مشارکت سیاسی زنان؛ از شعار تا واقعیت

کوکچه پرس36 نمایش هاآخرین بروزرسانی:شنبه ۲۴ سنبله ۱۳۹۷ - ۹:۵۷ قبل از ظهر
مشارکت سیاسی زنان؛ از شعار تا واقعیت

مشارکت سیاسی زنان؛ از شعار تا واقعیت

طرح مشارکت سیاسی زنان نتایجی را که انتظار می‌رفت به دنبال نداشت و این ناکامی ریشه در مناسبات اجتماعی-تاریخی افغانستان و تقسیم جایگاه‌ها دارد. اگر چه در قانون اساسی کنونی افغانستان، حقوقی را به زنان کشور سپرده شد، اما قسمت قابل ملاحظه‌ای از آن حقوق، تا کنون بعد از یک و نیم دهه حاکمیت این قانون اساسی، یا بی استفاده مانده و یا تحت تاثیر عوامل متعدد، مبدل به ابزار سؤ استفاده و یا بزرگ شدن یک توهم در زمینه‌ی حقوق و جایگاه زنان شده است.

میل به تحول در زمینه‌ی تعریف جایگاه‌های زن و مرد در جامعه بیش از این‌که یک مسئله‌ی قانونی باشد، به نگرش فرهنگی جامعه مرتبط است، چرا که قانون بدون پل زدن به درک ارزش‌های فرهنگی و نوع نگرش اجتماع، یک پدیده‌ی ناسازگار با بستر اجتماعی و یا حتی در مواردی تحمیلی پنداشته خواهد شد. درک کنش‌گران از خود و جایگاه شان در حوزه‌ی عمومی چگونگی ظهور و مشارکت را تعیین و چارچوب عمل‌کرد را تعریف می‌کند.

 در قوانین افغانستان سهم ویژه‌ی بیست درصدی برای زنان در زمینه‌ی رقابت‌های انتخاباتی و ورود به مرجع قانون‌گذاری این کشور تعریف شده است. این رویکرد قانونی، زمینه‌ی ورود نماینده‌گان زن را به پارلمان تسهیل کرد و باعث شد تا اکنون دست کم ۲۸ درصد اعضای پارلمان افغانستان و ۱۷ درصد اعضای مجلس سنا را زنان تشکیل دهند. وضع چنین قانونی با توجه به نوع نگرش مردسالارانه‌ی جامعه‌ی افغانستان یک فرصت مناسب برای زنان به شمار می‌رفت، اما بعد از یک و نیم دهه سود بردن از این قانون خاص، که خلاف معیارهای دموکراتیک، به حمایت زنان می‌پردازد، چه نفعی زنان از این حق ویژه ی شان برده اند؟

سهم بیست و پنج درصدی خاص، توانسته مشارکت زنان در حوزه‌ی سیاسی را به گونه‌ی که تاثیرات آن قابل لمس باشد، حتی در حد همین بیست و چند درصد، تامین کند؟ من یقین دارم که پاسخ تمام خوانندگان این متن به این پرسش منفی است، چون با موضوعی رو به رو هستیم که قابل انکار نیست. دو عامل بیش از دیگر عوامل دخیل توانسته سایه‌ی سنگین‌اش را بر حضور و عمل‌کرد زنان در پارلمان کشور انداخته و نقش زنان را به حد غیر قابل انکاری کمرنگ سازد.

اول رده‌ی از زنان که با سود بردن از حق ویژه‌ی قانونی زنان در انتخابات، توانستند به عنوان نماینده مردم وارد پارلمان شوند. نبود معیارهای مشخص نامزدی در انتخابات، مثل تحصیلات که رکن اصلی نمایندگی شایسته را می‌سازد، زمینه‌ی شد برای حضور افرادی که به لحاظ تحصیل و دانش و همچنین به لحاظ تجربه، توان نمایندگی را نداشتند. کسانی صرفاٌ با استفاده از روش‌های متفاوت، به تحریک ناخودآگاه مردم پرداخته و با گرفتن رای مردم عضویت پارلمان را کسب کردند.

تعدادی دیگر با استفاده از وابستگی های شان به گروه‌های سیاسی که درک شان از زن یک درک سنتی و به شدت دین زده افراطی است، شامل پارلمان شدند. در این میان تعداد معدودی ( شاید در حد سه یا چهار تن) زنان با دانش و با تجربه وارد پارلمان شدند، که در مقایسه با کمیت زنان وابسته به گروه‌های سیاسی افراطی و زنان فاقد توانانی لازم برای نمایندگی مردم، بسیار اندک بودند.

عامل دوم تاثیر گذار بر کاهش نقش زنان مسئله‌ی تقابل دسته بندی‌های سیاسی بزرگ در پارلمان کشور و شکل گیری جوِ قوم گرایی، منطقه گرایی و مباحث ذیل این‌ها بود. زنان، هم به دلیل قلت تعداد شان در پارلمان و هم تحت تاثیر عوامل دیگر همچون نارسایی‌ها در زمینه‌ی دانش و تجربه، در دسته بندی‌های تیم‌های سیاسی بزرگ خواسته و ناخواسته شامل شدند.

علاوه بر آن مسئله‌ی شکل گیری مافیا و مساعد شدن فرصت غارتگری‌های بزرگ‌ از دارایی عامه و سود بردن از مصؤنیت‌های قضایی و مسند نمایندگی مردم، در زمینه‌ی دست یافتن به پول‌های کلان، مشغولیت دایمی برای این گروه فراهم شد. لازم است این‌جا یک موضوع را یادآوری کنم و آن این است که غارت‌گری و رقابت برای دست یافتن به پول‌های غیر مشروع، یک امر عام بود و زنان عضو پارلمان، اغلب شان متاثر از جو پارلمان که توسط اعضای مرد و گروه های سیاسی پرقدرت، شکل گرفته بود، به چنین مسیری گرایش یافتند.

این شد که امروز در کنار تعداد زیاد مردانی که با استفاده از عضویت پارلمان سرمایه‌های بزرگی را به دست آوردند، یک تعداد زن هم هستند که با استفاده از عضویت شان در پارلمان، تاجر و ثروت‌مند شده اند. در جریان چند دوره، در مجموع پارلمان کشور دچار افت بوده است و بیش از این‌که به امر قانون‌گذاری و بهبود وضع قوانین کشور مشغول باشد، به میدان رقابت گروه‌های سیاسی، در زمینه‌های غیر از مسؤلیت اصلی اش، درگیر بود.

متاثر از همین امر، زنان نیز نقش پیرو این جریان را داشتند. هیچ گروه پارلمانی مشخصی از زنان برای طرح قوانینی که بتواند روی زندگی زنان تاثیر گذاشته و منجر به بهبود زندگی این قشر محروم شود، شکل نگرفت. هیچ طرح قانونی که به نفع زنان باشد، به جز از “قانون منع خشونت با زنان” که آن هم به صورت عمومی مطرح گردید و خیلی از مردان نیز در آن نقش داشتند، کدا طرحی خاض از جانب زنان عضو پارلمان به مجلس ارائه نشد.

مشارکت سیاسی زنان را نباید با حضور فیزیکی زنان در پارلمان اشتباه گرفت. ما تاکنون فقط حضور فیزیکی زنان را در پارلمان کشور داشتیم. همین چند شخصیت معدود، خوب و با دانش زنان مثل داکتر انارکلی (نماینده‌ی سیکها در مجلس سنا) تلاشهایی کردند که به دلیل شیب جوِ عمومی به سوی مسایل دیگر، کارشان بی اثر ماند.

اغلب زنان عضو پارلمان، به جای توجه به میلیونها زنی که تجربه‌ی تلخ تاریخی را پشت سر گذاشته و اکنون به امید طرح و تطبیق قوانین عادلانه را از نماینده‌های شان دارند، یا به جمع کردن پول مشغول بودند یا به زد و بندهای سیاسی دیگر. یعنی هر کاری می‌کردند، الا کاری که وظیفه‌ی شان بوده و به خاطر آن رای گرفته بودند.

بناٌ حضور فیزیکی را نباید مشارکت سیاسی دانست. مشارکت سیاسی زمانی وجود خواهد داشت که زنان روی طرح عادلانه‌ی قوانین، تاثیر گذار باشند. اتفاق افتاده است که از همین نماینده‌های زن واکنش در برابر تصویب قانون مبارزه با خشونت علیه زنان دیده شده است. در قسمت رای نگرفتن نخستین زن برای عضویت در شورای عالی دادگاه عالی، شماری از زنان مجلس متهم شدند که حاضر نشدند رای بدهند.

یک نماینده ی زن در پارلمان از رابطه ی علنی اش با طالبان حرف می‌زند و از قاتلین مردم دفاع و آنها را ستایش می‌کند. مگر سیاه تر از قوانین طالبانی در زمینه‌ی ستم بر زنان در تاریخ کشور داشتیم؟ چرا یک زن به نمایندگی از زنان رفته و علیه حقوق و جایگاه زنان حرف می‌زند و عمل می‌کند.

متاسفانه عادت شده و حتی رویه‌ی عام شده است که همه سعی می‌کنند با نوعی مسامحه و لاپوشانی از روی قضایا بگذرند. اگر چیزی در این زمینه کسی می‌نویسد، خیلی از زنان به اصطلاح فعال مدنی و سیاسی دهن باز کرده و به دشنام گویی به نویسنده و گوینده می‌پردازند.

 واقعیت امر این است که ما زنان در زمینه‌ی مشارکت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دچار اشتباه بسیار بزرگی شدیم. هرچند این موضوع بسیار پر پهنا و عریض است و باید طی نوشته‌های متعدد به طرح آن پرداخت، اما همین بس که حاصل مشارکت زنان در حوزه‌ی سیاسی از مسیر پارلمان یک مجموعه زنان تاجر، چند عنصر سیاسی ضد زن، چند منطقه گرا و چند طالب دوست شد، اما هیچ صفی از زنان برای دفاع از حقوق زنان در پارلمان تشکیل نشد، هیچ قانونی که بتواند محرومیت زنان را تقلیل دهد، طرح و تصویب نشد، هیچ موضع‌گیری که بر اوضاع بسیار غیر عادلانه‌ی جاری تاثیر گذار باشد، دیده نشد.

از تریبون پارلمان به نفع زنان استفاده صورت نگرفت. اغلب زنان عضو پارلمان در مباحث پارلمان بیشتر غایب بودند و جرأت موضع‌گیری را نداشتند. زد و بندهای پنهانی با وزرا وجود داشته و حق پارلمانی شان راحت تر از مردان قابل فروش بود. مبدل به لقمه‌های راحت الحلقوم برای گروه‌های سیاسی پارلمانی بودند. همه‌ی اینها فرایند یک نگاه غیر مسؤلانه به انتخابات و مشارکت سیاسی زنان است. در قاعده‌ی هرم، زنان کشور نیز تحت تاثیر عوامل تاریخی و سنتی و قلت آگاهی نتوانستند فشار لازم را بر نماینده‌های شان در پارلمان بیاورند تا صفی از زنان برای دفاع از حقوق زنان شکل گیرد.

ریحان تمنا

منبع: هشدار مشارکت سیاسی زنان؛ از شعار تا واقعیت

۱۳۹۷-۰۶-۲۴ ۱۳۹۷-۰۶-۲۴
لغو پاسخ
0 comments

Sorry Comments are closed

کوکچه پرس