نگاه‌ها

هنگامی که ترس ژنتیک می‌شود!

در میان نخبه‌گان افغان/پشتون کسی را نمی‌شناسم که از نظام متمرکز،مستبد،تک‌قومی و انحصارگر ریاستی حمایت نکند.از همین موضعگیری های شان کافیست استنباط کنیم که فدرالیسم که ما مطرح می‌کنیم،ضد استبداد،سلطه‌گری و انحصارطلبی این گروه یا سران این قوم است؛چه دلیلی روشن‌تر از این می‌توان آورد.
ثانیآ در قرن ۲۱ همین به اصطلاح اولتراتکنوکرات های افغان از،تاکید بر استمرار نظام شوونیستی‌ی تک‌ساختی خود شرم نمی‌کنند،طالبان از علم کردن پرچم عقب‌مانده‌ترین نوع اداره(امارت)و تفسیر ماقبل‌التاریخ عقل از دین پروا نمی‌کنند،اما سران خودفروخته،بزدل و تیکه‌داران قومی غیرافغان از گرفتن نام عدالت و جمهوری جمهوری ها(جمهوری دموکراتیک فدرالی)خجالت می‌کشند و می‌ترسند.
حقیقت این است که این برده‌گان که در روح خود آزادی را تجربه نکرده‌اند و مایل نیستند تجربه کنند،می‌توانند مردم ما را از زنجیرهای اسارت انحصارطلبان و شوونیستان آزاد کنند؟
ثروت‌اندوزی،فساداخلاقی و مالی در جان این تیکه‌داران به ملکه تبدیل شده است، به ساده‌گی بیرون نمی‌شود مگر این که “با جان به در شود”!به بیان کیپلینگ شاعر:ترس از افغان‌ها چنان در مغز و استخوان این تیکه‌داران ریشه دوانده است که حالت ژنتیک به خود گرفته است.کیپلینگ می‌گوید جوجه‌های اردک (مرغابی)در داخل بیضه (تخم)از پرواز عقاب بر فراز آشیانه‌ی شان می‌ترسند.با وجودی که عقاب را ندیده‌اند و تجربه نکرده‌اند ترس را احساس می‌کنند و وحشت‌زده می‌شوند.ترس تیکه‌داران از افغان‌ها چنین ترسی است.
به هر انجام.باداران تان از طرح فدرالی برای افغانستان سخن می‌گویند.متفکران و دولتمردان شان از جوبایدن شروع تا روباکر و سنیر ضرورت ایجاد دولت فدرالی در افغانستان را به صراحت مطرح می‌کنند اما این جوجه‌اردک های ما از سایه عقاب افاغنه ترس و وحشت دارند و آن صداهای فدرالی شدن از آن‌سوی اقیانوس‌ها صدای عقاب و یا چکاچاک شمشیر عبدالرحمن خان به گوش شان میاید… وای برما!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا