نگاه‌ها

حاکمیت طالبان وآیندۀ مبهم و دشوار و غیر قابل پیش بینی مردم افغانستان

طالبان که آگاهی سیاسی ندارند و از روابط بین الملل و روابط بین دول خبری ندارند و این ناآگاهی سبب شده که حتا معاهده های بین المللی را دست کم بگیرند و با تمام تعهدات شان با کشور های مختلف بویژه با امریکا پشت پای بزنند. تشت رسوایی طالبان پس از آن از بام به زیر افتاد که طیارۀ بدون سرنشین امریکایی در شیرپور کابل در چند قدمی ارگ الظواهری را در بالکن یک خانه شکار نمود.

افغانستان از چهل سال بدین بر روی امواج طوفانی لنگر افگنده و سوار بر امواج خروشان بدون آنکه به ساحلی برسد، کشتی به آشوب رفتۀ آن هر لحظه بیشتر در گل می نشیند؛ اما افغانستان پس از حاکمیت طالبان |آیندۀ این کشور را بیش از هر زمانی مبهم و دشوار و غیر قابل پیش بینی می نماید. هرچند در آغاز معلوم بود که طالبان یک گروۀ استخباراتی و وابسته به شبکۀ آی اس آی پاکستان اند و فقط برای اجرای ماموریت خاص ارگ را از غنی در تبانی با شبکۀ استخباراتی پاکستان و معاملۀ پشت پرده با امریکا بدست آورده اند. طالبان که آگاهی سیاسی ندارند و از روابط بین الملل و روابط بین دول خبری ندارند و این ناآگاهی سبب شده که حتا معاهده های بین المللی را دست کم بگیرند و با تمام تعهدات شان با کشور های مختلف بویژه با امریکا پشت پای بزنند. تشت رسوایی طالبان پس از آن از بام به زیر افتاد که طیارۀ بدون سرنشین امریکایی در شیرپور کابل در چند قدمی ارگ الظواهری را در بالکن یک خانه شکار نمود. هرچند طالبان تا کنون کشته شدن اسامه را انکار کرده اند واما پس لرزه های این حمله طالبان را دستپاچه کرده است.

پس از این حمله فضای افغانستان به میدان گشت زنی طیاره های نه تنها امریکا، بلکه طیاره های پاکستان و سایر کشور ها بدل کرده است. هر کدام این کشور ها منظم اهداف شان را در سراسر افغانستان نشانه می گیرند. به گزارش رسانه ها تا کنون طیاره های بدون سرنشین چندین هدف را در کابل و هلمند و غزنی و پکتیا هدف قرار داده اند و فرماندهان القاعده و طالبان پاکستانی را کشته اند؛ اما طالبان این همه را تکذیب می کنند. رهبران طالبان با این تکذیب ها افکار جنگجویان شان و مردم افغانستان را به فریب بکشانند و بر معاهده و تعهد های ننگین و پشت پردۀ خود با امریکا و پاکستان و سایر کشور ها سرپوش بگذارند. طالبان تاکنون بیش از یک میلیارد دالر از امریکا بدست آورده اند و این کمک هر هفته ادامه دارد؛ پس آشکار است که در عقب این حاتم بخشی بازی ای نهفته است که طالبان را به نوعی مدارا با امریکا واداشته است.

واقعیت این است که پس از کشته شدن الظواهری گشت زنی ها و شکار اعضای القاعده و رهبران طالبان پاکستانی افزایش یافته است. سکوت و بی پاسخی طالبان به مردم سبب شده که این حمله در تبانی با طالبان تلقی شود. تا حال واکنش های طالبان انتقاد نرم از امریکا و پاکستان بوده است؛ اما این حمله ها باعث اجرای یک سلسله سفربری ها و انتقال و جابجایی های تروریستان از جنوب به شمال بوسیلۀ طالبان شده است. گزارش هایی از حرکت کاروان های تروریستان از جنوب به شمال و جابجایی آنان در امام صاحب کندز و فیض آباد بدخشان دارد. در ضمن گزارش هایی از تغییر ساختارها و رهبری در شاخه های شبکۀ حقانی به نشر رسیده است. گفته می شود که حقانی ملا ابراهیم تاجک را بحیث رهبرشاخۀ داعش خود تعیین کرده است و او را در امام صاحب کندز مستقر ساخته است. هدف از انتخاب ملا ابراهیم بحیث رئیس داعش توجیه این که داعش یک گروۀ ضد پشتون و رهبری و اعضای آن از اقوام تاجک است. به همین گونه گزارش هایی از جابجایی جاجی فرمان و عبدالحق الغوری در ریاست استخبارات فیض آباد بدخشان و جابجایی شیخ ذاکر مسئول عمومی تحریک ازبکستان در بهارک بدخشان در رسانه ها درز کرده است. گزارش هایی حاکی از انتقال رهبران داعش در پنجشیر نیز به نشر رسیده که تا کنون از سوی منابع مستقل تایید نشده است. هنوز علت این جابجایی ها و سفر بری های تروریستان و رهبران آنان در مطبوعات درز نکرده است؛ اما این جابجایی ها به دستور جنرالان پاکستانی انجام شده تا رد پای رهبران تروریستی از ردیابی طیاره های بدون سرنشین گم شود. شماری هم دلیل این جابجایی ها را اختلاف میان شاخه های قندهاری و حقانی و تاجک و هزاره و ازبک طالبان عنوان کرده اند. بعید نیست که در پشت جنگ های زرگری شبکۀ حقانی یعنی شورای پشاور در برابر ملاهبت الله رئیس شورای کویته اهداف استخباراتی به هدف تقویت شبکۀ حقانی بوسیلۀ آی اس آی نهفته باشد و از سویی هم آی اس آی می خواهد با ایجاد درز میان حقانی ها و قندهاری ها جلو رشد سایر شاخه های طالبان را بگیرد.

طالبان در همین حال پس از تعیین کردن ملا ذاکر بحیث فرماندۀ جنگ پنجشیر و اندراب، جنگ در این دو منطقه را به گونۀ بی پیشینه شدت بخشیده اند. این بار ملا ذاکر نیرو های زیادی را از جنوب و غرب کشور به جنگ با مردم پنجشیر واندراب سوق داده است. ملاذاکر پس از انتقاداتهای شدید آی اس آی از سوی طالبان صورت گرفته است؛ اما شکست اخیر ملاذاکر در پنجشیر رهبران طالبان و نظامیان پاکستان را حیرت زده گردانیده و آنان را وادار به تدابیر تازۀ جنگی نموده است. ممکن هدف از جابجایی رهبران گروههای ترورستی در شمال سازماندهی یک جنگ تمام عیار در پنجشیر و اندراب ها باشد. در پشت این جابجایی ها اهداف دیگری نیز می تواند، پنهان باشد. طالبان که یک گروۀ تروریستی است و از تروریسم استفادۀ ابزاری می کنند. به هیچ اصول و میثاق ملی و بین المللی پای بندی ندارند و فقط به رویکرد های چانه و فشار در سیاست های ملی و بین المللی باور دارند. هرچند هدف اصلی از جابجایی این تروریستان و رهبران آنان نجات آنان از حمله های طیاره های بدون سرنشین است و اما طالبان می خواهند از این تروریستان بحیث چانه و فشار برضد کشور های آسیای مرکزی نیز استفاده کنند؛ بدین گونه خواسته اند که به روسیه و چین نیز پیام هراس بفرستند.

طالبان در حالی سرگرم بازی ها و لشکر کشی های استخباراتی اند که بی قانونی در افغانستان بیداد می کند و بیکاری و بد روزگاری بیش از هر زمانی مردم افغانستان را تهدید می کند و هزاران زن از کار برکنار شده و هزاران دختر از نعمت سواد محروم ساخته شده اند. در همین حال تجاوز های جنسی جنگجویان طالبان و اختطاف زنان در افغانستان افزایش یافته است و این جنگجویان با نوعی معافیت به این جنایت های خود ادامه می دهند. افزایش ناامنی ها و یاس و ناشادی ها درموجی از بیکاری و قیمتی و استفاده جویی طالبان از کمک های جهانی بیانگر این حقیقت است که طالبان در اصل توجه به زنده گی مردم افغانستان ندارند؛ بلکه برای پایان بخشیدن ماموریت استخباراتی خود آمده و آنان را قربانی اهداف پشت پردۀ خود زیر نام اسلام و شریعت نمایند. از زندانی شدن آمر معارف پکتیا بوسیلۀ ملاغیبت الله فهمیده می شود که مخالف اصلی آموزش این کرنیل پاکستانی است و و این بیانگر این است که او بدین وسیله می خواهد افغانستان را قربانی اهداف راهبردی و عمق استراتیژی پاکستان نماید تا سیاست خویشتن دارانۀ پاکستان تا زمان داوود را که پس از تهاجم شوروی به سیاست تهاجمی مبدل شد؛ به سیاست غلبۀ کامل بدل نماید و با سکوت در برابر موضوع دیورند پروندۀ آن را برای همیش ببندد. جنایت ها و کشتار ها و بی رحمی ها و حمله های کور انتحاری طالبان در گذشته و حال بیانگر سیمای اصلی طالبان و رهبران آنان است. هرگاه طالبان اندکی هم به دستور های اسلامی و شرعی باورمند می بودند، هرگز در سال های گذشته و حال دست به همچو جنایت های هولناک ضد بشری نمی زدند.

این گمانه زنی ها پس از آن افزایش یافت که طالبان پس از یک سال حکومت کم ترین کاری برای استقرار صلح و ثبات و حاکمیت قانون در افغانستان انجام ندادند و کم ترین توجه به تعهد های دینی و شرعی خود نکردند. حتا نشانه هایی از تلاش های آنان برای تشکیل حکومت همه شمول و ساختن قانون اساسی و اعادۀ حقوق بشری و حق کار به زنان و حق آموزش به دختران خبری نیست. در حالیکه مردم افغانستان در خلای قانون اساسی و حاکمیت قانون بسر می برند. در همین حال رهبر طالبان هر نوع قانون بشری را رد کرده است و این سخن او معنای رد قانون اساسی را دارد؛ اما هستند کسانی در میان شان که سخن از قانون اساسی می زنند. ممکن این دوگانگی نظر به هدف فریب افکار مردم ارایه شده باشد و طالبان در اصل به قانون اساسی و حکومت قانون و انتخابات برای تشکیل حکومت مردم سالار ندارند.

طالبان در این مدت خواسته اند تا با دروغ های آفتابی و وعده های شاخدار و ادعای پیروزی های کاذبانه مردم افغانستان را به فریب بکشند. طالبان امنیت و آزادی و استقلال و شکست امریکا را از دستاورد های مهم خود می خوانند و از مردم افغانستان می خواهند، بدون آنکه کم ترین دغدغه ای برای آب و نان کار داشته باشند، شکر گزار طالبان باشند. این در حالی است که افغانستان بر بنیاد گزارش های سازمان ملل از ناامن ترین و ناشاد ترین کشور های جهان است. دست طالبان با همه ادعا های کلان هر روز به سوی امریکا و کشور های غربی دراز است و از آنان خواهان کمک اند و اما برای فریب مردم لاف شکست امریکا را زده و خود را فاتحان میدان جنگ می خوانند. در حالی که طیاره های بدون سرنشین امریکا و پاکستان و سایر کشورها هر روز در فضای افغانستان گزمه های هوایی اجرا می نمایند واهداف شان را در شهر و ولایت های مختلف این کشور نشانه می گیرند؛ اما طالبان با این همه رسوایی ها سنگ استقلال را بر سینه می کوبند و حتا از شرم چشم بر زمین نمی کوبند.

رویکرد های یک سالۀ طالبان گواه بر این است که طالبان نقشۀ راه برای نجات افغانستان ندارند و آیندۀ افغانستان تحت سیطرۀ این گروۀ استخباراتی مبهم و مرموز و همراه با روز های دشوار خواهد بود. هرگاه طالبان در نظر داشته باشند؛ مثلی که طی یک سال مردم افغانستان و جهانیان را به فریب کشاندند و سا لهای بعدی را هم با این گونه فریب ها سپری خواهند کرد تا اهداف اقتصادی و سیاسی و استراتیژیک اسلام آباد را در افغانستان تکمیل نمایند. در این صورت پادزهر طالبان قیام نظامی و سیاسی است تا این گروۀ بدوی عصر حجر را دوباره به مکان های اصلی شان در کویته و پشاور و کراچی وادار به عقب نشینی نماید. در غیر این صورت افغانستان و مردم اش سال های سال در آتش تعصب گروهی و تباری طالبان خواهند سوخت . یاهو
مهرالدین مشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا