
نشست اخیر «گروه کاری روند دوحه» در هتل گرند کابل، بیش از آنکه یک نشست فنی برای حل بحران مواد مخدر باشد، شبیه به یک مانور سیاسی بود. در حالی که نمایندگان طالبان و دیپلماتهای خارجی پشت میزهای آراسته از «دستاورد تاریخی» و «کاهش چشمگیر کشت خشخاش» سخن میگفتند، واقعیتهای تلخ در مزارع خشکیده هلمند و قندهار و آزمایشگاههای زیرزمینی تولید شیشه، داستان دیگری را روایت میکنند.
۱. مبارزه با مواد مخدر یا جنگ با معیشت کشاورز؟ طالبان با افتخار از به «صفر» رساندن کشت خشخاش سخن میگوید، اما تعمداً از «هزینه» این سیاست حرفی نمیزند. ممنوعیت ناگهانی کشت کوکنار بدون ارائه هیچگونه «معیشت جایگزین» واقعی، عملاً صدها هزار خانواده روستایی را به خاک سیاه نشانده است. جامعه جهانی و طالبان در این نشست در حالی به هم لبخند میزدند که کشاورز افغان، قربانی اصلی این معامله است. طالبان با زور سرنیزه کشت را متوقف کرده، اما شکمهای گرسنه را سیر نکرده است. آیا فقیرتر کردن مطلق جامعهای که نان شب ندارد، یک «دستاورد اخلاقی» است یا یک «فاجعه مدیریت شده»؟
۲. تغییر فاز از «تریاک» به «شیشه»؛ فریب آماری
ادعای طالبان مبنی بر اینکه مواد اولیه مخدرهای صنعتی (متآمفتامین/شیشه) از خارج میآید، فرار رو به جلو است. گزارشهای میدانی و تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که افغانستان در حال تبدیل شدن به یکی از قطبهای اصلی تولید متآمفتامین در منطقه است. تمرکز بر نابودی مزارع خشخاش (که قابل رؤیت است) ممکن است صرفاً پوششی باشد برای انتقال تجارت سیاه به سمت آزمایشگاههای مخفی تولید شیشه (که سودآورتر و پنهانتر است). انداختن توپ به زمین همسایگان و ادعای «واردات پیشسازها»، نمیتواند واقعیت وجود هزاران کارگاه تولید شیشه در داخل خاک افغانستان را پنهان کند.
۳. مواد مخدر؛ ابزار فشار برای مشروعیت
لحن طالبان در این نشست واضح بود: «ما کشت را متوقف کردیم، حالا نوبت شماست که پول بدهید.» به نظر میرسد موضوع مواد مخدر برای کابل، بیش از آنکه یک دغدغه شرعی یا بهداشتی باشد، یک کارت بازی سیاسی (Leverage) برای باجگیری از جامعه جهانی است. پیام نانوشته این است: «اگر به ما کمک مالی نکنید و رسمیت ندهید، شیر فلکه مواد مخدر دوباره باز خواهد شد.» طالبان امنیت جهان را گروگان گرفته تا قفل انزوای سیاسی خود را بشکند.
۴. نفاق جامعه جهانی
از سوی دیگر، موضع جامعه جهانی و یوناما نیز خالی از انتقاد نیست. نمایندگان بینالمللی در حالی برای طالبان کف میزنند که هیچ برنامه مدونی برای نجات اقتصاد روستایی افغانستان ندارند. اکتفا کردن به «تقدیر و تشکر» و برگزاری نشستهای شیک در هتلهای کابل، دردی از کشاورزی که تنها منبع درآمدش قطع شده، دوا نمیکند. جامعه جهانی با تمجید از این سیاست قهری، عملاً چشمان خود را بر نقض حقوق اقتصادی میلیونها افغان بسته است.
نشست کابل شاید برای دیپلماتها و مقامات طالبان یک «نمایش موفقیت» بود، اما برای مردم افغانستان زنگ خطری جدی است. مبارزه با مواد مخدر بدون زیرساخت اقتصادی، تنها به عمیقتر شدن فقر، افزایش مهاجرت و تغییر الگوی تولید به سمت مواد خطرناکتر صنعتی منجر میشود. تا زمانی که «معیشت جایگزین» از یک شعار در کنفرانسها به نانی در سفره کشاورز تبدیل نشود، این «کشتِ صفر»، آرامشی قبل از طوفان خواهد بود.











