جهاننگاه‌ها

کشورهایی به نام‌های پنجاب، بلوچستان، پشتونستان شکل می‌گیرد

پاکستان به نام اسلام تشکیل یافته است و به نام اسلام باید باقی بماند. این را، ارتش پاکستان و سازمان استخبارات آن ارتش(آی اس آی) نه تنها میداند، بلکه خود را وارث و صاحب اصلی این تفکر و این آیدیولوژی و مسول تطبیق و اجرای آن تلقی می کند. چونکه ارتش و سازمان جاسوسی آن، آی اس آی این نکته را بسیار به خوبی میداند که اگر پاکستان با نام اسلام باقی نماند، در خطوط قومی تجزیه می شود و آنگاه به جای کشوری به نام پاکستان کشورهایی به نام های پنجاب، بلوچستان، پشتونستان و غیره شکل می گیرد.
باقی ماندن پاکستان با نام اسلام به معنی این نیست که در پاکستان دولت اسلامی و دینی با اجرای شریعت اسلامی به جای قوانین عرفی و مدرن متعارف تشکیل شود.
زیرا نگاه حاکمیت پاکستان به اسلام، نگاه ابزاری است و حاکمان پاکستان از نظامی ها تا غیر نظامی های شان اسلام را نه هدف بلکه ابزاری در تشکیل پاکستان و بقای پاکستان تلقی می کنند. این نگاه و این تلقی از همان آغاز شکل گیری پاکستان تا حالا ادامه دارد و محمدعلی جناح بنیانگذار پاکستان که او را به عنوان قاید اعظم ارج می گذارند، کشور و دولتی را با نام اسلام اما با قوانین عرفی و انگریزی و در غیبت شریعت اسلامی بنیان گذاشت.
بنا بر این، باقی ماندن پاکستان با نام اسلام به معنی آن است که پاکستان حامی و مدیر آیدیولوژی جهاد و گروه های حامل و عامل این تفکر و آیدیولوژی باشد تا از هویت و بقای پاکستان در برابر هند و ناسیونالیزم هندی، در برابر ناسیونالیزم قومی داخل پاکستان و افغانستان و منطقه که ابزار بقای پاکستان را تضعیف و تهدید می کند، دفاع کند.
حاکمان پاکستانی به خصوص نهاد ارتش و استخبارات نظامی آن که مدیر و مجری استراتژی بقای پاکستان با ابزار اسلام و جهاد اسلامی است هرگز نمیگذارند و نمی خواهند که این تنور داغ و سوزان سرد شود تا آنها نتوانند نان خود را در آن بپزند و بقای پاکستان را بیمه کنند.
ارتش پاکستان در طول تشکیل پاکستان از ۱۹۴۷ تا حالا در تطبیق این استراتژی موفقانه عمل کرده است. بخش اصلی این موفقیت ارتش به مدیریتش در داخل دولت و نظام حاکم پاکستان بر می گردد که پیوسته بخش ملکی دولت پاکستان را در نظارت و مدیریت خود داشته است. حالا اختلاف عمران خان به عنوان صدراعظم پاکستان بر سر تعین رییس آی اس آی موضوعی نیست که کنترل و مدیریت ارتش را به چالش بکشاند و عمران بتواند ساز خودش را در بیرون از مدیریت ارتش بزند.
اما نکته ی مهم در پاکستان و استراتژی بقایش با استفاده ی ابزاری از اسلام، به کارآیی و تداوم این استراتژی بر می گردد.
آیا پاکستان تا ابد می تواند به این بازی ادامه دهد و منطقه و جهان را در گروگان خود نگهدارد و پیوسته باج بگیرد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا