
بهار میمنت میمونیست، اگر با شکوهتر از همیشه تجلی یابد. اما چرا بهار در کشور من، این شکوه را ندارد؟ چگونه بتوانیم تبریک بگوییم، در حالی که در درونمان رنگارنگیِ انسانی واقعی را از دست دادهایم؟
ما فرخنده را به اشاره یک پلید تعویذ نویس بیسواد و شهوتران در کابل به آتش میسوزانیم. او که گناهی نکرده، با سنگهای سنگینتر از وزنی که قادر به حمل آن نیستیم، هدف حمله قرار میگیرد. در کدام زمان؟ زمانی که نه طالبان در حاکمیت بودند و نه تروریستها. آیا این نه نشاندهنده وجود مردان نامرد و دستگاههای فاسد است که در ارگ سلطنت میکنند و بر زندگیهای ما اثر میگذارند؟ سپس ما روز زن را تبریک میگوییم و در عین حال بانوی نوجوانی را که تحت فشار طالبان به اینجا کشیده شده، رسوا میکنیم.
این پیام نوروزی من است. برای نوروز دلآسایی دارم، اما برای تو دیگر مجال جولان زدن نیست. در دنیای پر درد و ناملایمات ما، نامها و نوشتهها به ما یادآوری میکنند که چه خونریزیها و چالشهایی را در دل داریم.
با وجود همه نگرانیها، بهار شما خجسته باد. آخرین زمستان ۱۴۰۳ رخت سفر بسته و راهی بیغولههای تاریخ میشود.
میمنت ورود بهار در سال ۱۴۰۴ را به شما هممیهنان، همزبانان، خراسانیان، تاجیکان و پارسیزبانان سراسر دنیا تبریک میگویم. بهار، فصل رویش و سبزیهاست و میزبان کاروان ارغوان و لالهها. این فصل، نماد زندگی و شادمانی است و باید آن را جشن بگیریم.
رویش سبزِ بهار برای هر یک از شما گوارا باشد و گامهای پرشکوه شکوفههای بهاری عطر دلانگیز و روح بلندتان را پر کند. بهار به ما نوید میدهد که صلح و آرامش به زندگی ما بازگردند و جنگ و نفرت به خزانههای تاریخ سپرده شود.
پیام نوروزی نویسنده، نه تنها آرزوی سلامتی و خوشبختی را برای هممیهنان ترویج میدهد، بلکه بر ضرورت امید و تلاش جمعی برای ساختن آیندهای بهتر تأکید میکند.
بیشتر از خبرگزاری کوکچه کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید










