خبر و گزارشدیپلماسینگاه‌ها

طالبان به يمن و بى مروتى افغان الاصل‌هاى چون خليلزاد، اشرف غنى و امثالهم و نظاميان پاكستان، دوباره كابل را تصرف کردند

ز نامردان علاج درد خود جستن ، بدان ماند
که خار از پا برون آرد کسی با نیش عقرب ها
هموطنان عزيز، خواهران و برادران!
همانگونه که آگاه هستيد من در سی سال گذشته همواره در کنار مردمم بوده ام، و در حد توان تلاش كردم تا در چارچوب سازمان ملل متحد و ادارات حكومتى مصدر خدمت به مردم و كشورم واقع شوم. شش سال قبل بعد از استعفا از دولت، باز هم در پهلوى مردمم قرار گرفتم و تلاش كردم تا حد توان منحيث يك شهروند عادى در عرصه هاى مختلف منجمله فعاليت هاى سياسى كه حق شهروندى من است، ممد واقع شوم و هميشه گفتم كه صلح واقعى بايد در مالكيت خود افغانها باشد، نه حاصل بازی های استخباراتی خارجی و بخصوص بدخواهان وطن.

در پرتو همين عشق به خاك و مردمم با درك و تحليلی كه داشتم، در طی این سالها هم ازحکومت هم از مخالفان مسلح،انتقاد کرده و درعین حال،راه حل هایی را با مشورت نخبگان،ارائه کردم، بعد از وخامت اوضاع در ماه هاى اخير، بر علاوه اينكه از طريق مصاحبه ها وجنگ تقریبا یک‌تنه در مقابل جنگ روانی دشمن، در شبكه هاى اجتماعى و مجالس حضورى هشدار دادم، خواستم در روز هاى دشوار در حد توان يك شهروند كارى را براى نظام و مردم انجام دهم و از همه طریق های ممکن، به اشرف غنى احوال فرستادم كه روز هاى دشوارى را مردم افغانستان پيشرو دارد و من با كم و بيش تجاربى كه دارم در اين شرايط دشوار نظام را؛ نظامى كه به قيمت خون بهترين فرزندان اين خاك بدست آمده است، ميتوان از طريق ايجاد همدلى و همفكرى نجات داد، اما متاسفانه اشرف غنى تصميم خود را مبنى بر فروپاشى نظام گرفته بود و اصلا اراده یی براى دفاع از نظام و مردم نداشت، چون وى جز پروژه فروپاشى نظام بود، و همه ما شاهد هستيم كه اين دلقك در نهايت با مردم افغانستان چى خيانتى بزرگى را روا داشت كه خداوند (ج)، مردم و تاريخ در مورد همه ما قضاوت خواهد كرد.
خواهران و برادران!
به اساس توصيه داكتران به دليل بلند رفتن سترس و فشار، چشم راستم شديد صدمه ديده بود و بايد مورد عمل جراحى قرار ميگرفت، چون هيچگونه مسوليت رسمى نداشتم ، چهار روز قبل از فرار اشرف غنى، جهت اجراى عمليات/جراحى چشم به كشور آلمان آمدم و فعلن هم بعد از تداوى در يكى از كشور هاى منطقه به سر ميبرم.

بعد از اينكه طالبان، به شکل ناگهانی اما از جانبی قابل پیش بینی، وارد كابل شدند،
از وضعيت پريشان وطن و مردم رنجكشيده ما هر لحظه در جريان قرار دارم.

اما باید خطاب به گروه طالبان بگویم كه؛ طى چهل سال اخير يگانه گروهى كه براى بار دوم به نصرت اللهى نه بلكه به يمن و بى مروتى افغان الاصل هاى چون خليلزاد، اشرف غنى و امثالهم و نظاميان پاكستان، دوباره كابل را تصرف مي‌نمايند ، طالبان هستند. طبق گفته ملا برادر آخوند ، طالبان بعد از تصرف كابل در راستاى آزمون قرار گرفته اند و اينكه نصرت اللهى شامل حال شان شده است يا خير؛ بعد از اين معلوم خواهد شد.به هر صورت این فرصتی ست برای افغانستان، که جنگ و قتال و فساد، ختم شود، نصرت الهی وقتی ست که بندگان الهی و همه آفریدگان الهی، در امن و آرامش باشند، نه هراس و وحشت و بی عدالتی و فقر.
اگر طالبان بطور عاجل اقدامات ذيل را روى دست نگيرند، نه تنها كه مورد نصرت الهى قرار نخواهند گرفت/نگرفته اند؛ بلكه با طغيان و غضب مردم رنجديده افغانستان روبرو خواهند شد كه اين‌بار افغانستان را وارد مرحله خونبارى خواهد ساخت، چون طالبان داراى رهبرى و اجنداى واحد نيستند كه در نهايت باعث جنگ هاى ذات البينى قدرت و پارچه شدن افغانستان خواهد گرديد؛

يكم: هر چه زود تر به تشكيل دولت همه شمول كه در آن همه اقشار، اقوام، مذاهب و افكار بطور عادلانه و عارى از هر گونه تبعيض و تعصب زن و مرد به اساس لياقت و شايستگى و گذشته/شهرت نيك با در نظر داشت آميزش تجدد و سنت تن بدهند و به تشكيل آن بپردازند؛ بخصوص نخبگان افغانستان، ثروت این مملکت اند، زمینه فرار آنها، فرصت نیست، تهدید ویرانگری است، نخبگانی که در ین چند دهه شکل گرفته اند، ثروت واقعی افغانستان هستند، باید آنها به دیده قدر و احترام دیده شوند،نه آماج انتقام و هراس افکنی.
دوم: سياست داخلى و خارجى افغانستان بايد به اساس منافع علياى افغانستان تنظيم گردد و تمام مهره ها و جواسيس معلوم الحال بيرونى بايد مجال آن‌را نيابند تا افغانستان را يكبار ديگر به سوى نابودى سوق دهند.

به اساس معلوماتى كه من دارم، همين اكنون گروه گروه از كارمندان رسمى آى اس آى در ادارات حساس دولتى در صدد جمع آورى اسناد هستند، اين افراد و اشخاص بايد هر چه زود تر بيرون رانده شوند. جواسیس، کشورهای دیگر ولو کشورهای اسلامی، بیگانه اند، بیگانه نیز عاشق افغانستان نیست. هر کشوری که کمک کرده به گروه صاحب قدرت، نباید خود را ارباب آنها و آنها را غلام خود فرض کند، هیچ کدام از مردم واقعی افغانستان، اگر شرایط را درست کنند، غلام شدنی نیستند، اما توجیهات بی معنی، راه حلقه غلامی را هموار می کند که برای نسل ها و قرن ها، سرافکندگی را به همراه خواهد داشت. اما مذاکره برای تامین حقوق طبیعی کشورهای همسایه و همکار، طبیعی ست، همین که در بیانیه گفته اید، افغانستان، علیه کشور دیگری استفاده نمی شود هم نفع ما و هم نفع آنهاست.

سوم: مردم افغانستان در مقابل هيچ كشورى به حد نظامیان پاکستان نفرت ندارند! چون كه براى سومين بار است كه نظاميان پاكستان نظام افغانستان را از بين ميبرند، حضور علنى و مخفى پاكستانى ها بطور شديد باعث خدشه دار شدن احساسات عامه مردم شده است و دوام اين وضعيت براى مردم قابل تحمل نيست!
چهارم: حس انتقام جويى بايد كنار گذاشته شود، بلكه مرحله “حساب ميگيريم و حساب ميدهيم” به طور واقعى و عادلانه از طريق مراجع قانونى آغاز گردد. طى چهل سال محكمه هاى صحرايى و كشتار خود سر از جانب حكام به نامهاى مختلف يكى از عوامل ايجاد عقده ها شد و باعث گرديده است تا مردم افغانستان به صلح واقعى نرسند.

بیانیه ها را از بیانیه به عمل تبدیل کنیم و از خستگی افغان ها از جنگ، سوی استفاده نکنیم، به راستی، در کنار هم باشیم، شما هم اگر ازین خاک و آب، پرورش یافته و ریشه دارید، به آن تعهد بدهید و همه اتباع و متعلقاتش را دوست داشته باشید از تاریخ و میراث فرهنگی تاریخی که گنجینه مشترک ماست تا مردم و شهرها و دست آوردهای فرهنگی و مدنی و علمی اش، مبادا، فاجعه مجسمه های توریستی بامیان که گنج جهانی بودند تکرار شود، مبادا موزیم و آرشیو ملی، ساختمان های تاریخی و آثار و کتاب ها و کتیبه های تاریخی و آثار جدید، در معرض نابودی قرار بگیرند اینها میراث همه بشر ست و می تواند میلیارد ها دالر، برای کشور سود آوری کنند
بياييد ثابت بسازيم كه افغانها ميتوانند چالش ها را به فرصت ها تبديل نمايند.
هموطنان عزيز و درد مند؛
من هم مثل هزاران هموطنم بيرون از كشور هستم و به زود ترين فرصت و وسيله ممكنه دوباره به افغانستان بر خواهم گشت و در كنار مردم منحيث يك شهروند عادى قرار خواهم گرفت و با باقی همدلان و همکاران، ناظر اوضاع خواهيم بود. اگر قصد و بنای ختم جنگ و بازسازی وطن باشد، من هم عضوی ازین خدمت هستم، نمی گریزم و برای حفظ و تعالی فرهنگ و مدنیت کشور که مدارا و تساهل، بخش، مهم آن است و بازسازی صلح و ثبات کشور، سهم می گیرم،
در صورتيكه هر گروه، مفكوره و يا هم كشورى تلاش نمايد تا افغانستان را مستعمره و با در انحصار خود قرار دهد، تحربه چهل سال و ماقبل آن گواه است كه در اينصورت همه با هم عليه آن از جنوب تا شمال از غرب تا شرق براى نجات وطن قيام خواهيم كرد و هسته “مقاومت پنجشير” توسعه خواهد يافت و فرصت نجات افغانستان را اينبار به هدر نخواهيم داد
كاپكاريكاتور از سايت: آسو

نویسنده: رحمت الله نبیل 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا