دیورند از همان جوانی وارد خدمات ملکی بریتانیا در هند شد و به دلیل هوش بالا، خیلی زود پیشرفت کرد. او برای درک بهتر منطقه، زبان فارسی را با سرعت عجیبی آموخت تا بتواند مستقیماً با سران افغانستان و ایران مذاکره کند.
او معتقد بود که افغانستان «کلید امنیت هند» است و نباید اجازه داد روسیه به این قلمرو نفوذ کند. در نگاه او، جغرافیا و کوههای افغانستان مانند یک سد دفاعی محکم برای حفاظت از منافع بریتانیا در آسیا بود.
دیورند در جریان جنگ دوم افغان-انگلیس، به عنوان منشی سیاسی در کنار فرماندهان نظامی به کابل رفت. او در آنجا با لحن متکبرانه ارتش بریتانیا نسبت به افغانها مخالفت کرد و معتقد بود باید با احترام بیشتری با آنها سخن گفت.
او در سن 35 سالگی به مقام وزیر امور خارجی هند بریتانیوی رسید که نشاندهنده توانایی بالای او در دیپلماسی بود. تخصص اصلی او در حل و فصل مسائل پیچیده مرزی و درگیریهای منطقهای میان قدرتهای بزرگ زمانه بود.
یکی از چالشهای بزرگ او، رابطه با امیر عبدالرحمن خان، حاکم وقت افغانستان بود که بسیار بدگمان و سختگیر بود. امیر در ابتدا فکر میکرد دیورند دشمن اوست، اما بعدها با میانجیگری دیگران، به او اعتماد پیدا کرد.
اوج کار دیورند در سال 1893 رقم خورد؛ زمانی که برای مذاکره درباره مرزهای افغانستان به کابل رفت. نتیجه این مأموریت، توافق بر سر مرزی بود که امروزه به نام «خط دیورند» شناخته میشود.
دیورند تنها به کابل و قندهار فکر نمیکرد، بلکه معتقد بود وجب به وجب مناطق مرزی از واخان تا کشمیر اهمیت استراتژیک دارند. او میخواست مرزهایی ترسیم کند که مانع یورش قبایل و نفوذ ارتشهای بیگانه به خاک هند شود.
پرسی سایکس، نویسنده زندگینامه او، معتقد است که دیورند مهمترین دیپلماتی بود که جلوی پیشروی کامل روسیه در آسیای مرکزی را گرفت. او با زیرکی توانست افغانستان را به یک منطقه حائل میان دو امپراتوری بزرگ تبدیل کند.
امروز با گذشت سالها، نام مورتیمر دیورند همچنان با مرزهای پرماجرای منطقه گره خورده است. او مردی بود که زندگیاش در میان نقشههای جغرافیایی، رقابتهای سیاسی و تلاش برای حفظ اقتدار بریتانیا گذشت.













شما باید داخل شوید برای نوشتن دیدگاه.