نگاه‌ها

پارادوکس تعصب و داستان اذیت و آزار الله گل مجاهد

گاهی آدم به جای می رسید که نمی داند چه بگوید. فکر می کنم این داستان برای همه ما اتفاق افتاده باشد و ما همه آن را تجربه کرده باشیم. من اما، از تفسیرها و قرائت های داده شده پیرامون اذیت و آزار آقای الله گل مجاهد توسط عناصر طالبان، بهت زده شدم و به خود گفتم: ” وقتی ریسمان تعصب بر گردن آدمی بیفتد، فقط دو رنگ را می تواند ببیند، یعنی هرچه با من و از من باشد سفید و هرچه از غیر و دیگران باشد، سیاه است.
بدون شک در این کشور و در میان ما مشکلات و بیماری های زیادی وجود دارند اما، هیچ بیماری به پیمانه ی تعصب، هست و بود ما را نخورده و ما را بر زمین نیفکنده است.
قصه را دور نبریم و برگردیم به آقای مجاهد. این که الله گل مجاهد کیست را همه می دانند. فکر می کنم اکثریت به این باور اند که ایشان استقامت سلوک ندارند. اما، جالب این که در رابطه به معامله ی طالبان با آقای مجاهد، به جای این که اصل خشونت کوبیده شود و برخورد غیر مسئولانه ی طالبان با الله گل تقبیح گردد، قضیه قومی و پارادوکس تاجیک و یا پشتون بودن الله گل مطرح می شود و برخورد طالبان با آقای مجاهد درست از این بابت مورد باز خوانی و مذمت قرار می گیرد.
یکی مثلاً می گوید چون الله گل تاجیک بود، با چنین سرنوشتی مواجه شد و اگر طالبان متعصب نیستند چرا با مولوی تره خیل که کاپی الله گل است، کاری ندارند. دیگری اما، بر عکس طالبان را متهم می کند که اگر الله پشتون نبود، آن ها او را حتماً ، تیر باران می کردند و می کشتند و چون پشتون است به رغم خطاهای مشهود، راهش را باز می گذارند و حتی فرارش می دهند.
من واقعا حیران ماندم که در کدام طرف بنشینم و در این باره چه بگویم و چرا همه چیز به سرعت رنگ و بوی قومی می گیرد و چرا در همه جا بر طبل تعصب کوبیده می شود. برادران و خواهرانی که قضیه را از این زاویه می بینند، بدون این که خود متوجه باشند، تعصب می ورزند و بلکه بذرهای تعصب را زرع و آب یاری می نمایند. آخر چگونه ممکن است یک شخص معین در یک زمان معین به دلیل تاجیک بودن توهین شود و به دلیل پشتون بودن آزار نبیند!
در خاتمه عرض می کنم که اگر آقای الله گل حتی اگر تاجیک و هم تبار شما هم باشد، بیایید جرئت این را داشتم باشیم که از آن هایی که جفا کرده اند، دفاع ننماییم. بیایید خشونت در برخورد با الله گل مجاهد را رنگ و بوی قومی ندهیم زیرا مبارزه با تعصب زمانی معنی پیدا می کند که ما همه به نقد ذات بپردازیم و پشتون از خاین پشتون و تاجیک از خاین تاجیک و هزاره از خاین هزاره برائت بجوییم و کار ارباب خیانت را با انگیزه های قومی، در نیامیزیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا