نگاه‌ها

نشست ویانا؛ از وحدت داخلی تا حمایت خارجی

شماری از شرکت‌کنندگان در دومین نشست ویانا با حضور چهره‌هایی از مخالفان طالبان گفته‌اند که به دنبال یافتن راهی برای ایجاد اجماعی گسترده علیه طالبان هستند. آن‌ها همچنین از جامعه جهانی خواستار حمایت شده‌اند.

این در حالی است که این نشست از سوی هیچ کشوری مورد استقبال و حمایت قرار نگرفت. به نظر می رسد که شرکت کنندگان آن در آستانه تغییر موضع جهان نسبت به طالبان، در تقلای «دیده شدن» هستند. به بیان روشن تر، آنها تلاش کردند تا جهان به طور یکجانبه به طالبان، نگاه نکند؛ بلکه مخالفان طالبان را نیز ببیند و به خواسته های آنان، ترتیب اثر دهد.

بربنیاد گزارش‌ها شرکت کنندگان این نشست در مورد احتمال به رسمیت شناخته شدن حکومت طالبان به شدت احساس خطر می‌کنند و برای یافتن راهی به منظور جلوگیری از آن رایزنی کرده اند.

این تلاش به ویژه در آستانه برگزاری نشست سازمان ملل در دوحه تشدید شد که در آن گفته می شود موضوع به رسمیت شناختن طالبان مورد بررسی قرار می گیرد؛ اگرچه در پی واکنش های شدید به این تصمیم، اکنون گفته می شود که این موضوع، روی میز نیست و در نشست دوحه درباره تامین امنیت دایمی افغانستان و شیوه کمک های بشردوستانه بدون دخالت طالبان و نیز وضعیت زنان و حقوق بشر، بحث خواهد شد.

دومین نشست ویانا در مقایسه با نشست اول آن، زودتر از موعد برگزار شد تا شرکت کنندگان به طور ویژه بتوانند روی دستور کار نشست دوحه، تاثیر بگذارند و جهان را از به رسمیت شناختن طالبان بازدارند.

شماری از شرکت‌کنندگان در حاشیه این نشست گفتند که «زنان شرکت کننده در این نشست به دنبال این هستند که از نیروهای داخلی خصوصا فعالان زن و جامعه مدنی حمایت شود و از جامعه بین‌المللی خواسته شود که به یاری آن‌ها بشتابند».

آن‌ها ‌گفتند که نباید طالبان از کمک‌های بشری جامعه جهانی در جهت تقویت نهادهایی مثل نهادهای امنیتی و یا نهادهای نقض‌کننده حقوق بشر، استفاده کنند.

آنها می دانند که دنیا دیگر تمایلی به سرمایه گذاری روی چهره های سیاسی پیشین و رهبران فاسد سنتی ندارد. حمایت از مقاومت مسلحانه علیه طالبان نیز دست کم در حال حاضر به طور رسمی در دستور کار هیچ کشوری نیست؛ بنابراین، تنها موضوعی که از دید شرکت کنندگان نشست ویانا می تواند توجه جامعه بین المللی را جلب کند، مساله زنان و حقوق بشر و جامعه مدنی است؛ اگرچه در پی فرار غیرمسئولانه قدرت های غربی از افغانستان و تعامل رو به گسترش سازمان ملل با طالبان، معلوم نیست که این مسایل دیگر چقدر برای غرب اهمیت دارد و آنها آیا اصولا تمایلی به اعتنا و حمایت از آن در برابر اقدامات سرکوبگرانه رژيم طالبان دارند یا خیر.

یکی از برگزار‍‌کنندگان اتریشی که نخواست اسمی از او ذکر شود به بی‌بی‌سی گفت که «غیبت شماری از چهره‌های سنتی در این نشست در پشت پرده باعث خوشحالی برگزارکنندگان بوده است،‌ چرا که حضور آن‌ها در نشست قبلی انتقاد برانگیز شده بود».

این هم نشانه ای دیگر از این امر است که جهان نمی خواهد بار دیگر به بازیگران قدیمی و رهبران سنتی برای بازگشت به عرصه سیاست و قدرت در افغانستان، میدان دهد یا آنان را در برابر طالبان، علم کند. اما از دید کارشناسان، این دغدغه مهم نیز مطرح است که آیا بازیگران جوان‌تر از نفوذ، وزنه و جایگاه مورد نیاز برای نقش آفرینی و تاثیرگذاری برخوردار هستند؟ آیا آنها قواعد بازی را می دانند؟

یکی از کسانی که این تردید به طور جدی درباره او مطرح است، احمد مسعود؛ رهبر جبهه مقاومت ملی است. او اخیرا متهم به انحصارگرایی و فساد در مدیریت این جبهه شده و به دلیل فقدان دانش، ایده و کاریزمای لازم، بسیاری از نیروهای وفادار به این جبهه را نیز از دست داده و عملا هیچ نیروی مسلحی به نیابت از این جبهه در افغانستان با طالبان نمی جنگد.

رنگین دادفر اسپنتا؛ وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی در دولت‌های قبلی افغانستان در نشستی حاشیه‌ای گفت که در مقایسه با دور گذشته به «ایجاد حرکتی فکری و سیاسی علیه طالبان» بیشتر امیدوار شده است.

خود آقای اسپنتا هم یکی از کسانی است که در ابتدا با طرح های آرمانی اش برای ایجاد اصلاحات سیاسی و مبارزه با فساد دستگاه سیاست وارد کشور شده بود، بعدا به سادگی در منظومه فاسد قدرت، جذب و هضم شد و حتی به تریبون توجیه گر استعمار امریکایی تبدیل گشت. به نظر نمی رسد او چهره ای قابل اعتماد برای قرار گرفتن در رأس یک حرکت فکری و سیاسی تازه علیه طالبان باشد؛ زیرا او نماینده همان جمهوریت فاسد و ناکارآمدی است که قدرت گیری دوباره طالبان، یکی از خروجی های آن بود.

در این میان، سخنرانی محمد محقق در این نشست خبرساز شده بود که طالبان را به ایجاد یک اداره تک قومی و تک گروهی مورد انتقاد قرار داد.

محمد محقق که در ترکیه به‌سر می‌برد در سخنرانی خود حکومت طالبان را به سرکوب سیستماتیک اقوام متهم کرد و گفت: «حکومتی که در افغانستان برقرار شده است، یک حکومت افراطی طالبانی» است.

آقای محقق افزود: «از هیچیک از اقوام دیگر غیر از قوم محترم پشتون یا حضور ندارند و یا حضور سمبولیک اندکی دارند که اختیار هیچ چیزی را ندارند.»

آقای محقق ظاهرا تنها رهبر سنتی بود که به طور مجازی در نشست ویانا شرکت و سخنرانی کرد؛ اما او هم دیگر جایگاه پیشین را ندارد و یک رهبر فراری و فاقد پایگاه اجتماعی محسوب می شود که علیرغم انتظارات هوادارانش زندگی مرفه و امن در ترکیه را بر مبارزه مؤثر برای نجات کشور و مردم اش ترجیح داده است.

تمام کنش ها و واکنش های آقای محقق به اعلامیه های فیسبوکی و بیانیه های مجازی خلاصه می شود که صرف نظر از محتوای آن، شیوه ای که او برای «مبارزه» برگزیده، مورد تمسخر عموم مردم افغانستان قرار می گیرد و عجز و عافیت طلبی شرم آورش، اسباب طنز و تفریح می شود.

در دومین روز نشست ویانا، از احمد مسعود؛ رهبر جبهه مقاومت ملی هم نقل قول شد که او گفته است «نباید منتظر ماند و لازم است که طرحی فراگیر برای مقابله با طالبان آماده شود».

با این وجود، منتقدان می گویند که آقای مسعود، ابتدا باید یک طرح نه چندان کلان را برای ایجاد اصلاحات در ساختار خانوادگی جبهه «ملی» ایجاد کند و این جبهه را از انحصار یک قوم و خانواده، آزاد کند.

برخی از چهره‌هایی که سال گذشته در دور نخست این کنفرانس حضور داشتند امسال شرکت نکرده‌اند، از جمله رحمت‌الله نبیل؛ رئیس امنیت ملی سابق و زلمی رسول؛ وزیر خارجه و سفیر پیشین افغانستان در لندن است.

به این ترتیب، تصور می شود که نشست ویانا هنوز فاصله زیادی برای ایجاد تغییرات واقعی در داخل افغانستان دارد. این جبهه تا مدت ها باید برای ایجاد وحدت داخلی میان اعضای خود و کسب حمایت خارجی، تقلا و تلاش کند.

عبدالمتین فرهمند – جمهور

دکمه بازگشت به بالا