افغانستانحقوق بشرزندگی

فریاد زنان پشتون: دردی فراتر از سکوت و توجیه

چگونه می‌توان سکوت کرد وقتی صدای زن پشتون از دل تاریک‌ترین ظلم‌ها با گریه و فریاد بلند می‌شود؟ این درد، فریاد یک نسل است که زیر سایه مردسالاری و قبیله‌گرایی له شده است.

نویسنده

در جامعه‌ای که مردسالاری به‌نام “غیرت” جسم و روح زنان را مورد حمله قرار داده، سکوت به معنای همدستی با ظلم و ستم است. این تنها درد یک زن نیست؛ فریاد همه زنانی است که اسرار را در دل دارند و از ظلم و سرکوب رنج می‌برند. زن پشتون قربانی فرهنگی است که نه دین و نه انسانیت، بلکه تنها نقابی بر چهره رفتارهای حیوان‌صفتانه مردانی است که خواهرشان را نه به عنوان انسان، بلکه به عنوان یک شکار می‌نگرند.

در برابر این ظلم، ایستادن کمترین کاری است که می‌توان کرد. باید فریاد زد نه به سکوت! نه به توجیه! و نه به غیرت دروغین! آری، به آزادی، به کرامت و به بازپس‌گیری خانه‌ای که باید پناهگاه باشد و نه شکنجه‌گاه.

زنان پشتون، قربانیان بی‌دفاع فرهنگی هستند که از ریشه‌های جاهلیت قبیله‌ای تغذیه می‌کند. این درد عمیق، گسسته و تسکین‌ناپذیر است. فقر و گرسنگی، ممکن است تاب آورده شود، اما آیا می‌توان هر نوع گرسنگی‌ای را درمان کرد؟ گرسنگی نان با لقمه‌ای فروکش می‌کند، اما گرسنگی برای کرامت، آزادی و امنیت چگونه تسکین می‌یابد؟

ناتوانی در پاسخ به این سوال، واقعیت تلخی است. اگر شما نام غیرت را بر زبان می‌آورید، چگونه می‌توانید شب را آسوده در بستر خود بگذرانید، در حالی که خواهرانتان در چهاردیواری خانه‌ای که باید مکان امنی باشد، تحت چنگال درندگانی اسیر هستند که به جای حمایت، خصومت و خشونت خود را بر آنان تحمیل می‌کنند؟

افراطیت، این هیولای تاریک، ریشه‌های خود را در جان و خونتان دوانده و در هر جا که سایه افکنده، همراه با خود جهل، خشونت و بی‌عدالتی به ارمغان آورده است.

این فریادهای نرمی و پنهان شده در دل زنان پشتون، نه تنها صدای آنان، بلکه صدای نسلی است که با امید به بازگشت کرامت و حقوق خود در حال مبارزه است. آزادی و امنیت، حق اساسی هر انسانی است و تلاش برای تحقق آن، دیگر نباید تنها آرزویی دور از دسترس باشد.

نویسنده
دکمه بازگشت به بالا