دیپلماسینگاه‌ها

کشاکش سه جانبه در ترکیه: در کنفرانس ترکیه سه گروه با هم رو در رو قرار می گیرند

۱. طالبان که بزرگترین برنده میدان خواهند بود. چون کنترل چند ولایت، چند کرسی وزارت و بودجه هنگفتی را برای جنگجویان خود به دست خواهند آورد.

۲. تمرکز گرایان به رهبری کرزی و احمدزی که برخی اعضای تیم های شان در دوره موقت گذار در راس قدرت خواهند ماند و امتیازات شان کماکان حفظ خواهد گردید. به گمان غالب نهایت خواهند کوشید به رغم عقب نشینی هایی در برابر طالبان سیستم متمرکز و اقتدارگرای انحصاری کنونی را کماکان حفظ کنند‌. با این حال طرح عوامفریبانه اشرف غنی در سه محور برگزاری انتخابات زودهنگام، بیطرف ساختن کشور و تعدیل قانون اساسی تحت رهبری خودش همچون وعده های غیر عملی و میان تهی رد خواهد شد.

۳. تمرکززدایان/ تمرکزستیزان که به سه بخش تقسیم و بزرگترین بازنده میدان خواهند بود.

برخی از آنان بحث فدرالیسم را مطرح خواهند کرد که شانس تحقق آن نزدیک به صفر است، بخش دیگر نظام پارلمانی را مطرح خواهند کرد که شانس آن ها هم بسیار ضعیف است. تنها گروهی نوعی ساختار ریاستی/ صدارتی را با احیای کرسی نخست وزیری پیشنهاد خواهند کرد که امکان پذیرش دیدگاه شان تا حدودی هست. شاید هم موفق شوند بحث تقسیم کشور به چند زون و نیمه انتخابی شدن والیان و بومی شدن پلیس را هم بقبولانند.

اما شرط تحقق خواست های شان این است که فدرالیست ها و پارلمانتاریست ها از دیدگاه شان قاطعانه حمایت و امریکا با آن موافقت کند.

به هر حال احیای کرسی صدرات شاید تنها امتیازی باشد که می توانند روی آن حساب باز کنند.

هنوز روشن نیست که در دوره گذار سرنوشت قانون اساسی کنونی چه خواهد شد؟ آیا بحث تعلیق آن و پذیرفتن یک اصول اساسی موقت مطرح خواهد شد یا نه؟

اگر نشست به ناکامی بکشد، این برد موقتی برای اشرف غنی احمدزی خواهد بود. چون می تواند عمر دولت وی را برای چندی درازتر کند. شاید هم تیم غنی با همه توان بکوشد کنفرانس را با ناکامی روبه رو سازد. اما به زودی جنگ گسترده و تمام عیاری در سرتاسر کشور آغاز خواهد شد و بحران بسیار عمیق و پیچیده خواهد شد.

اگر دو گروه اخیر با هم همسویی و همنوایی کنند، روشن است میدان مانور را برای طالبان تنگ تر خواهند ساخت. اما این منوط به انعطاف پذیری تمرکزگرایان است که بعید به نظر می رسد.

دست کم سخنرانی اخیر آقای غنی آشکارا نشان داد که حاضر به کمترین انعطاف نیست و تنها می کوشد با دادن وعده های میان تهی تعدیل قانون اساسی !!!! و بیطرف ساختن کشور و راه اندازی انتخابات زودهنگام برای تداوم خود زمینه چینی کند. بدون این که کدامین اقدام عملی یی در این راستا نماید.

از سر مهر پاکدلانه و بی آلایشانه به این پرسش ها پاسخ بدهید:
برای یک دم با خود بیندیشید:
اگر در کشور ساختار نظامی می داشتیم کارا و پذیرا و دولتی فراگیر که در آن همه لایه های جامعه مشارکت می داشتند
و در مدیریت کشور و تصمیمگیری های سرنوشت ساز نقش می داشتند،
اگر همه قدرت، اختیارات و صلاحیت ها در یک دست متمرکز نمی بود،
اگر نخست وزیر مسوول و پاسخگو در برابر پارلمان می داشتیم،
اگر حقوق شهرمندی و برابری شهرمندان تامین می شد،
اگر مردمسالاری در کشور نهادینه می شد،
اگر احزاب سراسری فرا تباری، فرا زبانی، فراموشی و فرا سمتی می داشتیم،
اگر به دهل تبارگرایی افراطی کوبیده نمی شد،
اگر گستره کشور به چند زون امنیتی تقسیم می شد و در راس آن یک مقام مسئول بومی قرار می داشت،
اگر والی ها، ولسوال ها و شهرداران انتخابی
و امنیت بومی می بود،
اگر کمک های جهانی دادگرانه میان زون ها تقسیم می شد،
اگر کشور بیطرف می بود،
و سر انجام اگر در بیست سال گذشته می گذاشتیم امریکا طالبان و دیگر گروه های تندرو را سرکوب می کرد،
و اگر زندانیان طالبان را هزار هزار بی رویه و بدون سنجش و حساب و کتاب رها نمی کردیم،
اگر یک قانون اساسی درست می داشتیم و انتخابات ها سالم و شفاف و عاری از تقلبات گسترده برگزار می شد،
آیا طالب حرفی برای گفتن می داشت؟
حالا امروز بخش بزرگی از کشور را از دست می دادیم؟
آیا میدان را به پاکستان می باختیم؟
آیا مرز پاکستان تا نزدیکی های کابل پیش می آمد؟
آیا چنین ذلیل و خوار و بی آبرو می شدیم؟
مسوول این وضعیت و بدبختی و سیه روزی کیست؟
کرزی و احمدزی؟
یا من و شما؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا