رهبران سیاسی سنتی همچنان در لافزنی و تهدیدهای تکراری غرق هستند
در حالیکه بیش از چهار سال از حاکمیت طالبان در افغانستان میگذرد، رهبران سیاسی سنتی این کشور همچنان در لافزنی و تهدیدهای تکراری غرق هستند، اما واقعیت نشان میدهد که نقش آنان در تحولات آینده افغانستان بسیار کمرنگ است.

در آستانه عید قربان، برخی رهبران سیاسی افغانستان با تهدیدهای بیپایه و لافزنیهای معمول، ادعا میکنند که توانایی کنار زدن طالبان را دارند، اما واقعیتها حاکی از بیاثر بودن فعالیتهای آنان و زنده بودن قدرت و نفوذ نسل جدید در آینده این کشور است.
رهبران سیاسی افغانستان در روزهای اخیر بار دیگر با ادعاهای توخالی درباره سرنگونی طالبان، نشان دادهاند که در حال حاضر جایگاهی در صحنه سیاسی ندارند. بیش از چهار سال از حاکمیت طالبان میگذرد، اما این رهبران تنها در نشستهای مطبوعاتی و همایشهای آنلاین حضور داشتهاند و عملکردشان در میدان عملی کمفایده بوده است. آینده افغانستان در دستان نسل جوان است، نه رهبرانی که خود را محور تحولات میدانند و در اثر تملق و تصویری جعلی، تصور میکنند قدرت در اختیارشان است.
در روزهای اخیر، برخی رهبران سیاسی افغانستان در قالب سخنرانیها و مصاحبهها، مجدداً ادعا کردند که میتوانند طالبان را کنار بزنند و در مسیر تغییرات سیاسی نقشآفرین باشند. یکی هشدار داد که اگر لازم باشد، «دشت لیلی» دیگری رقم خواهد خورد؛ یعنی زنگ خطری برای طالبان و نظام فعلی. دیگری گفت که با یک فراخوان، بساط طالبان را برخواهد چید.
این سخنان در حالی مطرح میشود که نزدیک به چهار سال از حاکمیت کامل طالبان در کشور میگذرد، و در این مدت، جز چند نشست مطبوعاتی، مصاحبه و همایش آنلاین، فعالیتهای ملموسی از این رهبران دیده نشده است. آنان همچنان بر این باورند که میتوانند آینده کشور را تغییر دهند، اما در عمل، اثر قابل توجهی نداشتهاند.
تحلیلگران معتقدند که دلیل این توهم قدرت، پدیدهی کیش شخصیت است؛ فرآیندی که در آن حلقهای از چاپلوسان و تملقگویان، تصویری اسطورهوار و دروغین از رهبر میسازند، و رهبر به تدریج این تصویر نادرست را باور میکند. این وضعیت، نشانگر ضعف واقعی و بیپایگاهی این رهبران است و تنها تظاهر به قدرت، آنها را در عرصه سیاسی نگه داشته است.
در مقابل، نسل نو و فعال افغانستان، که هنوز با واقعیتهای جامعه خود پیوند دارد و از نوستالژی و علایق گذشته فاصله گرفته، آینده را رقم خواهد زد. تغییرات حقیقی در کشور، به جای این رهبران فرسوده، باید در گرو تلاشهای نسل جدید برای ساختن افغانستانی متفاوت باشد.










