جهاننگاه‌ها
موضوعات داغ

از پیجر تا صندلی‌های خالی؛ چرا سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل به صحنه‌ای از تقابل سیاسی تبدیل شد؟

آیا شکاف میان حمایت‌های رسمی دولت‌ها، تصمیم‌های امنیتی قدرت‌های بزرگ و فشار فزاینده افکار عمومی جهان، سرانجام به تغییر واقعی در سیاست‌های مربوط به جنگ غزه و مناقشه اسرائیل و فلسطین منجر خواهد شد؟

سخنرانی بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در حالی برگزار شد که شمار زیادی از هیأت‌های دیپلماتیک سالن را ترک کردند؛ نخست‌وزیر اسرائیل نیز با نمایش یک پیجر و حمله لفظی به منتقدانش، تلاش کرد روایت خود از جنگ‌های منطقه را در برابر افکار عمومی جهان مطرح کند. در تحلیل این صحنه، اما یک پرسش اساسی باقی می‌ماند: آیا مسئله فقط نتانیاهو است یا باید آن را در چارچوب رابطه راهبردی اسرائیل و آمریکا، مواضع کشورهای عربی و شکاف میان ساختارهای بین‌المللی و تحولات افکار عمومی جهان دید؟

در یکی از بحث‌برانگیزترین صحنه‌های نشست امسال مجمع عمومی سازمان ملل، بنیامین نتانیاهو در برابر جایگاه نمایندگان کشورهای جهان قرار گرفت؛ اما بخش قابل توجهی از صندلی‌های سالن خالی بود. گزارش‌های منتشرشده از این مراسم نشان می‌دهد که ده‌ها نماینده هنگام آغاز سخنرانی نخست‌وزیر اسرائیل سالن را ترک کردند.

نتانیاهو اما سخنرانی خود را متوقف نکرد. او حتی نمایندگانی را که سالن را ترک کرده بودند، با عباراتی تند مورد خطاب قرار داد و از آنان خواست اگر منتقد اسرائیل هستند، سالن را ترک کنند.

اما یکی از تصاویر قابل توجه سخنرانی، زمانی شکل گرفت که نتانیاهو یک پیجر را در دست گرفت و به عملیات انفجار پیجرهای مرتبط با حزب‌الله در لبنان در سپتامبر ۲۰۲۴ اشاره کرد. او با یادآوری این عملیات گفت: «پیجرها را به خاطر دارید؟ حزب‌الله قطعاً آنها را به خاطر دارد.»

این حرکت، از سوی منتقدان اسرائیل به‌عنوان استفاده نمادین از یک عملیات نظامی در تریبون سازمان ملل تعبیر شد؛ در حالی که نتانیاهو آن را بخشی از روایت خود درباره توانایی‌های نظامی اسرائیل و آنچه «مبارزه با دشمنان اسرائیل» می‌خواند، قرار داد.

صندلی‌های خالی؛ تصویر مهم‌تر از سخنرانی؟

در ظاهر، سخنرانی نتانیاهو همچون سال‌های گذشته مجموعه‌ای از استدلال‌های امنیتی، سیاسی و نظامی درباره اسرائیل، ایران، حماس و حزب‌الله بود؛ اما این بار، تصویر سالن نیمه‌خالی نیز به بخش مهمی از خبر تبدیل شد.

گزارش‌ها حاکی است که هیأت‌های متعددی هنگام ورود نتانیاهو سالن را ترک کردند. هم‌زمان، بیرون از ساختمان سازمان ملل نیز در نیویورک اعتراض‌هایی علیه حضور او برگزار شد.

البته خالی بودن بخشی از سالن به‌تنهایی نمی‌تواند نشان‌دهنده موضع یکسان همه کشورهای غایب باشد. برخی کشورها ممکن است به دلایل سیاسی، دیپلماتیک یا اعتراضی سالن را ترک کرده باشند و برخی دیگر ممکن است اساساً هیأت خود را در سالن نگه نداشته باشند. بنابراین، میان «خروج نمایندگان در اعتراض» و «موضع رسمی دولت‌ها» باید تفاوت قائل شد.

با این حال، خروج گروهی از نمایندگان در لحظه آغاز سخنرانی، یک تصویر سیاسی قابل توجه ایجاد کرد: نخست‌وزیر اسرائیل در مهم‌ترین تریبون دیپلماتیک جهان سخن می‌گفت، در حالی که بخشی از نمایندگان در سالن حضور نداشتند.

پیوند واشنگتن و تل‌آویو؛ اختلاف وجود دارد، اما رابطه ساختاری است

یکی از محورهای اصلی تحلیلی مطرح‌شده در گفت‌وگوی مورد اشاره، رابطه آمریکا و اسرائیل است.

حتی اگر میان دولت آمریکا و دولت اسرائیل درباره برخی موضوعات اختلاف نظر ایجاد شود، رابطه امنیتی و نظامی دو کشور ساختاری و چندلایه است.

گزارش خدمات پژوهشی کنگره آمریکا نشان می‌دهد همکاری امنیتی آمریکا و اسرائیل شامل کمک‌های نظامی، همکاری‌های دفاع موشکی، انتقال و فروش تسلیحات و سازوکارهای مختلف امنیتی است. همچنین قوانین آمریکا برای حفظ «برتری کیفی نظامی» اسرائیل چارچوب‌هایی ایجاد کرده‌اند.

این رابطه به معنای نبود اختلاف میان واشنگتن و تل‌آویو نیست.

در سال ۲۰۲۶ نیز مواردی از انتقاد علنی دونالد ترامپ از اقدامات نظامی اسرائیل دیده شده است. برای نمونه، ترامپ در ژوئن درباره حملات اسرائیل در لبنان از نحوه عملیات و خطرات آن برای غیرنظامیان انتقاد کرد و گفت عملیات علیه حزب‌الله بیش از حد طولانی شده است.

در ماه اوت نیز نتانیاهو با بخشی از طرح جدید دولت ترامپ درباره غزه مخالفت کرد و بر مواضع متفاوت اسرائیل درباره خلع سلاح حماس و عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی تأکید کرد.

بنابراین، تصویر دقیق‌تر از روابط دو طرف، نه «اتحاد بدون اختلاف» است و نه «گسست آمریکا و اسرائیل»؛ بلکه رابطه‌ای راهبردی همراه با اختلافات مقطعی درباره روش‌ها، زمان‌بندی و برخی تصمیم‌های منطقه‌ای است.

چرا نتانیاهو بار دیگر اردوغان را هدف گرفت؟

یکی از بخش‌های برجسته سخنرانی نتانیاهو، حمله لفظی او به منتقدان سیاست اسرائیل و از جمله مواضع ترکیه بود.

رجب طیب اردوغان پیش از سخنرانی نتانیاهو، در نشست مجمع عمومی سازمان ملل درباره وضعیت غزه، سیاست اسرائیل را به‌شدت مورد انتقاد قرار داده و خواستار افزایش فشار بین‌المللی برای پایان دادن به وضعیت انسانی در غزه شده بود.

اردوغان همچنین در سخنرانی خود خواستار اصلاح ساختار سازمان ملل و شورای امنیت شده و استدلال کرده بود که ساختار کنونی سازمان ملل توانایی لازم برای مقابله با بحران‌های جهانی را ندارد.

از این منظر، تقابل لفظی نتانیاهو و اردوغان صرفاً یک اختلاف شخصی نیست؛ بلکه بخشی از اختلاف عمیق‌تر میان مواضع دولت اسرائیل و دولت ترکیه درباره جنگ غزه، مسئله فلسطین و نقش سازمان ملل است.

سازمان همکاری اسلامی؛ چرا واکنش کشورهای منطقه متفاوت است؟

بخش دیگری از این بحث به کشورهای عربی و سازمان همکاری اسلامی مربوط می‌شود.

منتقدان سیاست کشورهای عربی می‌پرسند چرا دولت‌هایی که از تحولات منطقه آسیب می‌بینند، واکنش مشترک و هماهنگ‌تری نشان نمی‌دهند.

اما این مسئله نیز ساده نیست.

کشورهای خلیج فارس روابط متفاوتی با آمریکا دارند و سطح همکاری امنیتی و نظامی آنها یکسان نیست. برخی از این کشورها میزبان نیروها و تأسیسات نظامی آمریکا هستند و روابط امنیتی نزدیکی با واشنگتن دارند.

در عین حال، همین کشورها در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند روابط خود را با طرف‌های مختلف منطقه، از جمله ایران و اسرائیل، مدیریت کنند.

قطر نیز جایگاه متفاوتی دارد؛ این کشور علاوه بر روابط امنیتی با آمریکا، در پرونده‌های مربوط به مذاکرات غزه و میانجیگری میان طرف‌های درگیر نقش داشته است.

بنابراین، عدم صدور یک واکنش نظامی یا سیاسی واحد از سوی کشورهای منطقه را نمی‌توان صرفاً به یک علت نسبت داد. منافع امنیتی، روابط اقتصادی، نگرانی از بی‌ثباتی داخلی، روابط با آمریکا و نقش هر کشور در بحران‌های منطقه‌ای، همگی در تصمیم‌های آنها مؤثرند.

از «اعتراض دیپلماتیک» تا تغییر واقعی در سیاست

یکی از پرسش‌های اصلی مطرح‌شده در این گفت‌وگو این است که خروج نمایندگان از سالن یا صدور بیانیه‌های سیاسی تا چه اندازه می‌تواند سیاست اسرائیل را تغییر دهد.

این پرسش اهمیت دارد، زیرا سازمان ملل در سال‌های اخیر بارها شاهد صدور قطعنامه‌ها، بیانیه‌ها و اعتراض‌های گسترده درباره جنگ غزه بوده است؛ اما میان موضع‌گیری دیپلماتیک و اعمال فشار مؤثر بر رفتار دولت‌ها فاصله وجود دارد.

نمونه روشن این شکاف، رابطه آمریکا و اسرائیل است. با وجود اختلافات سیاسی، همکاری امنیتی دو کشور همچنان گسترده باقی مانده است. گزارش خدمات پژوهشی کنگره آمریکا مجموعه‌ای از قوانین، بودجه‌ها و مصوبات مرتبط با حمایت امنیتی از اسرائیل را ثبت کرده است.

حتی در سال‌های اخیر که انتقادهای بین‌المللی از عملیات اسرائیل در غزه افزایش یافته، این ساختار همکاری به‌طور کامل از بین نرفته است.

از سوی دیگر، دولت اسرائیل اتهام‌های مربوط به ارتکاب نسل‌کشی و جنایات جنگی را رد می‌کند و می‌گوید عملیات نظامی آن علیه حماس و دیگر گروه‌های مسلح انجام می‌شود.

به همین دلیل، برای تحلیل وضعیت باید میان اتهامات مطرح‌شده علیه اسرائیل، موضع رسمی اسرائیل، ارزیابی نهادهای بین‌المللی و شواهد میدانی تفاوت قائل شد.

اپستین؛ ادعایی که نیازمند تفکیک از واقعیت‌های مستند است

در متن اولیه، موضوع پرونده جفری اپستین نیز به‌عنوان بخشی از رابطه میان قدرت سیاسی آمریکا، اسرائیل و نتانیاهو مطرح شده است.

اما این بخش باید با احتیاط بیشتری روایت شود.

وجود پرونده‌های اپستین و انتشار اسناد مرتبط با آن یک موضوع مستند است، اما از این مسئله نمی‌توان بدون ارائه اسناد مشخص نتیجه گرفت که انتشار یا استفاده سیاسی از این پرونده‌ها مستقیماً ابزاری برای تهدید نتانیاهو علیه ترامپ یا دولت آمریکا بوده است.

بنابراین، اگر این بخش در یک گزارش رسانه‌ای منتشر شود، بهتر است با عباراتی مانند «در این تحلیل مطرح شده است» یا «منتقدان چنین برداشتی دارند» بیان شود، نه به‌عنوان یک واقعیت اثبات‌شده.

این تفکیک برای یک رسانه حرفه‌ای اهمیت زیادی دارد؛ زیرا گزارش تحلیلی باید هم‌زمان با طرح دیدگاه‌های سیاسی، مرز میان واقعیت، ادعا، تحلیل و برداشت شخصی را حفظ کند.

چرا نتانیاهو از نمادهای تصویری استفاده می‌کند؟

نتانیاهو در سخنرانی‌های سازمان ملل بارها از ابزارهای بصری برای انتقال پیام سیاسی استفاده کرده است.

در سخنرانی امسال نیز پیجر به یک نماد تبدیل شد.

از نگاه نتانیاهو، این وسیله نماد توانایی اسرائیل در هدف قرار دادن ساختارهای حزب‌الله بود. او در سخنرانی خود علاوه بر اشاره به پیجرها، از عملیات اسرائیل علیه حماس و حزب‌الله و همچنین جنگ با ایران سخن گفت و آنها را در چارچوب روایت امنیت ملی اسرائیل قرار داد.

اما از زاویه منتقدان، استفاده از یک وسیله مرتبط با عملیات انفجار پیجرها در تریبون سازمان ملل می‌تواند به‌عنوان نمایش قدرت نظامی تعبیر شود.

همین دو برداشت متفاوت نشان می‌دهد که چرا تصاویر سیاسی گاهی حتی بیشتر از کلمات سخنران اثرگذار می‌شوند.

مسئله فقط نتانیاهو نیست

یکی از مهم‌ترین نکات این بحث آن است که حتی اگر نتانیاهو از صحنه سیاسی اسرائیل کنار برود، بسیاری از اختلافات موجود در منطقه الزاماً از بین نخواهد رفت.

اسرائیل دارای نهادهای امنیتی، نظامی، سیاسی و اقتصادی مستقلی است و سیاست خارجی این کشور صرفاً توسط یک نخست‌وزیر تعیین نمی‌شود.

از سوی دیگر، رابطه اسرائیل و آمریکا نیز به اشخاص محدود نیست. همکاری دفاعی، اطلاعاتی، اقتصادی و سیاسی دو کشور طی دهه‌ها شکل گرفته و در ساختارهای رسمی آمریکا نیز انعکاس یافته است.

بنابراین، تغییر یک نخست‌وزیر می‌تواند سیاست‌های خاصی را تغییر دهد، اما لزوماً به معنای تغییر کامل رابطه آمریکا و اسرائیل یا پایان اختلافات اسرائیل و فلسطین نیست.

این همان نقطه‌ای است که تحلیل از «شخص نتانیاهو» عبور می‌کند و به ساختار سیاسی و امنیتی منطقه می‌رسد.

غزه؛ نبرد روایت‌ها در کنار نبرد میدانی

جنگ غزه تنها در میدان نظامی دنبال نشده است؛ بخش مهمی از آن در حوزه رسانه و افکار عمومی نیز جریان داشته است.

اسرائیل تلاش کرده است روایت خود درباره حمله ۷ اکتبر، امنیت شهروندان اسرائیلی و تهدید گروه‌های مسلح را مطرح کند. در مقابل، فلسطینی‌ها و دولت‌های منتقد اسرائیل بر شمار بالای قربانیان غیرنظامی، تخریب زیرساخت‌ها و وضعیت انسانی غزه تمرکز کرده‌اند.

نتانیاهو در سخنرانی امسال نیز بر حمله ۷ اکتبر و اقدامات حماس تأکید کرد و عملکرد ارتش اسرائیل را ستود.

در مقابل، منتقدان اسرائیل معتقدند پاسخ نظامی اسرائیل از حد دفاع مشروع فراتر رفته است. اسرائیل این اتهامات را رد می‌کند.

در نتیجه، جنگ غزه اکنون علاوه بر میدان نظامی، به نبردی بر سر روایت، تصویر، افکار عمومی و مشروعیت سیاسی نیز تبدیل شده است.

و پرسش نهایی: چه چیزی می‌تواند این چرخه را تغییر دهد؟

تصویر نتانیاهو پشت تریبون سازمان ملل، با پیجری در دست و سالن‌هایی که بخشی از صندلی‌های آن خالی شده بود، بیش از آنکه پایان یک بحران را نشان دهد، تصویری از یک بحران چندلایه است.

در یک سوی این صحنه، اسرائیل قرار دارد که تلاش می‌کند اقدامات نظامی خود را در چارچوب امنیت ملی و مبارزه با گروه‌های مسلح توضیح دهد.

در سوی دیگر، فلسطینی‌ها و دولت‌هایی قرار دارند که اقدامات اسرائیل را محکوم می‌کنند و خواهان پایان جنگ و افزایش فشار بین‌المللی هستند.

در میان این دو، آمریکا قرار دارد؛ کشوری که از یک سو رابطه امنیتی و راهبردی عمیقی با اسرائیل دارد و از سوی دیگر، در مقاطع مختلف درباره برخی اقدامات دولت نتانیاهو اختلاف‌نظر یا انتقاد علنی نشان داده است.

و در سطح منطقه نیز کشورهایی قرار دارند که میان فشار افکار عمومی، منافع امنیتی، روابط اقتصادی و مناسبات خود با آمریکا و دیگر قدرت‌های جهانی در حال حرکت هستند.

به همین دلیل، خروج نمایندگان از سالن سازمان ملل اگرچه تصویری سیاسی و معنادار ایجاد می‌کند، اما به‌تنهایی نمی‌تواند معادله خاورمیانه را تغییر دهد.

آنچه اهمیت بیشتری دارد، این است که آیا این اعتراض‌های دیپلماتیک به اقدامات مشخص سیاسی، اقتصادی، حقوقی و بین‌المللی تبدیل می‌شوند یا خیر.

در نهایت، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که «چه کسی در سالن ماند و چه کسی بیرون رفت؟»

پرسش بزرگ‌تر این است:

آیا شکاف میان حمایت‌های رسمی دولت‌ها، تصمیم‌های امنیتی قدرت‌های بزرگ و فشار فزاینده افکار عمومی جهان، سرانجام به تغییر واقعی در سیاست‌های مربوط به جنگ غزه و مناقشه اسرائیل و فلسطین منجر خواهد شد؟

پاسخ این پرسش نه در یک سخنرانی، نه در یک پیجر و نه در تعداد صندلی‌های خالی یک سالن؛ بلکه در تصمیم‌های سیاسی و عملی دولت‌ها در ماه‌ها و سال‌های آینده مشخص خواهد شد.


بیشتر از خبرگزاری کوکچه کشف کنید

برای دریافت آخرین پست‌ها به ایمیل خود مشترک شوید

دکمه بازگشت به بالا