نگاه‌ها

طالبان رهبر ندارند

نمی توان این حقیقت را انکار کرد که عناصری در داخل طالبان، انگیزه های صاف دینی دارند و بخاطر تطبیق فهم های خود از اسلام مبارزه می کنند. اما، یک چیز شک و گمان ها در باره ی اهداف اصلی و نهایی این گروه را فربه می کند که چرا رهبران آن ها را هیچ کسی ندیده و نمی شناسد.
طالبان مدعی هستند که شخصی به نام ملا محمد عمر رهبر آن هاست. این رهبر را اما، کسی ندید وهیچ تصویری روشنی از این شخصیت ناشناخته و در اصل غیر موجود، ارائه نشد. اگر ملا محمد عمر اسم بی مسمی نبود، باید دست کم چون رهبران گریزی القاعده مانند بن لادین، ظواهری و دیگران، نشانه های از وی به رسانه های دیداری و شنیداری درز می کرد و مردم او را می شناخت. بهانه ی جنگ در رابطه به عدم ظهور ملا محمد عمر به هیچ وجه نمی تواند اختفای ابدی او را توجیه نماید.
اگر شخصی به نام ملا عمر واقعاً وجود خارجی می داشت، باید در چند مورد ویدیو، تصویر و یا علی الاقل صدای او را مردم می شنید. این که هیچ اثر و سر نخی از ملا محمد عمر، جز روایت پردازی های استخباراتی، باقی نیست، این مسئله خود دلیل آن است که افسانه ی وجود این رهبر بی نشان از اساس، بی اساس است. شاید بپرسید که در باره ی فرزند وی ملا محمد یعقوب چه می گویید؟ حرف من در این باره این است که آن هایی که چنان کردند، چنین هم می کنند و شاید ملا یعقوب خود نداند که چرا تاج انتساب به رهبر طالبان را بر سر وی نهاده اند، رهبری که داستان قهرمانی های او در خفا آغاز و در خفا به پایان رسید، نه در زندگی شاهدی صادقی او را دید و نه بعد از مرگ تابوت او را کسی بر شانه کشید. طالبان اما، می خواهند روایت آفرینی کنند و با پخش تصویر های کذایی از خانه های مخروبه و دروغین، آدمی را که در اصل نبوده، به عنوان یک شخصیت بزرگ و یک رهبر یگانه، بر مردم افغانستان، تحمیل نمایند.
اگر داستان خیالی و هالیودی زندگی و مرگ آقای ملا محمد عمر چنین با ابهام یکی شده باشد، این روایت آفرینی ها در حق جانشینان وی نیز صدق می کند. بعد از اعلان مرگ حاشیه دار ملا محمد عمر، شخصی دیگری به نام ملا اختر محمد منصور به جانشینی وی انتخاب شد. اما، کسی نپرسید که اگر ملا عمری وجود داشت و در سال 2013 وفات کرده بود، چرا دو سال تمام، طالبان از مرگ رهبر خود، خبری نداشتند و فراتر از آن از سال 2013 تا 2015 این گروه را چه کسی رهبری می کرد. ملا اختر محمد منصور در یک حمله ی هوای کشته شد، ولی، جز ادعای نیروهای امریکایی و تصدیق طالبان، سند معتبری در دست نیست که شخصی که در مناطق مرزی پاکستان با ایران، مورد هدف امریکایی ها قرار گرفت، و اقعاً رهبر طالبان بود. این بازی شاید یک مانور استخباراتی بود و شاید یک راننده و یا یک فرد عادی و بی نشان، به نام رهبر طالبان به قتل رسیده باشد، تا میدان برای بازی های بعدی، باز تر شود.
شما حق دارید بپرسید که چرا این قلم این همه شبهه پراکنی می کند و مسلمات را تحت سئوال قرار می دهد. نه خیر چنین است، بنده بلکه در حیرتم که چرا بعد از گذشت چهل روز از پیروزی طالبان و سقوط کابل به دست این گروه، رهبر فعلی آن ها آقای ملا هیبت الله نیز کماکان غایب است. مگر طالبان نمی دانند که چون من صدها و هزاران انسان دیگر می پرسند و گیج شده اند که در این کشور چه می گذرد و تا چه زمانی و با چه انگیزه ای مهدی آن ها باید در سرداب غیبت کبرای خود، باقی بماند. بنده به این باور هستم که سلسله ی رهبری طالبان از اساس بی اساس است و این گروه به جای یک شخص توسط صد ها متخصص کار کشته اطلاعاتی و یک سازمان بزرگ و کشوری به نام پاکستان، رهبری می شود که گاهی به نام های مستعار ملا محمد عمر و زمانی ملا اختر محمد منصور و اینک ملا هیبت الله یاد می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا