جهاندیپلماسینگاه‌ها

روایت کارشناس روس از تهدیدات آسیای مرکزی؛ طالبان یا عوامل داخلی؟

تجزیه و تحلیل‌های مستقل و فارغ از جنبه‌های تبلیغاتی نشان می‌دهد در شمال افغانستان هیچ گروهی نمی‌تواند برای ثبات داخلی کشورهای آسیای مرکزی تهدیدی بوجود آورد.

به گزارش خبرگزاری کوکچه، «الکساندر کنیازوف» مورخ و خاورشناس روس در تحلیلی به بررسی شرایط و اوضاع طالبان و تهدید آنان برای منطقه آسیای مرکزی پرداخت.

در این تحلیل آماده است: تجزیه و تحلیل‌های مستقل و فارغ از جنبه‌های تبلیغاتی نشان می‌دهد در شمال افغانستان هیچ گروه تروریستی که بتواند برای ثبات داخلی کشورهای آسیای مرکزی تهدید ایجاد کنند، وجود ندارد.

ریسک برای امنیت آسیای مرکزی: عوامل خارجی یا داخلی؟

تهدیدات مرسومی امنیتی شامل فعالیت‌های تروریستی و افراط گرایی برای کشورهای آسیای مرکزی بیشتر ناشی از داخل این کشورها است. فعالیت چندین ساله فرستادگان ویژه (نمایندگان گروه‌های تندرو)، عدم فعالیت مطابق موسسات دولتی در زمینه مذهب، عدم حل و فصل مشکلات زیاد اجتماعی و اقتصادی – این یک فهرست کوتاه وضعیت موجود در تمام کشورهای منطقه است.

هم زمان با این موضوع، ثبات نسبی موجود در منطقه گواهی می‌دهد که امکان بی ثباتی آن چنان بزرگ نیست.

اگر در سال‌های 1999 و 2000 میلادی رادیکال‌های تندرو از برخی کشورهای عربی، ترکیه و پاکستان فعالیت تبلیغاتی انجام می‌دادند، هم اکنون در آسیای مرکزی رهبران تندرو، متکی به منابع داخلی و مرتبط با محیط خارجی بیشتر به صورت ایدئولوژیکی حضور دارند.

در این میان تهدیدات خارجی نیز وجود دارد که گروه‌های غیرعلنی داخل کشورها را به شبکه‌های خود جذب و نفوذ خود را بر آنها حفظ کند.

استخدام شهروندان کشورهای آسیای مرکزی در سال‌های طولانی در ساختارهای تروریستی فعال در سوریه و عراق را می‌توان یک تمرین بزرگ توزیع این نفوذ عنوان کرد.

با این حال هیچ دلیلی وجود ندارد که اجرای طرح‌هایی مانند «داعش» در دیگر کشورها و مناطق را استثنا کند.

سازمان های غیرعلنی تندرو در کشورهای آسیای مرکزی

آسیای مرکزی نیز در مورد سازمان‌های غیرعلنی از لحاظ مدل شبکه‌ای توسعه یافته از جایگاه خوبی برخوردار است.

تجربیات بازگشت اعضای خانواده شبه نظامیان از کشورهای خاورمیانه به کشورهای خود که از سوی همکاران غربی به آنان تحمیل شده‌ است ( عملیات «مهر» در ازبکستان و عملیات «جوسان» در قزاقستان)، سازمان غیرعلنی داخلی در هر کشور را تشدید می‌کند.

از این مردم «قربانیان روزگار» نام می‌برند و از این مورد چشم پوشی می‌کنند که دست کم نصف آنها استخدام کننده آموزش دیده یا شرکت کنندگان آینده گروه‌های غیرعلنی در کشورهای خود هستند. مطالعات انجام شده در کشورهای دیگر این مورد را گواهی می‌دهد. گمان نمی‌رود در کشورهای آسیای مرکزی به شکل دیگر صورت خواهد گرفت!

تندروها در زمان پاندمی در قرنطینه نیستند!

محدودیت‌های سال 2020 میلادی ناشی از پاندمی برای تمام اوضاع تاثیر گذاشت و گرایشات جدید و بسیار نگران کننده را ایجاد کرد. از جمله گروه‌های غیرعلنی رادیکال در نتیجه بسته شدن مرزها در شرایط پاندمی ضمن نداشتن امکان سفر به کشورهای خاورمیانه و افغانستان می‌توانند برای سازماندهی اقدامات تروریستی در محل‌های اقامت دائمی یعنی در کشورهای آسیای مرکزی و در بین مهاجران کاری در روسیه تلاش کنند.

ازبکستان طی سال‌های طولانی تنها کشوری در منطقه بود که کارمندان دینی آموزش دیدند و از ورود مبلغان رادیکال خارجی به کشور مصون مانده است. در حال حاضر در شرایط آزادی نسبی رژیم سیاسی در ازبکستان موقعیت تندروها به طور قابل ملاحظه‌ای تحکیم یافته و به طور سریع روابط خارجی خود را برقرار می‌کنند.

طالبان به عنوان یک تهدید؛ واقعیت یا افسانه

افغانستان در مسائل امنیت آسیای مرکزی همیشه از جایگاه خاص برخوردار بوده و خواهد داشت. در نیمه دوم سال‌های 1990 میلادی به خصوص در اوایل سال 2001 میلادی از طریق فناوری‌های اطلاع رسانی در افکار عمومی، در محافل سیاسی و کارشناسی به صورت هدفمند تصوری در مورد ابعاد بین المللی و حتی جهانی پدیده «طالبان» شکل گرفت.

در این نتیجه گیری احتمال اجتناب ناپذیری ارائه شد که طالبان برنامه ریزی می‌کنند تاجیکستان را با ازبکستان مشغول کند تا قلمرو منتهی تا «بخارا» را به افغانستان ضمیمه کند.

این تصورات بی اساس حتی در بین افرادی که در اتخاذ تصمیمات سیاسی تاثیر داشتند، نیز سرایت کرد.

افسانه «تروریسم بین المللی» تحمیل شده توسط ساختارهای اطلاع رسانی آمریکایی به جامعه جهانی به یک «casus belli» ، بهانه ظاهری برای اعلام جنگ و آغاز اقدامات نظامی و توجیه تجاوز به افغانستان، سپس به عراق تبدیل شد و بار دیگر بهانه‌ای برای استقرار پایگاه‌های آمریکایی و «ناتو» در کشورهای آسیای مرکزی.

مدت‌ها پیش تایید شد که طالبان هیچ وقت برای کشورهای آسیای مرکزی یا روسیه تهدیدات نظامی نخواهند داشت. در مرحله اول، این گروه، یک گروه نژادی است و در قلمرو شمال رودخانه آمودریا نمی‌توانند مورد حمایت قرار گیرند.

در طالبان این پشتون‌ها هستند که یک ترکیب ملی گرایی قوی دارند که برای پروسه بین‌الافغانی بسیار مهم است اما برای امنیت آسیای مرکزی اهمیتی ندارد. آنها برای حضور در قلمرو تاجیکستان و ازبکستان از هیچ حمایتی برخودار نیستند.

پتانسیل نظامی «طالبان» هیچ وقت با امکانات نیروهای نظامی کشورهای آسیای مرکزی به خصوص با توجه به حضور احتمالی روسیه از طریق سازمان پیمان امنیت دسته جمعی و همچنین بر اساس قراردادهای موجود دوجانبه به طور مثال، با ازبکستان قابل مقایسه نبوده است.

تجزیه و تحلیل‌های مستقل و فارغ از جنبه‌های تبلیغاتی نشان می‌دهد در شمال افغانستان هیچ گروه تروریستی نمی‌تواند برای ثبات داخلی کشورهای آسیای مرکزی تهدیدی بوجود آورد.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا