به آمادگی حمله زمینی ارتش اسرائیل به نوار غزه و یک سره کردن کار حماس و جهاد اسلامی، می‌نویسد «ارتش دفاعی با وجود امکان درگرفتن جنگ شدید شهری و به خطر افتادن جان سربازان اسرائیلی امکان تصرف کامل حماس را دارد.» این مقاله در ادامه این پرسش را مطرح می‌کند که در صورت تصرف غزه، اسرائیل چه راه‌هایی در پیش رو دارد؟ «یا بر منطقه‌ای با ۲ میلیون نفر جمعیت معاند حکومت کند و یا اینکه جایگزینی برای حماس پیدا کند.» به عقیده نویسنده این تحلیل «اگر اسرائیل فتح را به جای حماس در غزه حاکم کند، این جریان آخرین ذرات اعتبار خود را هم در میان فلسطینیان از دست خواهد داد و یک روز هم بدون حمایت نظامی اسرائیل قادر به حکومت بر غزه نخواهد بود.»

سناریوی فرضی دیگر این نویسنده رها کردن غزه در بی دولتی کامل و پیدایی وضعیتی نظیر سومالی در این منطقه است که عملا امکان‌پذیر نیست. سناریوی پایانی یاکوو لاپین، نابودی بازوی نظامی حماس و رها کردن بخش دولتی و خدماتی این جنبش اسلام‌گرا است.

در حالی که فراخوان‌های جامعه جهانی و قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای کاهش تنش و حفظ جان غیرنظامیان، عملا نادیده گرفته می‌شود، پرسش اینجا است که چرا اسرائیل، با قدرت نظامی و اطلاعاتی منحصر به فرد، کار جنبش‌های مسلح اسلام‌گرا در نوار غزه را یک بار برای همیشه تمام نمی‌کند؟

نمایندگان اسلام‌گرای آرمان فلسطین
حماس و جهاد اسلامی، هر دو جریان‌هایی هستند که همزمان با پروسه افول ناسیونالیسم عربی و جنبش‌های رهایی‌بخش چپ‌گرا در دهه ۸۰ قرن بیستم شکل گرفته و بالیدند. پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷/ ۱۹۷۹ در ایران همزمان با محو پان‌عربیسم در مصر و دیگر مناطق خاورمیانه و حمایت حکومت اسلامی ایران از آرمان فلسطین، حماس و در درجه بعد جهاد اسلامی را جایگزین جنبش‌های قدیمی‌تر فتح و جبهه خلق برای آزادی فلسطین کرد.

گفته می‌شود که اسرائیل در سال‌های دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی، جلوی تامین مالی این جنبش‌ها از سوی کشورهای عربی را نگرفت و مشابه سیاست کمربند سبز ایالات متحده در خاورمیانه، برای محاصره شوروی را، در مقیاسی کوچک‌تر به کار بست. با این حال، چشم‌پوشی اسرائیل از تغذیه حرکت‌های اسلامی همزمان با سرکوب جریان‌های ناسیونالیست عربی و چپ‌گرا، نمی‌تواند به تنهایی، چرایی عروج حماس و جهاد اسلامی را توضیح دهد.

حماس و جهاد اسلامی، از پس مذاکرات صلح اسلو (۱۹۹۳) به نمایندگان ماکسیمالیست/حداکثری فلسطینیان بدل شدند. در حالی که سازمان آزادیبخش فلسطین موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت و دست از حمله به نظامیان و شهروندان دولت متخاصم کشید و زمانی که جبهه خلق، با فروپاشی بلوک شرق و از رونق افتادن ایدئولوژی مبارزه سوسیالیستی «حق تعیین سرنوشت» به حاشیه رانده شد، دو جنبش اسلام‌گرای منبعث از اخوان‌المسلمین با تاکید بر تاسیس کشور مستقل فلسطینی، بازگشت آوارگان و نابودی اسرائیل، خلاء رادیکالیسم را در صحنه سیاسی فلسطین پر کردند.

حماس پس از ایران، و به‌ویژه در سال‌های «بهار عربی» با ترکیه و قطر، کشورهای قدرتمند و ثروتمند حامی ایدئولوژی اخوانی هم نزدیک‌تر شد. باوجود دلخوری‌های جمهوری اسلامی از «برادران» حماس در ماه‌های آغازین جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱، روابط میان ایران و حماس همچنان گرم است.

به نظر می‌رسد اسرائیل با وجود برتری غیرقابل اغماض نظامی، امکان حذف ایدئولوژیک جریان‌های اسلام‌گرای فعال در غزه را ندارد. با وجود شناسایی حق اسرائیل، «دموکراتیک‌ترین کشور خاورمیانه»، به دفاع مشروع از خود در برابر موشک‌باران غزه، دولت یهود به‌عنوان یک عضو نرمال جامعه جهانی باید به قوانین حقوق بشردوستانه بین‌المللی، تا حد امکان، پایبند بماند.

اسرائیل ‌احتمالا در جنگ سال ۲۰۲۱ می‌تواند قدرت نظامی حماس و جهاد اسلامی را بیش از پیش در هم بشکند، تونل‌های «تروریست‌ها» را زیر مناطق مسکونی و تجاری نابود کند و شمار بیشتر از آن‌ها را «حذف» و «خنثی» کند. با این حال احتمالا در شرایط پیچیده کنونی، امکان حذف نمایندگان حداکثری مطالبه «آرمان فلسطین» ممکن نخواهد بود.

 

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا