دیپلماسینگاه‌ها

طرح امارت در شمال و جمهوریت در جنوب توسط مارشال دوستم ومردم متحد شمال خنثی شد

در ملاقات مخفی اشرف غنی و لؤی درستیز پاکستان قمر جاوید باجوا در آپریل امسال در تورخم توافق بعمل آمد که شمال افغانستان مرکز آمارت اسلامی وجنوب تحت اداره جمهوریت باشد.

ولی دیروز قریشی وزیر خارجه پاکستان نسبت به نقض توافق از جانب دولت افغانستان و پیشروی جبهه قول اردوی شاهین و نیروهای مارشال دوستم در ولایت های جورجان و فاریاب از حکومت غنی گلایه نمود ورسما بر علیه اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان اظهارات کرد
طی این اظهارات افشا شد ،که اکثر عقب نشینی های نیروهای دولتی از ساحات شمال بخصوص فراه ،فاریاب و جورجان طبق فرمان سر قمندان اعلی و طبق توافق وی با اسلام آباد صورت گرفته بوده است
ولی چیزی که نه پاکستان و نه سرقمندان اعلی ونه طالبان پیش بیی کرده بودند
مقاومت جانانه مردم شمال و مارشال دوستم بود که همه این پلان های تجزیه شمال به آمارت وجنوب به جمهوریت را کاملآ برهم زد !
در تکمیل این پروسه جنگ ظالمانه افغانستان را برای مزید اطلاع خوانندگان به بررسی می گیرم !

طالبان تلاش دارند تا شمال افغانستان را تسخیر کنند، رژیم مافیایی حاکم بر کابل می‌خواهد کابل و جنوب را در اختیار داشته باشد. در شمال امارت و درجنوب گویا جمهوریت میسازند تا آرزوهای برباد رفته امریکا برای تروریستی ساختن آسیای میانه محقق گردد. اما ببنید الکساند کنیازوف مورخ و افغانستان شناس روسی می‌گوید طالبان برای روسیه دو نخود سیاه ارزش ندارد :
افغانستان در مسائل امنیت آسیای مرکزی همیشه از جایگاه خاص برخوردار بوده و خواهد داشت. در نیمه دوم سال‌های ۱۹۹۰ میلادی به خصوص در اوایل سال ۲۰۰۱ میلادی از طریق فناوری‌های اطلاع رسانی در افکار عمومی، در محافل سیاسی و کارشناسی به صورت هدفمند تصوری در مورد ابعاد بین المللی و حتی جهانی پدیده «طالبان» شکل گرفت.

در این نتیجه گیری احتمال اجتناب ناپذیری ارائه شد که طالبان برنامه ریزی می‌کنند تاجیکستان را با ازبکستان مشغول کند تا قلمرو منتهی تا «بخارا» را به افغانستان ضمیمه کند.

این تصورات بی اساس حتی در بین افرادی که در اتخاذ تصمیمات سیاسی تاثیر داشتند، نیز سرایت کرد.

افسانه «تروریسم بین المللی» تحمیل شده توسط ساختارهای اطلاع رسانی آمریکایی به جامعه جهانی به یک «casus belli» ، بهانه ظاهری برای اعلام جنگ و آغاز اقدامات نظامی و توجیه تجاوز به افغانستان، سپس به عراق تبدیل شد و بار دیگر بهانه‌ای برای استقرار پایگاه‌های آمریکایی و «ناتو» در کشورهای آسیای مرکزی.

مدت‌ها پیش تایید شد که طالبان هیچ وقت برای کشورهای آسیای مرکزی یا روسیه تهدیدات نظامی نخواهند داشت. در مرحله اول، این گروه، یک گروه نژادی است و در قلمرو شمال رودخانه آمودریا نمی‌توانند مورد حمایت قرار گیرند

در طالبان این پشتون‌ها هستند که یک ترکیب ملی گرایی قوی دارند که برای پروسه بین‌الافغانی بسیار مهم است اما برای امنیت آسیای مرکزی اهمیتی ندارد. آنها برای حضور در قلمرو تاجیکستان و ازبکستان از هیچ حمایتی برخودار نیستند.

پتانسیل نظامی «طالبان» هیچ وقت با امکانات نیروهای نظامی کشورهای آسیای مرکزی به خصوص با توجه به حضور احتمالی روسیه از طریق سازمان پیمان امنیت دسته جمعی و همچنین بر اساس قراردادهای موجود دوجانبه به طور مثال، با ازبکستان قابل مقایسه نبوده است.

تجزیه و تحلیل‌های مستقل و فارغ از جنبه‌های تبلیغاتی نشان می‌دهد در شمال افغانستان هیچ گروه تروریستی نمی‌تواند برای ثبات داخلی کشورهای آسیای مرکزی تهدیدی بوجود آورد.
محمد عظيم بابك

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا