#جنایات‌طالباننگاه‌ها

رابطه‌ چین و طالبان؛ نگرانی های امنیتی یا سود اقتصادی؟ | چرا بیشترین ملاقات خارجی طالبان با مقامات چینی بوده است؟

چین یکی از کشورهایی است که نزدیک ترین روابط را با طالبان تازه مستقر شده در کابل دنبال می کند. گروه طالبان و دولت چین نه دارای عقاید دینی و ایدئولوژیک مشترک هستند و نه در بازی های استراتژیک جهانی زمین مشترکی دارند، اما اکنون یک‌سال پس از روی کارآمدن طالبان در کابل، چین همسایه نزدیک طالبان در ارگ ریاست جمهوری شهر کابل است.

پکن این روزها با دقت و حساسیت زیادی تحولات افغانستان را زیر نظر دارد. به تازگی نیز وزارت خارجه چین نسبت به اوضاع افغانستان ابراز نگرانی کرده و «ژائو لیجیان»، سخنگوی وزارت خارجه این کشور در جدیدترین نشست خبری خود گفته که تعداد گروه‌های تروریستی در افغانستان، اکنون نسبت به قبل از جنگ بیشتر شده است.

البته این اشاره سخنگوی وزارت خارجه چین در انتقاد از گروه طالبان صورت نگرفته؛ بلکه این مقام دستگاه سیاست خارجی چین تلاش داشته تا عملکرد ۲۰‌ساله آمریکا در افغانستان را زیر سوال ببرد، چون همزمان لیجیان با کنایه به واشنگتن گفته که آمریکا قول داده بود که «افغانستانی باثبات، قوی و مرفه بسازد». این گونه اظهارات از سوی پکن اگرچه آمریکا را هدف قرار می دهد، اما به دنبال به چالش کشاندن روابط این کشور با گروه طالبان نیست.

در واقع چین یکی از کشورهایی است که نزدیک ترین روابط را با طالبان تازه مستقر شده در کابل دنبال می کند. گروه طالبان و دولت چین نه دارای عقاید دینی و ایدئولوژیک مشترک هستند و نه در بازی های استراتژیک جهانی زمین مشترکی دارند، اما اکنون یک‌سال پس از روی کارآمدن طالبان در کابل، چین همسایه نزدیک طالبان در ارگ ریاست جمهوری شهر کابل است. حتی وجهه بین المللی طالبان با کمک چین طی یک‌سال گذشته تا حدودی بهبود یافته و طالبان طی این یک‌سال بیشترین ملاقات خارجی شان با مقامات چینی بوده است.

روابط چین با طالبان؛ از ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱
زمانی که طالبان برای اولین بار از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ بر افغانستان حکومت کردند، تنها پاکستان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، «امارت اسلامی» آن را به رسمیت شناختند. در آن زمان چین بازیگر فعالی در دستگاه سیاست خارجی طالبان به شمار نمی رفت، اما اکنون که طالبان برای دور دوم توانسته قدرت را در کابل به دست گیرد، «وانگ یی»، وزیر امور خارجه چین از معدود مقامات خارجی است که به کابل سفر کرده است. وزیرخارجه چین همچنین در سفر خود به کابل یک درخت یادبود را در وزارت خارجه افغانستان کاشت تا به گفته او نشانه امید برای افغانستان با ثبات و مرفه باشد.

پیشینه روابط جدی چین و طالبان به سال ۲۰۱۲ و زمانی باز می‌گردد که باراک اوبام، رئیس جمهور وقت آمریکا اعلام کرد که در نظر دارد تا رویکرد واشنگتن به افغانستان را تغییر دهد و از در گفت‌وگو با طالبان درآمد. این تغییر رویکرد واشنگتن در برابر طالبان، پکن را نیز حساس کرد و چینی ها متوجه شدند که تغییراتی در افغانستان در حال رخ دادن است که احتمالا بعد از این، طالبان یکی از بازیگران بازی جدید در افغانستان خواهد بود.

در فوریه ۲۰۱۲ زمانی که پکن میزبان گفت‌وگوی سه جانبه با افغانستان و پاکستان شد، در پایان این نشست، چین بدون نام بردن از طالبان تاکید کرد که آینده با ثبات افغانستان در گرو مشارکت همه گروه‌هاست. این اشاره غیرمستقیم در واقع نشانه‌هایی بود از سوی پکن در مقابل چشمان دولت وقت افغانستان که نشان می‌داد چینی ها نیز تمایل دارند با گروه طالبان که در آن زمان یک گروه معارض در افغانستان به شمار می رفت، از در گفت‌وگو وارد شوند.

سپس در جولای ۲۰۱۴، چین یکی از دیپلمات‌های کارکشته خود با نام «سون یوشی» را که سابقه سفارت در کابل داشت، به عنوان اولین نماینده ویژه برای افغانستان منصوب کرد. این دیپلمات چینی نقش هماهنگ کننده تعاملات چین با طالبان را برعهده گرفت و از آن زمان افزایش محسوسی در تعاملات پکن با رهبران طالبان دیده شد. به عبارت دیگر، سون یوشی نقش معماری روابط چین با طالبان را در یک دهه گذشته برعهده داشته است. حتی از سال ۲۰۱۵ به بعد نیز که اشرف غنی، به عنوان رئیس جمهور در کابل به قدرت رسید، چین نقش خود در صحنه تحولات افغانستان را به عنوان میانجیگر صلح معرفی کرد و این نقش را در همه این سال ها تا زمانی که طالبان قدرت کامل را در کابل به دست گرفت، حفظ کرد.

حجم ناچیز روابط اقتصادی
در کابل تحت حاکمیت طالبان، چین حضوری پررنگ دارد. سفارت چین یکی از معدود سفارت‌هایی بود که در زمان بازگشت طالبان به کابل، فعال باقی ماند. بر اساس گزارش‌ فارین پالسی، تعدادی از تاجران چینی در افغانستان فعال هستند و برخی شرکت‌های دولتی چین در مورد از سرگیری پروژه‌های اقتصادی خود با مقامات طالبان وارد گفت‌وگو شده‌اند، اما هنوز اقدام بزرگی انجام نشده و به نظر هم نمی رسد که چین تصمیمی برای ایفای نقش فعال اقتصادی در افغانستان داشته باشد.
در عین حال اگرچه چین به افغانستان به عنوان بخشی از طرح های اقتصادی خود از جمله در طرح منطقه ای «کمربند و راه» نگاه می‌کند، اما واقعیت های اقتصادی نشان می دهد که پیوندهای دو طرف در این حوزه چندان گسترده و ملموس نیست. روابط اقتصادی چینی‌ها با کابل تحت سلطه طالبان به صادرات دانه چلغوز افغانستان به چین و برخی ساخت و سازهای‌چینی‌ها در افغانستان محدود می‌شود.

بازرگانان افغان هنوز برای دریافت ویزای چین محدودیت دارند، پروازها نامنظم است و صحبت از تجارت گسترده چین و افغانستان تاکنون فقط بر روی کاغذها باقی مانده است. به عبارت دیگر، چین مایل به مشارکت در امور افغانستان است، اما ترجیح می دهد که مشارکتش را در سطح مسائل امنیتی دنبال کند و هنوز خبری از حجم عمده مبادلات اقتصادی میان دو طرف نیست. تاکنون بزرگترین پروژه های اقتصادی وعده داده شده چین به طالبان، توسعه یک پارک صنعتی در شرق ولایت ننگرهار و قرارداد شرکت دولتی نفت و گاز چین با افغانستان برای استخراج نفت از سایت قشقری در ولایت پل است. غیر از این دو پروژه، مسائل اقتصادی جایی در روابط امروز پکن با کابل ندارد.

اویغورها، مسئله‌ای امنیتی
نگرانی‌های اصلی چین در مورد افغانستان هنوز همان نگرانی هایی است که قبل از به قدرت رسیدن طالبان وجود داشته است. چینی‌ها بسیار نگرانند که بی ثباتی در افغانستان شرایط مساعد را برای گروه‌های تندرو اویغور فراهم کند. اویغورها اقوام مسلمان در استان شمالی چین با نام استان سین کیانگ هستند که چین تلاش دارد تا آنها را کنترل کند.

از این رو پکن نگران آن است که اویغورها از فرصت بی ثباتی در کشورهای آسیای مرکزی از جمله افغانستان برای گسترش تحرکات خود استفاده کنند. از سوی دیگر پکن طی یک دهه گذشته فعالیت های اقتصادی گسترده ای را در پاکستان به عنوان کشور همسایه افغانستان دنبال کرده و نمی‌خواهد که بی‌ثباتی در افغانستان به پاکستان راه پیدا کند.

اویغورها

اگر به آمار یک سال گذشته نگاه کنیم، قطعاً می‌توان گفت که خشونت در افغانستان کاهش یافته است، اما در پاکستان با افزایش روبه‌رو بوده است. این موضوع را «رید استندیش»، کارشناس مسائل چین در گفت‌وگو با رادیو اروپای آزاد مورد اشاره قرار می دهد و تاکید می‌کند که چین به شدت نسبت به آینده پاکستان در پرتو تحولات افغانستان نگران است. این کارشناس مسائل چین همچنین درباره تعامل دولت چین با گروه طالبان با توجه به نگرانی های امنیتی می‌گوید که نگرانی‌های چین همچنان پابرجاست، اما مشکلی که چینی‌ها دارند این است که آنها واقعاً هیچ گزینه دیگری جز تعامل با طالبان ندارند.

در واقع می توان گفت که چین فراتر از آنکه به دنبال ایفای نقش در دوران پسا آمریکا در افغانستان باشد، نگران حملات برنامه‌ریزی شده توسط گروه‌های شبه نظامی مانند حزب اسلامی ترکستان (TIP‌) به عنوان یک گروه شبه نظامی اویغور است. این موضوع را «بیر تنجا»، یکی از اعضای برنامه مطالعات استراتژیک بنیاد تحقیقات آبزرور در دهلی نو نیز تائید می‌کند و می‌گوید: فعالیت اویغورها در افغانستان از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ با اجازه طالبان، ریشه نگرانی امروز چین از تحولات افغانستان است.
همچنین یکی دیگر از نگرانی‌های پکن، افزایش قدرت داعش در افغانستان با نام داعش خراسان است که به طور فزاینده ای چین را نیز تهدید خواهد کرد. این نگرانی به‌ویژه زمانی تشدید می‌شود که داعش بیانیه‌هایی را در ارتباط با جذب نیرو از میان اویغورها منتشر کرده است. همین موضوع به نگرانی های پکن افزوده و باعث شده تا بسیاری از نگرانی‌های امنیتی چین را مقدم بر اولویت های اقتصادی در روابط با طالبان ارزیابی کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا